وقتی که دست وپایم شکست

وقتی که دست وپایم شکست  


داستان از این قرار بودکه .... 

لاعبونَ برای اینکه حدائق را بین فائزینَ تقسیم کنند ، آمدند بین حدائق ؛ أحجاری را چیدند . طلاّب که داشتند از آنجا رد می شدند دسته ای از مفاتیح را پیدا کردند و شروع کردند به دنبال صاحب آنها گشتن . اما ...

آنها تو راه به طالبات برخوردند و از دیدن اقوامشان واینکه صحیح وسلامت هستندخیلی خوشحال شدند . آخر تو راه بعضی هارا دیده بودند که دست وپایشان شکسته بود و پیچ ومهره شان کرده بودند . تازه چی !!! هرکی یک جایش پیچ و مهره شده بود . یکی پایش ؛ یکی سرش , یکی دستش و.... 

حالا کدام یکی از شماعزیزان می تواند کلمات قرمز رنگ را برای من ترجمه کند ؟ کدامتان می توانید بگویید ما به دنبال چه هدفی هستیم ؟ اصلا اینها که گفتم کیا بودند ؟ من وشما می شناسیمشان ؟ 

پاسخ ها پایین تو نظرات همین پست . اونها راهمین جا بنویسید تا ببینم . 




موضوع: یادگیری . روش های تدریس . طرح درس، کتاب عربی هفتم چاپ 93، آموزش پایه هفتم ، ویژه دانش آموزان، آموزش پایه هفتم،
[ دوشنبه 29 دی 1393 ] [ ساعت 07 و 47 دقیقه و 20 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]