پاسخ به سوالات آقای جلالی

باسلام و تبریک سال نو 

با عرض پوزش از تأخیر درپاسخ . سوالات وپاسخ ها تقدیمتان می شود.

تفاوت س و سوف را عنوان کرده بودید : نیازی نیست که دانش آموز معنایی را که بین بزرگان این علم اختلاف نظر هست را بداند . اینکه س برای آینده نزدیک به کار می رود و سوف برای آینده ای دورتر . چرا که درهمین باب آیه قرآن هست که سوف را به معنای به زودی ترجمه کرده اند . لازم است که به کتب قرآن پایه هفتم و هشتم یک نیم نگاهی داشته باشید . 

فرموده بودید : اگر به دانش آموز شناخت ، ساخت فعل ؛ جنس ؛ زمان یاهمان صیغه را نگوییم خیانت کرده ایم .

پاسخ این است : خیانت اصلی را به این زبان وقتی کردیم که با قواعدی خشک به قول استاد عباچی با درس عربی شطرنج بازی کردیم . 
وقتی که دانش آموز را به وادی قواعدی سوق دادیم که اصلا به کارش نیامد مگر در حوزه طلبگی و تفسیر قرآن  . که مگر همه دانش آموزان ما مفسر قرآن خواهند شد یا طلبه ؟ 

و باز هم می گویم که دانش آموز وقتی خودش مطلبی را کشف کند شیرینی کشف را خواهد چشید و خود علاقمند خواهد شد . 

نمی گویم با متد جدید همه دانش آموزان علاقمند شده اند . خیر . اما می دانم که حداقل این است که دانش آموز متن را می خواند . ترجمه را می فهمد ولو به شکل تحت اللفظی نه درک متن . و اگر با فردی عرب زبان برخورد کند حداقل این است که می تواند ارتباطی از نوع ساده برقرار کند . 

درمورد اسم مثنی و جمع مذکر و نحوه آموختن آنها روش تدریس ارائه داده بودید

بله . بسیار هم عالی و خوب . اما باید بدانیم که به تعداد همه معلمین روش های تدریس وجود دارد و هیچ وقت نمیتوان یک روش تدریس را تعمیم داد و حتی برای یک دوره طولانی استفاده کرد . چرا که از حوصله کلاس خارج می شود و دانش آموزان این عصر تنوع پذیرند . 

درباره نوشتن ابا حمید ؛ ابو حمید ؛ ابی حمید گفته بودید که ابا حمید فقط در منادا به کار می رود .

خیر . اباحمید درموارد دیگر هم کاربرد دارد . وقتی اسم حروف مشبهه بالفعل یا خبر افعال ناقصه یا مفعول و یا منادای مضاف و یا ..... قرار بگیرد با اعراب فرعی فتحه می آید و نصبش به الف . 
این اسماء خمسه که دانش آموز میخواهد بداند اب در هرحالتی که باشد پدر است و البته در جمله می تواند نقش های متعددی بپذیرد . 

به عنوان نمونه دانش آموز باید تشخیص دهد که معنای جملات زیر به شکلی است که آورده می شود : 

رأیت ُ أبا حمیدٍ فی السوق . پدر حمید را دربازار دیدم 

أبوحمید یعمل فی السوق . پدرحمید دربازار کار می کند . 

یا أبا حمید ! أین کنتَ أمس ؟ ای پدرحمید دیروز کجا بودی  و ...... 

این است که به درد دانش آموز می خورد نه اینکه اسماء خمسه با اعراب فرعی به این شکل و آن شکل می ایند .  وبهتر است که دانش آموز خودش قواعد را کشف کند تا در ذهنش جای بگیرد . 













موضوع: آموزش عربی پایه هشتم، پاسخ به نظرات ، کتاب عربی هشتم .،
[ دوشنبه 3 فروردین 1394 ] [ ساعت 11 و 39 دقیقه و 31 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

پاسخ به سوال آقای ا - ج

باسلام حضور شما 

سوال فرموده بودید در چه حد باید با دانش آموزان پایه هفتم فعل ماضی را آموزش داد ؟ آیا فقط در حد تشخیص ؟ 

بله . دانش آموز هفتم و هشتم فقط در حد تشخیص و سپس تشخیص و کاربرد فعل ماضی و مضارع را آموزش می بیند . یعنی ابتدا فعل را تشخیص می دهد سپس به کار می برد . 

