تبلیغات
آموزش درس عربی - مطالب آموزش عربی پایه سوم دبیرستان

نکاتی از لمّا

کلمه لمّا برسرفعل ماضی و مضارع هردو می اید . اما : 

لمّا اگر برسر فعل ماضی بیاید ، اسم است . 

واگر برسرفعل مضارع بیاید حرف است و عامل جزم (سکون) . ضمن اینکه معنای فعل مضارع را به ماضی نقلی منفی تغییر می دهد . 

لمّا ذهب : هنگامی که رفت          

لمّا یذهب : هنوز نرفته است . 





موضوع: دانش افزایی دبیران عربی، آموزش عربی پایه سوم دبیرستان،
[ دوشنبه 22 تیر 1394 ] [ ساعت 12 و 25 دقیقه و 11 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

اسم اشاره ( مذکر یا مؤنث )

یکی از خوبی ها در جلسات هم اندیشی ؛ چه در محیط مجازی و چه در محیط واقعی ، تبادل تجربیات است و البته به دست آوردن اطلاعات و گاهی هم به دنبال کسب علم رفتن 

از مواردی که می توانم به آن اشاره کنم موضوع آوردن اسم اشاره در جهت خلاف تانیث و تذکیر بودنش بود . 

اینکه در بعضی از ایات و روایات و یا عبارات می بینیم که اسم اشاره با مشار الیه خود در مذکر و مونث بودن مطابقت ندارد . 

خب یکی از مواردی که قبلا به عنوان پاسخ مطرح شده بود اینکه : 

اگر خبر اسم جامد باشد لازم نیست که با اسم اشاره مطابقت داشته باشد و نمونه آن را در کتاب قدیم اول راهنمایی داشتیم به این شکل : 

هؤلاء التلامیذ آسوة  . 

اما وقتی اشاره شد به عباراتی دیگر از آیات و روایات ، نیاز به تحقیق پیش آمد . به این عبارات دقت کنید .

واذا رای الشمس بازغة قال هذا ربی ...... 

می دانیم که کلمه شمس مونث مجازی است و اسم اشاره ای که مرجعش شمس باشد بالطبع مونث می آید . 

و اما عبارت بعدی : 


  القطن محصول اساسی و هذه ثروة  ... 

اسم اشاره هذه برای کلمه القطن به کار رفته است و بالطبع مذکر می باید باشد . 

و عبارتی دیگر : 

علو فی الحیاة لحق تلک احدی المعجزات ...

با توجه به اینکه تلک به علو اشاره دارد قاعدتا انتظار می رود به شکل ذلک بیاید . 

اما توضیح مطلب اینکه : 

هرگاه جمله مفسره باشد اسم اشاره می تواند باتوجه به جمله مفسره به شکل مذکر یا مونث بیاید . و هم اینکه می تواند با توجه به اسمی که مرجعش بوده مذکر یا مونث بیاید و هر دو وجه جایز می باشد . 








موضوع: عمومی، نکته های طلایی در ترجمه وقواعد، آموزش عربی پایه دوم دبیرستان، آموزش عربی پایه اول دبیرستان، آموزش عربی پایه سوم دبیرستان،
[ سه شنبه 3 تیر 1393 ] [ ساعت 22 و 31 دقیقه و 14 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

آموزش درس ششم پایه دوم دبیرستان . اعراب فعل مضارع

باتوجه به درخواست دانش آموزان 

در رابطه با اعراب فعل مضارع باید بدانیم که : 

فعل مضارع مرفوع می باشد یعنی حرکت حرف آخر فعل مضارع   ُ  می باشد که این رفع در صیغه های مثنی و جمع مذکر با نونی که در آخر فعل مضارع می اید مشخص می شود . 

اما در جمع مونث ما نونی به عنوان نون رفع نداریم برای همین هم هست که دوفعل للغائبات و للمخاطبات مبنی هستند . 

اما فعل مضارع گاهی مجزوم و گاهی منصوب می شود به واسطه عواملی که بر سر آن می آید . 

