تبلیغات
آموزش درس عربی - خاطره امروز کلاس درس با هشتمی ها

خاطره امروز کلاس درس با هشتمی ها

امروز توی کلاس 

این گلسای شیطان ما کاری کرد کارستان . ( ای وای مهسابود یا گلسا . از پارسال هم همش این دوتا راباهم دیگر اشتباه می گرفتمشان ) 

خب امروز این شیطانک ما عینک دوستش را گرفت و زد به چشمش بعدهم از خوشحالی این که عینک خیلی بهش میاد شروع کرد به گفتن : أنا طبیبة  .. أنا طبیبة ...

خب من هم از آن شیطان تر 

رفتم کنار میزش و خم شدم و گفتم : 

أنا مریضة . هل أنتِ تفحصیننی ؟ 

طفلی یک دفعه ای به خودش آمد و متوجه حرف من شد و گفت : 

أنا .. أنا لا طبیبة .. أنا غـ ... ؛ .. غ ل ط  کردم  


این حالت که بی مقدمه در کلاس پیش آمد و حرف هایی که رد و بدل شد نشان داد که دانش آموز مفهوم رابه خوبی متوجه شده . 

یاد حرف همکاری افتادم که بهم می گفت .................................

حالا هرچی می گفت . من که دارم با این عربی جدید زندگی میکنم . وخیلی هم خوشحالم از این تغییر 

اما بعدش یک تشکر ویژه از آقای احسن نیا همکار محترم که در بیان این خاطره فرمودند : 

از میان این پیام ها یک پیام مقروء من شد 

آن پیامی که معلم نقش یک استاد فن شد 

پیش چشم بچه ها نقش یک بیمار بود اما 

دکترین و درس خویش تاابد الگوی من شد 


قطعا و یقینا دانش آموزان من همه شان درسشان خوب نیست . اما نباید از خوب ها و خوبترین ها غافل شد . من منتظرم تا همه نه اکثرشان عالی بشوند . 




موضوع: آموزش عربی پایه هشتم، عمومی، خبر نامه ،
[ شنبه 24 آبان 1393 ] [ ساعت 21 و 19 دقیقه و 02 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]