به نمونه سوال دقت شود : 

فعل ماضی مناسب را انتخاب کرده و درجای خالی بنویسید . 

الطلاب ........ إلی الصف .        ذهبا                 ذهبوا 

أنا ......... الواجبات .              کتبتَ                کتبتُ 

و.......... 

به همین ترتیب هم فعل مضارع . 
چنان چه بررروی لغات تاکید نمایید نتیجه مطلوب به دست خواهد آمد . 






موضوع: آموزش عربی پایه هشتم، آموزش پایه هفتم، پاسخ به نظرات ،
[ دوشنبه 21 مهر 1393 ] [ ساعت 14 و 04 دقیقه و 41 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

مضاف و مضاف الیه به درخواست شکیلا

شکیلا خانم سلام 

وقتی دوتا اسم پشت سر هم می آیند یا ترکیب وصفی هستند یا ترکیب اضافی 

در ترکیب وصفی بهشان میگوییم موصوف و صفت  . و در ترکیب اضافی میگوییم مضاف و مضاف الیه 

اما از کجا بفهمیم . اولا اینکه صفت مفهومش مشخص است . دوم اینکه وقتی مثلا میگویی کتاب ِ محمد 

کافی است اون کسره را از زیر کتاب برداری و یک ویرگول بگذاری و بعد جمله را بخونی با یک است . یعنی بگویی : کتاب ، محمد است . جمله ات معنی ندارد پس محمد میشود مضاف الیه 


مضاف الیه همیشه مجرور است یعنی  ِ  یا   ٍ  می گیرد . 

اما مضاف نقش نیست . بنابراین به نقشش توی جمله نگاه می کنیم . می بینیم که مثلا فاعل است یا نبتدا است یا خبر از نوع اسم است یا مفعول است یا مجرور به حرف جر و.... 

و بعد از اینکه نقشش را تشخیص دادیم حالا برایش حرکت می گذاریم . مثال : 

رأیتُ والد تلمیذ فی الشارع  . 

میگوید دیدم . کی دید ؟ تُ نشان میدهد که من دیدم . پس تُ میشود فاعل 

چه کسی را دید ؟ پدرمحمد را دید . الان چدر محمد دوتا اسم هستند که به هم اضافه شده اند و ترکیبشان هم اضافی است یعنی همان مضاف و مضاف الیه . 

گفتیم مضاف نقش نیست پس باید دنبال یک نقش برای والد باشیم . می گوید دیدم . چه کسی را ؟ پدر را . 

بنابراین پدر  ؛ مفعول است و مفعول هم منصوب است . یعنی  ً یا َ  و چون اینجا بعد پدر یک مضاف الیه داریم و پدر مضاف شده بنابراین تنوین نمیگیرد و فقط   َ  بهش میدهیم و می نویسیم والدَ محمد ٍ 

ضمن اینکه بارها تو کلاس توضیح این مطلب را گفتم . اما  .... امان از شیطنت 




موضوع: آموزش پایه سوم راهنمایی، آموزش عربی پایه اول دبیرستان، پاسخ به نظرات ،
[ جمعه 29 فروردین 1393 ] [ ساعت 20 و 01 دقیقه و 53 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

پاسخ شهرزاد . اعراب محلی

شهرزاد جان سلام . 

سوالت را در پیام ها گذاشته بودی و مجبور شدم اینجا پاسخ بدهم . 

اعراب محلاً منصوب یا محلا مرفوع 

زمانی که اعراب کلمه ای را نتوانیم تغییر بدهیم از اعراب خودش استفاده می کنیم و در هر نقشی که باشد آن کلمه ، براساس نقشش می گوییم محلا مجرور . محلا منصوب . یا محلا مجرور 

مثلا کلمه ( هذه ) از کلماتی است که هیچ وقت اعرابش تغییر نمی کند . حالا به این سه جمله دقت کن : 

هذه محفظة ٌ  .  

نظرت هذه البنت إلی السماء . 

رأیت ُ هذه التلمیذة فی المدرسة . 