وقتی فعل مضارع منصوب می شود یعنی اینکه به جای   ُ  حرکت  َ می گیرد و در صیغه های مثنی و جمع مذکر و مفرد مونث مخاطب نون از آخر آن حذف میشود . 

همینطور وقتی میگوییم مجزوم یعنی اینکه آخر فعل مضارع به جای  ُ  حرکت  ْ  می گیرد و در صیغه ها ی للمخاطبه و مثناها و جمع های مذکر نون از آخر آن حذف می شود . 

این  تغییر حرکت به خاطر حروفی است که بر سر فعل مضارع می آید و 

حروف ناصبه که باعث نصب دادن یا حرکت  َ فتحه در فعل مضارع می شود عبارتند از : 

أن . لن . کی . أذن . حتّی . لـ    . دقت داشته باشید که کلمه حتی اگر قبل از اسم باشد حرف جر و اگر قبل از فعل مضارع بیاید حرف ناصبه می باشد . 

مثال : 
    فاصبروا حتی یحکمَ     ... می بینیم که فعل یحکمُ به خاطر حرف حتی که قبل از آن آمده به یحکمَ تبدیل شده . یعنی حرکت حرف آخر از  ُ به  َ تغییر یافته است . 


یا عبارت : ذهبَ عقیل لیتّکلّمَ  ... فعل یتکلمُ به خاطر حرف ل  به یتکلمَ تغییر شکل داده است . 


و یا عبارت المومنون لن یکذبوا  ... که در اصل بوده یکذبون اما به خاطر حرف لن ، نون رفع از آخر فعل مضارع حذف شده است و دراین حالت اعراب فعل مضارع اعراب فرعی است . 


در مورد جزم هم اسم شرط (مَن و ما ) ویا حرف شرط (إن)  . لم و لمّا  . لای نهی . لـ امر غایب ،  اگر بر سر فعل مضارع بیایند آخر آن را ساکن می کنند . 

حواستان باشد اگر لم بر سر فعل مضارع بیاید معنی آن را هم به ماضی منفی تبدیل می کند . مثل لم یذهبا یعنی نرفتند . و معادل ماذهبا می باشد . 

یادتان باشد ادوات شرط (اسم شرط یا حرف شرط ) وقتی بر سردوتا فعل مضارع وارد میشوند هردوتایی را ساکن می کنند که اولی را بهش فعل شرط میگوییم و دومیش را جواب شرط . 








موضوع: آموزش عربی پایه سوم دبیرستان، آموزش عربی پایه دوم دبیرستان،
[ شنبه 26 بهمن 1392 ] [ ساعت 22 و 02 دقیقه و 38 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

توضیحاتی در خصوص مبتدا و خبر

عزیزی که پیغام گذاشته بودید و درباره عبارت (الله الصمد ) سوال کرده بودید 


درمبتدا و خبر اصل براین است که مبتدا معرفه و خبر نکره باشد . اما همیشه این مورد صدق نمیکند و گاهی قوانین برخلاف قاعده اجرا میشود . 

از جمله در جایی که خبر بخواهد انحصار را برساند مثل همین مورد سوالتان . الله الصمد . الصمد منحصر به خداوند است و تنها خدا است که بی نیاز می باشد . پس خبر به شکل معرفه آمده است . 

ویا در عبارت ویلٌ للمطففین که می بینیم کلمه ویل که مبتدا است نکره است نه معرفه . هرگاه مبتدا به شکل دعایی باشد به صورت نکره می آید درست مثل همین جا . 

و یا زمانی که خبر ازنوع حرف و اسم برمبتدا پیشی بگیرد مبتدا به شکل نکره می آید . مثل علی المنضدة محفظة ٌ . 

به نظر می آید که تا همین مقدار برای دانستن کفایت میکند . 




موضوع: آموزش پایه سوم راهنمایی، آموزش عربی پایه سوم دبیرستان، آموزش عربی پایه دوم دبیرستان، آموزش عربی پایه اول دبیرستان،
[ پنجشنبه 24 بهمن 1392 ] [ ساعت 22 و 33 دقیقه و 19 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

بحث اعداد

جدولی از بحث اعداد بنابردرخواست دوستان  . برای دریافت روی نوشته زیر کلیک نمایید . 