در جمله اول : هذه مبتدا است و مبتدا باید مرفوع باشد یعنی ُ  یا  ٌ   . اما چون اعراب هذه تغییر نمی کند می گوییم محلا مرفوع ( یعنی در جایی قرار گرفته که باید مرفوع باشد ولی نمیتواند ) 

در جمله دوم : هذه فاعل است و فاعل باید مرفوع باشد اما باز مثل شکل اول نمی تواند علامت رفع را بگیرد پس می گوییم محلا مرفوع 

در جمله سوم : هذه مفعول است و مفعول هم منصوب است یعنی  َ  یا  ً  . اما باز اعراب هذه همن است که بوده پس می گوییم مفعول و محلا منصوب 

همینطور در عبارتی که هذه مجرور به حرف جر و یا مضاف الیه باشد که می گوییم محلا مجرور 




موضوع: پاسخ به نظرات ، آموزش عربی پایه اول دبیرستان، آموزش پایه سوم راهنمایی،
[ جمعه 29 فروردین 1393 ] [ ساعت 19 و 10 دقیقه و 16 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

جناب آقای صدری و پاسخ به سوالاتتان

چند تا سوال داشتم اگر محبت کنید پاسخ بدید ممنون شما می شم
درس اول 
ذهب هذان الرجلان الی خارج المدینة .                  این دومردبه بیرون از شهر رفتند .
اینجا دو مرد بودند اما از فعل مفرد ذهب استفاده کرده ؟؟؟؟ درصورتی که در ترجمه از فعل جمع استفاده شده 

إنّ هذا الرجل سرق الاموال .                به خدا سوگند . قطعا این مرد پول ها را دزدید .
اینجا با وجود اینکه فاعل مرفوع و علامت ضمه باید بگیر منصوب شده ؟؟ آیا ربطی به ان داره ؟؟

تا اونجایی که شنیدم بعضی از اسم ها مجازی مذکر یا مونث هستند و توی جمع بستند و صیفه فعل هاشون تاثیر می گذارند درسته ؟

درس دوم در عربی موصوف صفت از نظر اعراب و وزن بایدکاملا مثل هم باشند درسته ؟
در این جا برکه و آب مثل هم نیستند آیا حرف جر الی تاثیر گذاشته ؟؟
ذهبت غزالة الی بركة ماء وشربت منها .      آهویی به سوی آبگیرآبی رفت و از آن نوشید .

دو سوال شما در خصوص درس دوم 
درعبارت فوقع نطره .....  كلمه نظراسم است یا فعل ؟

کلمه نظره اسم 

درعبارت شكر الغزالة ...  كه ترجمه شده : از آهو تشكر شد . چرا كلمه از درجمله نیامده ؟
به خاطر اینکه آهو مفعول  و کلاق  از چی کسی تشکر کرد؟ از آهو 

پاسخ : 

فعل غایب اگر درابتدای جمله قرار بگیرد و فاعل به شکل اسم ظاهر بعد از آن بیاید به شکل مفرد آمده و در مفهوم ؛ جمع ترجمه می شود با توجه به فاعلش 

در جمله إنّ هذا الرجل ، الرجل فاعل نیست . فاعل در عربی بعد از فعل می آید و اگر قبل از فعل بود مبتدا است که در اینجا حرف إنّ  که از حروف مشبهه بالفعل است برسرمبتدا واقع شده و باعث منصوب شدن آن یا همان گرفتن فتحه شده که به آن اسم إنّ یا حرف مشبهه بالفعل گفته میشود . در ضمن اسم إنّ ؛ هذا می باشد و الرجل به شکل عطف بیان آمده که اعراب اسم اشاره را می گیرد . 

موردبعدی که فرمودید را اگر دقیق متوجه شده باشم مثل کلمه ارض مثلا ؛ بله . فعل به شکل مونث میاید . اما اگر مورد خاصی در نظرتان هست بفرمایید .

درس بعدی کلمه برکه و ماء ؛ صفت و موصوف نیستند بلکه ترکیب اضافی است که کلمه برکه به خاطر مجرور به حرف جر شدن کسره گرفته و چون مضاف هم هست تنوین و ال نگرفته . و کلمه ماء به خاطر مضاف الیه بودنش مجرور شده که چون ال نداشته ؛ تنوین گرفته است . 

و کلمه نظرُهُ ؛ نظر در اینجا اسم است چرا که فعل ماضی آخرش باید حرکت فتحه داشته باشد در حالی که در اینجا حرکت حرف آخر ضمه می باشد . و فعل مضارع هم نیست چرا که حروف أ . ت . ی . ن در ابتدای  آن نیامده است 

و در آخر فعل شکر از افعالی است که بدون حرف اضافه می آید مانند فعل سأل و معنای حرف در تقدیرشان است . در این حالت اسمی که معنی حرف را در تقدیر خود داشته باشد مفعول محسوب میشود . یعنی اسم الغزاله در اینجا مفعول است . 




موضوع: آموزش عربی پایه اول دبیرستان، آموزش پایه دوم راهنمایی، پاسخ به نظرات ،
[ سه شنبه 12 فروردین 1393 ] [ ساعت 20 و 08 دقیقه و 55 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

پاسخ تانیا

تانیا جان . اصلا سخت نیست . به حرفهای دیگران گوش نکن . شاید آنها خوب یاد نگرفتند . درضمن کتاب شما فوق العاده است . آنها باید حسرت کتاب شما را بخورند 



موضوع: پاسخ به نظرات ،
[ جمعه 2 اسفند 1392 ] [ ساعت 22 و 26 دقیقه و 57 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

پاسخ دوست عزیز

در جمله احب اخوانی من اهدی الی عیوبی

عزیزی که فرمودید در این جمله یک ضمیر می باشد . ی در اخوانی و ی در عیونی ..... و ی  در الی ّ سه ضمیر می باشد . 




موضوع: پاسخ به نظرات ،
[ چهارشنبه 8 آبان 1392 ] [ ساعت 18 و 30 دقیقه و 24 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

پاسخ به سوال پردیس خانم درمورد مضاف و مضاف الیه

پردیس جان

برای ترکیب اضافی لازم نیست که هر اسمی که بعد مضاف قرار میگیرد ال داشته باشد یا تنوین . بعضی از اسم ها نه ال میگیرند نه تنوین مثل ضمایر همانطور که خودت اشاره کردی در حضورهم . یک قانون کلی این است که ضمایر متصل به سه قسم کلمه اگر به اسم اضافه بشوند همیشه مضاف الیه هستند و محلا مجرور . دقیقا مثل هم در اینجا (حضورهم ) . هم مضاف الیه است و محلا مجرور و نقش حضور هم درجمله معلوم میشود .

یا اینکه اسم بعدش اسم علم است مثل الله که به کلمه عند اضافه شده . البته در  کلمه عند اختلاف است که آن را جزء اسم ها بیاورند یا حرف ها .





موضوع: آموزش عربی پایه دوم دبیرستان، پاسخ به نظرات ،
[ یکشنبه 24 دی 1391 ] [ ساعت 07 و 57 دقیقه و 20 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

پاسخ به سوال حسین اقای عزیز که ممکن است سوال خیلی از دوستان باشد .

سوال مطرح شده

در مثنی گفتید حالت نصبی فرعی جری اصلا این حالتا یعنی چی از کجا باید بفهمم کدومه که از ان و ین استفاده کنم

 

 

حسین اقا . مشکل این جا است که شما فکر کنم اصلا نمیدوانید نصب و جر و رفع چی هستند .
نصب موقعی است که اسم ما باید فتحه بگیرد یعنی --َ-- و جر زمانی است که اسم ما باید کسره بگیره یعنی --ِ-- و رفع موقعی که اسممان باید ضمه بگیرد یعنی --ُ-- و این ها هم مشخص است . فاعل و مبتدا و خبر تا اینجایی که شما خوندید مرفوعند . مفعول منصوب است . مجرور به حرف جر و مضاف الیه هم مجرورند

حالا اگر اسم ما مثنی باشد یا جمع مذکر سالم . با توجه به اینکه این اسم ها دوتا علامت دارند یعنی مثنی ( ان ِ . ین ِ ) و جمع مذکر سالم (ونَ . ینَ ) حالا باید ببینیم کدوم یکی از اینها کار رفع را برایمان میکنه و کدومشون کار نصب یا جر را . منم فقط این مورد را میگویم که هر جا نیاز به علامت رفع داشتی از (ان) برای مثنی و از (ون ) برای جمع مذکر سالم استفاده کن