                                                   جدول اعداد  




موضوع: آموزش پایه هفتم، آموزش عربی پایه اول دبیرستان، آموزش عربی پایه سوم دبیرستان، عمومی،
[ پنجشنبه 10 بهمن 1392 ] [ ساعت 20 و 36 دقیقه و 45 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

یک خواهش از همکاران

(دانش آموزان گوش هایشان را بگیرند . چشم هایشان راهم ببندند براین مطلب ) 

همکاران عزیز 

تو را به خدا . خواهشاً 

به دانش آموزان آموزش غلط ندهید . 

باور کنید پاک کردن صورت مسئله و دوباره نوشتن خیلی سخت تر از این است که از اول به دانش آموزان درست درس را یاد بدهیم . 

یا نگویید یا اگر میخواهید بگویید درست بگویید . 

همکار محترمی که می نویسی و پخش هم میکنی 

اینکه اسم مثنی دوعلامت دارد ( انِ . ینِ ) 

و بعد میگویی میدانید این دوتا هرکدام کجا به کار می روند ؟ 

و زیرش هم می نویسی هرجا که اسم مفردمان ( ُ ) داشت از ( انِ ) 

و هرجا که ( َ    ِ  ) داشت از (ین ) استفاده می کنیم . 

این یعنی چی ؟ 

تو را به خدا درست یاد بدهید . اگر نه اصلا نگویید . بگذارید بچه ها به موقع خودشان یاد بگیرند . 

یک کلام بگویید هر جا ما نیاز به  علامت رفع داشتیم از (انِ ) و هرجا نیاز به علامت نصب یا جر داشتیم از ( ینِ ) استفاده می کنیم 

و این موارد را هم شما تو دبیرستان یاد می گیرید و البته دانش آموزان سال سوم راهنمایی الانمان زمانی که جمله اسمیه و فعلیه را یاد می گیرند . 






موضوع: آموزش پایه هفتم ، ویژه دانش آموزان، آموزش پایه هفتم، آموزش پایه سوم راهنمایی، آموزش عربی پایه سوم دبیرستان، نمونه سوال پایه اول دبیرستان ویژه دانش آموزان شاهد،
[ دوشنبه 15 مهر 1392 ] [ ساعت 22 و 02 دقیقه و 44 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

لغت نامه های کتاب عربی هفتم + سوم راهنمایی +اول تا سوم دبیرستان

باتوجه به نیازی که همکاران و دانش آموزان به لغت های هرکتاب و درراستای آن کتاب های سال قبل برای اموزش دارند کل لغت نامه ها را اینجا گردآوری کردم 




 متوسطه نظری  . رشته ریاضی تجربی  .  سال دوم        سال سوم 

متوسطه نظری . رشته انسانی .   سال دوم        سال سوم 




موضوع: آموزش پایه هفتم، آموزش عربی پایه سوم دبیرستان، آموزش عربی پایه دوم دبیرستان، آموزش عربی پایه اول دبیرستان،
[ یکشنبه 24 شهریور 1392 ] [ ساعت 12 و 33 دقیقه و 21 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

تحلیل صرفی و موارد خواسته شده در فعل

با تشکر از نیما جان

سلام.با تشكر از مطالب ارزشمندتان.پیشنهاد من این است برای تحلیل صرفی فعل از كلید واژه ی لنز صم ثم نیز میتوان استفاده شود.به معنای لازم یا متعدی_نوع حروف اصلی(صحیح یا معتل)_زمان_معلوم و مجهول_ثلاثی مجرد ومزید_معرب یا مبنی.باز هم از این كار فرهنگی تان تشكر.