موضوع: پاسخ به نظرات ، آموزش عربی پایه دوم دبیرستان،
[ سه شنبه 5 دی 1391 ] [ ساعت 13 و 34 دقیقه و 03 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

هانی جان

سلام هانی جان

 

5تا باب از مزیدها صرف شده . تو آرشیو بخش آموزش عربی پایه اول دبیرستان . لازم است که از انتهای صفحه نگاه کنید و بیایید بالا





موضوع: پاسخ به نظرات ،
[ دوشنبه 27 آذر 1391 ] [ ساعت 19 و 31 دقیقه و 35 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

پاسخ شما آقا مسعود .......

سلام
از مطالبی که اینجا گذاشتید ممنونم و استفاده کردم.
سئوالی داشتم لطفا بفرمائید که کلمه ای هر روز استفاده می کنیم و به معنی اجازه داشتن بکار می بریم ایا فعل است اگر فعل است مصدر زمان حال و گذشته اش چیست ؟ با تشکر

 

سلام . اگر سوالاتتان را به شکل خصوصی ارسال نفرمایید متشکر میشوم  به این علت که در همان جا امکان پاسخ گویی مهیا میشود .

اما کلمه إذن با سکون حرف وسط به معنای اه اجازه دادن است  که فعل ماضی آن به شکل أذِنَ  و مضارع آن یأذن میباشد .

همچنین سَمَحَ که مضارع آن یسمح میباشد به معنای اجازه دادن است

و إستأذن به معنای اجازه خواستن





موضوع: پاسخ به نظرات ،
[ دوشنبه 27 آذر 1391 ] [ ساعت 17 و 52 دقیقه و 37 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

مذکر و مونث مجازی و معنوی به درخواست دوستان

مذکر چیست ؟ مونث چیست ؟

کلمات مذکر را تو تعریفشون میگوییم : کلماتی که بر جنس نر دلالت میکنند

و مونث را هم کلماتی میدونیم که برجنس ماده دلالت میکنند .

اما آیا واقعا همینطور است ؟ مثلا ما برای میز که به شکل منضدة آورده میشود میتونیم بگوییم که جنس میز مونث است یا فقط به خاطر یک سری نشانه ها و علامت ها تشخیص مذکر و مونث را می دهیم ؟

حالا باید بگوییم که مذکر و مونث هرکدامشون یا حقیقی هستند یا مجازی

مذکر حقیقی "

انسان و حیوان را که از جنس نر باشند را میگویند . مثل : رجل (مرد) / ثور(گاونر) دیک(خروس ) /سیّد(آقا) /

  أخ(برادر) / ابن (پسر)

اما مذکر مجازی :

هرچیزی که علامت مونث را نداشته باشد و غیر از انسان و حیوان مذکر باشد مثل:

نهر(رود) / قمر(ماه) / جدار(دیوار) / باب(درب ) و......

 

اما مونث ها

مونث حقیقی :

شامل انسان و حیوان از جنس ماده میشود . مثل :

امرأة (زن)  / دجاجة (مرغ) / بقرة (گاوماده ) / سیدّة (خانم ) /

واما مونث مجازی :

شامل مونث های غیر از انسان و حیوان میشود مثل :

شجرة (درخت) / منضدة (میز) / محفظة (کیف )

در واقع مونث مجازی را می توان گفت : اسمی است که علامت مونث را دارد اما حقیقتا مذکر یا مونث بودنش معلوم نیست .  

والبته باید بدانیم بعضی از کلمات هم هیچ نشانی از مذکرو مونث بودن ندارند ولی به صورت قراردادی یا مفهومی برای مذکر یا مونث به کار میروند . مثل :

شمس (خورشید ) که مونث است .

ارض (زمین ) که مونث است .

عصی (عصا) چوبدستی 

این دوتا مثال از کلماتی هستند که مونث مجازی هستند و علامت مونث بودن را هم ندارند .


مونث معنوی 

اسم هایی هستند که بدون داشتن علامت مونث محسوب می شوند . و معمولا اسم های زیر جزو مونث های معنوی محسوب می شوند . 

1- اسم برخی از شهرها و کشورها و قیبله ها مثل ایران . شام . قریش 

2- اسم برخی از اعضای زوج بدن مثل رٍجل (پا) یا عین (چشم) 

3- اسم های علم مونث مثل مریم 

4- اسم هایی که مخصوص زنان است مثل أخت یا أم 


اخت که درمفهوم به معنای خواهر است و مونث وامّ که به معنای مادر است و مونث (به این کلمات مونث معنوی گفته میشود )

اما علامت های یک اسم مونث چیا هستند؟ از کجا بفهمیم که این اسم مثلا مونث است؟

معمولا علامت های اسم مونث اینها میباشند :

ة که بهش میگوییم تای تأنیث  مثل : فاطمة / سعیدة

اء که بهش میگوییم الف ممدود مثل : زهراء / حمیراء

ی که بهش میگوییم الف مقصوره مثل : لیلی / کبری

 

آهان . یکی دیگر هم موند . اونم اینکه بعضی از اسم ها هستند که جنسشان مذکر است ولی علامت مونث را هم دارند مثل حمزة / معاویة که به این اسم ها مونث لفظی گفته میشود . یادتان باشد با این ها مثل اسم های مذکر رفتار کنید .

 

سوال دیگه ای اگر هست را نمیدانم . تا جایی که فکر میکردم مناسب حال باشد را گفتم .

 





موضوع: آموزش عربی پایه اول دبیرستان، عمومی، پاسخ به نظرات ،
[ سه شنبه 16 آبان 1391 ] [ ساعت 22 و 14 دقیقه و 26 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

آواخانم تحلیل عبارتت

سلام من یه خواهشی دارم
میشه جمله "فیه بعض الاشارات" تحلیل صرفی کنید؟

بعض : اسم . مفرد . مذکر . معرفه به اضافه . معرب . / مبتدای مؤخر و مرفوع

الاشارت : اسم . جمع مؤنث سالم . معرب . معرفه به ال / مضاف الیه و مجرور

فی : حرف جر . عامل . مبنی برسکون

ه : اسم . ضمیر متصل . مفرد مذکر غایب . معرفه . مبنی /

فیه : خبر از نوع شبه جمله (جارو مجرور )





موضوع: پاسخ به نظرات ، عمومی،
[ یکشنبه 14 آبان 1391 ] [ ساعت 21 و 48 دقیقه و 15 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

پاسخ به سوال محمد در مورد همزه فعل امر

باسلام خدمت شما میشه بگید ببینم که آیا فعل امر همیشه حمزه میگیرد اگر آره برای چه اگ نه برای چه اگر می شود لطف کنید به وبلاگ من بیاید و جواب را بدهید مرسی
 
 
پاسخ شما : محمد جان . سلام . خیر . فعل امر همیشه همزه نمی گیرد . زمانی فعل امر همه میگیرد که بعد از حذف حرف مضارعه ، حرف اول ساکن باشد . مثال :
تذْهبُ که بعد از حذف ت حرف ذ ساکن است . بنابراین همزه اول آن می آوریم تا بتوانیم بخوانیم .
اما فعل مثلا تُعَلّمُ بعد از برداشتن ت از اول آن حرف ع حرکت دارد . بنابراین نیازی به همزه امر نداریم .
ببخشید که نتوانستم تو وبلاگت جواب بدهم




موضوع: پاسخ به نظرات ، آموزش پایه سوم راهنمایی،
[ شنبه 15 مهر 1391 ] [ ساعت 20 و 19 دقیقه و 10 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

اقا امین خسته نباشید یا خسته نشوید

اقا امین . عذرخواهی از دیرشدن پاسختان

یک بار نوشتم و فرستادم . اما ظاهرا میهن بلاگ مشکل پیدا کرده بود و یک چند روزی دسترسی نداشتم ضمن اینکه نوشته اولی رو هم ذخیره نکرده بود

این هم سوال شما:

تحلیل صرفی و اعراب عبارت

استقبل المدیرُ سعیداً بحفاوة

 

استقبل : فعل ماضی . للغایب . متعدی. مبنی للمعلوم . ثلاثی مزید (استفعال ) . مبنی/ فعل و فاعل ان المدیر