موضوع: آموزش عربی پایه سوم دبیرستان، آموزش عربی پایه دوم دبیرستان، آموزش عربی پایه اول دبیرستان،
[ سه شنبه 7 آذر 1391 ] [ ساعت 00 و 15 دقیقه و 04 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

شناخت انواع ما

انواع «ما» در زبان عربی

کلمه ی «ما» در زبان عربی هشت معنی مختلف داره، ولی قبل از اینکه به معنی بپردازیم باید بدونیم این کلمه جزء کدوم یک از سه نوع کلمه (اسم، فعل، حرف) هست. جالبه بدونید که «ما» هم اسم هست، هم فعل است و هم حرف!!! به نمودار زیر توجه کنید:

اول «ما» رو در اسم بررسی میکنیم. پس باید بدونیم نکره هست یا معرفه.

«ما» اسم به دو قسمت تقسیم میشه:   1) ما معرفه (اسم موصول)                         2) ما نکره (کل ما موجود)

 

«ما» معرفه

اسم موصول اسمی است که دو جمله ی مرتبط به هم رو به هم وصل میکنه مثلاً:

1) انسان تلاش میکند                                 2) انسان موفق میشود

انسانی که تلاش میکند موفق میشود

 

در فارسی حرف «که» این دو جمله رو به هم وصل کرد اما در عربی:

1) الانسان یجتهد                                      2) الانسان ینجح

الإنسان الذی یتجهد ینجح

 

در عربی اسامی مانند الذی، التی و... این نقش رو انجام میدند که به دو دسته عام و خاص تقسیم میشند. خاص برای انسان به کار میره و عام برای غیر انسان.. حالا کلمه ی «ما» اسم موصول برای عام هست که معرفه است و دو جمله که درباره ی غیر انسان است رو به هم وصل میکنه مثلا:

1) اکتسبوا العلم                            2) العلم ینفعکم

إکتسبوا العلمَ الذی  ینفعکم

 

در این جمله «الذی » نقش همون «که» در فارسی رو داره .  آیا میشه بعد از اسم نکره موصول بیاد؟

جوابش هم میشه خیر زیرا ما درباره ی اسمی توضیح میدیم که برای ما از قبل شناخته شده است وگرنه چیزی رو که نشناسیم توضیحی نداریم درباره اش بدیم

 

«ما» نکره

این حرف در فارسی به معنای «چیزی که» معنی میشه و در واقع یک چیز رو از بقیه چیز ها جدا میکنه برای همین بهش میگن کل ما موجود یعنی هرچیزی که وجود داره و در واقع مخفف شده ی «کلّما» هستش. مثلا:

إشرَح ما سمعتَ (به جای: إشرح کلما سمعتَ) = هرچه شنیدی توضیح بده

این «ما» اگر بر سر فعل و حرف میاد گاهی ممکنه با ما نافیه اشتباه بشه و کاملا مشابه هم هستند و باید از معنی جمله و موقعیتش تشخیصش داد. مثلاً:

(قُل ما سمعتَ) هم یعنی (آنچه شنیدی بگو) و هم یعنی (بگو نشنیدی) و هر دو تا معنی هم درست هستند.

 

فعل تعجب

حالا میرویم سراغ «ما» به عنوان فعل... ما در این جا معنای (چه...است) میباشد که در سه نقطه بین چه و است نود درصد اسم تفضیل میاد. در کتب درسی از این نوع ما استفاده شده اما نه ازتون پرسیده میشه و نه در قواعد اومده. ولی باید بتونید تشخیصش بدید تا متن های کتاب رو ترجمه کنید. این ما همییییشه اول جمله میاد و معمولا بعدش مضاف و مضافٌ الیه میاد که اکثرا مضاف اسم تفضیله و معمولا هم آخر جمله علامت تعجب میذارند مثلا:

ما أجمل الهواء الیوم! = چه هوای زیبایی!

ما أحسن کتاباً! = چه کتاب خوبی!

ما أروعة! = چه جالب!