المدیر : اسم . مفرد . مذکر . مشتق 0(اسم فاعل ) معرب . معرفه به ال . صحیح الاخر / فاعل و مرفوع

سعیداً : اسم . مفرد . مذکر  . مشتق ( صفت مشبهه) . معرب . معرفه (علم. چون اسم شخص است در اینجا) . صحیح الاخر / مفعول و منصوب

ب: حرف جر . عامل . مبنی برکسر

حفاوة : اسم . مفرد .مونث . جامد . نکره . معرب . صحیح الاخر / مجرور به حرف جر

بحفاوة : جارو مجرور

 

 





موضوع: پاسخ به نظرات ،
[ چهارشنبه 5 مهر 1391 ] [ ساعت 00 و 06 دقیقه و 52 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

مبینا خانم سوال رو به شکل خصوصی ....

مبینا خانم سلام

اول اینکه خواهش میکنم سوالتون رو به شکل خصوصی نزنید چرا که امکان پاسخش تو همون بخش نظرات نیست و مجبور میشم بدون پاسخ بذارمشون . چون سوالاتتون خرد است و خاص خودتون و کلی نیست که به درد همه بچه ها بخوره .

دوم اینکه معنای نستطیع به معنی قادر میباشیم هست و معادل انگلیسیش رو خودتون زحمتش رو بکشید .

وصعصع  به معنای متفرق و پریشان شد می باشد . وصعصعه به معنای گیاهی است که شکم رو به کار میندازد (درواقع مسهل است) .

 





موضوع: پاسخ به نظرات ،
[ یکشنبه 6 آذر 1390 ] [ ساعت 20 و 48 دقیقه و 33 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

سوالات مبینا خانم و شاید سوال خیلی از شماها

سوالاتی که مبینا خانم کرده اند و شاید سوال خیلی از شماها هم باشد . من عین سوالات ایشون رو اینجا کپی میکنم . واگر هم درسوالات غلط املایی داشته باشند پایین صحیحش رو میارم . درپاسخ .

واما سوالات ایشون

سلام مجدد-مفرد اشداء-شدد-وسنوات سنه-اخوه جمع دیگرش اٍخوان است-مترادف صعب یسر است-چرا در ترجمه لا فائده می اوریم هیچ فائده ای چون بعد از اسم بعد از لا اگر منصوب باشد هیچ معنا می دهد-اگر ممکن هست به سوالاتم جواب دهید-1-چرا در ترجمه جمله هل تحب اللعب فی الصحراء آیا بازی در صحراءرادوست داری ترجمه می کنیم2-انزار (ز)به چه معناست3-ایا حروف الفبا مذکر ومونث دارد؟4-اگر ممکن هست بیشتر توضیح دهید که چه موقع کلمات با (ال)وچه موقع با تنوین می آید5-اسمهایی که بر وزن فعیل هستند را صفت مطلق می نامند یعنی چه؟6-چرا جمله یا ولدت عیسی را عیسی را بدنیا آورد ترجمه می کنیم -چرا نمی گوییم عیسی بدنیا آمد

- مفرد اشداء = شدید            مفرد سنوات =سنة         

-جمع أخ (برادر) = إخوان و إخوة است .

- مترادف صعب = عسر است به معنی سختی و یسر متضاد اون هست .

- درترجمه لا + اسم منصوب بعدش = حتما هیچ میاری چون لا دراینجا لای نفی جنس است .

- درجمله هل تحب اللعب ..... ؟ بازی میکنی ترجمه میکنیم چون باقرینه های قبلش این رومیفهمیم .داره به حضرت یوسف میگوید . اگر قبل و بعدش و یاحتی درجمله قرینه ای نداشتیم میتونیم هم به شکل دوست می دارد هم به شکل دوست میداری ترجمه کنیم .

- انذار به معنای هشداراست . اما اون انزاری که شما نوشتی به معنای کم کردن است .

-حروف الفبا روتا اون جایی که من میدونم جزء مونث ها میارند .

- کلمات معمولا زمانی با ال می ایند که برای ما شناخته شده باشند .و البته این معمولا است . دربعضی از مواقع هم این معنا رو نمیده . هم چنان که تنوین دربرخی ازموارد معنای یک رو نمیده . وکلمه ای هم که با تنوین میاد به عنوان خبر هم میتونه باشه . بستگی به جمله دارد . بهتر است بخش نکات طلایی درترجمه و قواعد رو مطالعه کنید .

-اسم بروزن فعیل صفت مطلق است . یعنی همان صفات نسبی یا ساده ما در زبان فارسی

- جمله ولدت عیسی را به شکل عیسی را به دنیا اورد ترجمه می کنیم چون ولدت مونث است درحالی که عیسی مذکر است . پس عیسی نقش مفعول رو داره نه فاعل . و فاعل ضمیر مستتر هی است .





موضوع: آموزش پایه دوم راهنمایی، آموزش پایه سوم راهنمایی، پاسخ به نظرات ،
[ دوشنبه 23 آبان 1390 ] [ ساعت 19 و 36 دقیقه و 43 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

پاسخ به اقا محمدرضا

اقا محمدرضا

سلام . سال نوتون مبارک .

اگر دانش آموز هستید میتونید بدون ذکر منبع از ترجمه ها استفاده کنید اما اگر تدریس می کنید منبع رو بفرمایید ممنون میشم .





موضوع: پاسخ به نظرات ،
[ شنبه 20 فروردین 1390 ] [ ساعت 18 و 44 دقیقه و 37 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

مضاف و مضاف الیه به زبانی ساده به درخواست فری جان

سلام .

 نمیدانم منظورتان از مفاهیم 7چیست . ولی برای مضاف و مضاف الیه : اسمی که مضاف است ال و تنوین نمی گیرد و برعکس مضاف الیه یا ال یا تنوین می گیرد . برای شناخت آن کافی است که جمله را به فارسی ترجمه کرده و کسره مابین دو اسم را بردارید و در اخر است بگذارید . اگر معنی داد صفت و موصوف و اگر معنی نداشت مضاف و مضاف الیه هستند .

مثل :
الطالب النظیف : دانش آموز پاکیزه . دانش آموز پاکیزه است .
طالب المدرسة . دانش اموز ِ مدرسه . دانش اموز مدرسه است . دومی مضاف و مضاف الیه می باشد .

در ضمن موصوف و صفت در 4حالت از یکدیگر تبعیت می کنند . جنس . تعداد. نکره یا معرفه بودن . اعراب یا حرکت حرف اخر .


امیدوارم کمکتان کرده باشد . برای سوال بیشتر ایمیل بزنید لطفا .
sahrainfo@yahoo.com





موضوع: آموزش عربی پایه اول دبیرستان، پاسخ به نظرات ، آموزش عربی پایه دوم دبیرستان،
[ یکشنبه 9 آبان 1389 ] [ ساعت 21 و 10 دقیقه و 15 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

خانم جعفری

زهرا خانم . سلام

كلماتی رو كه گفته بودی ضمیر منفصل نیستند . ضمایر منفصلی كه شما تا الان یاد گرفتید همون هو . هما . هم . هی . هما . هن . انتَ‌. انتما . انتم . انتِ . انتما . انتن . انا . نحن است .

اما كلمه آخ (برادر ) و اخت (خواهر ) . به ترتیب مفرد . مثنی . جمع

اخ . اَخَوان ِ . اِخوان (اِخوة )    مذكر .       اخت . اختان ِ . اخوات . مونث

كلمه عزیز :

عزیز . عزیزان ِ . اعزاء (مذكر )          عزیزة . عزیزتان ِ . عزیزات ( مونث )

كلمه ولد : (فرزند)

ولد . ولدان ِ . اولاد ( برا مذكر و مؤنث )

كلمه صدیق :(دوست)

 صدیق . صدیقان ِ . اصدقاء . (مذكر )           صدیقة . صدیقتان ِ . صدیقات ( مونث )

حواست باشد كه كلمه صدیق ممكن است به ضمیر متصل ( ه) وصل بشه دراین صورت معنیش میشه دوستش  وبا كلمه صدیقة كه دوست است و برای مونث میاد تفاوت دارد .  





موضوع: پاسخ به نظرات ،
[ جمعه 11 دی 1388 ] [ ساعت 20 و 19 دقیقه و 08 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]