 

«ما» نافیه

این «ما» رو در سال سوم راهنمایی درس الراعیة الصغیرة خوندید. قاعده اش هم خییییلی ساده است. هر موقع پشت سر فعل ماضی این «ما» بیاد فعل رو منفی میکنه مثلا رفت میشه نرفت، خورد میشه نخورد و... مثل:

ذهبَماذهبَ                            أکلَ ماأکلَ

البته در قرآن کریم جاهای زیادی دیده شده که این ما پشت فعل مضارع هم میاد و اون رو هم منفی میکنه؛ مثل «وَالَّذِینَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا یَمْلِكُونَ مِن قِطْمِیرٍ»(آیه 13 سوره فاطر ) اما در قواعد فصیح عربی امروزی این دستور از زبان حذف شده و فعل مضارع رو فقط و فقط «لا» منفی میکنه؛ البته نباید فراموش کنیم که در زبان عامیانه هم ما فعل مضارع رو منفی میکنه که به ما ربطی نداره.

گفتیم اگر «ما» بر سر فعل بیاد ممکنه ما نکره هم باشه به معنی (هر آنچه)؛ چاره ای نیست برای تشخیص این دوتا جز تمرین و مفهوم جمله.

 

«ما» إستفهام

استفهام در زبان عربی یعنی طلب فهم کردن که فارسیش میشه سوال کردن و مخفف «ماذا» هستش. ما استفهام یعنی ما پرسشی که معنی اش «چه چیز؟» است و جمله رو سوالی میکنه و و پشت هر سه نوع کلمه میاد قالبا اول جمله میاد و وقتی استفهام باشه آخر جمله علامت سوال میذارند مگر اینکه بخواند اذیتتون کنند و تشخیص رو با خودتون بذارند. به مثال های زیر توجه کنید:

ما إسمک؟ اسمت چیست؟

ما فی یدک؟  در دستت چیست؟

ما هذا؟ این چیست؟

ما تطلب منی؟ از من چه میخواهی؟

ما هو رأیک حول هذا المجال؟ نظر تو درباره ای این موضوع چیست؟

 

«ما» ناهیه

که نخوندید و نمیخونید و کم کاربرد هم هست و به دردتون نمیخوره ولی چند تا مثال میزنم براتون:

ماتقولوا = نگویید

ماتشربی = ننوش تو یک زن

ماتکن کافراً = کافر مباش

 

«ما» زمانیه

این ما هم مانند فعل تعجب در قواعد آورده نشده ولی در ترجمه ازتون میخواند. معنیش هم از اسمش معلومه! یعنی «مادامی که...» «تا زمانی که...» این ما معمولاً پشت فعل میاد یا بعد از فعل امر یا... به مثال توجه کنید تا مطلب دستگیرتون بشه:

فاتقّوا الله ما إستطعتم = تا زمانیکه (مادامیکه) توان دارید و میتوانید تقوای الهی پیشه کنید.

أنا أدرس ما أنجح فی الامتحانات = من تا زمانیکه که در امتحانات قبول بشم درس میخونم.

 

«ما» کافّه

این ما همیشه پس از حروف مشبهه بالفعل میاد و در تأکید بیشتر و بی شک حروف مشبهه تأثیر دارد. مثلا:

إنَّ اللهَ إلهٌ واحدٌ = همانا خدا، معبودی است یکتا.

إنّما الله اله واحدٌ = بدون شک خدا معبودی یکتا است.

کأنّما یرحلون إلی الموت = گویا بدون شک به سوی مرگ میروند.

 

  باتشکر زیاد از پسر گلم سیامک عزیز که زحمت این مطلب رو برایم کشید . ممنون

 





موضوع: یادگیری . روش های تدریس . طرح درس، آموزش عربی پایه سوم دبیرستان، آموزش عربی پایه دوم دبیرستان، آموزش عربی پایه اول دبیرستان، آموزش پایه سوم راهنمایی،
[ دوشنبه 26 تیر 1391 ] [ ساعت 17 و 28 دقیقه و 31 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

شکل چیست . چگونه حرکت گذاری کنیم ؟

سلام . این هم از شکل (تشکیل ) که شما s-rپرسیده بودید .

اما درمورد شکل :

یعنی اینکه شما با توجه به نقش کلمات حرکت حرف آخر کلمه رو مشخص کنید وبه اونها یکی از حرکات ____َ__ِ___ُ__ یا تنوین هرکدوم از این حرکات رو بدهید .

اما اسم هایی که ــــَـــ می گیرند(یعنی فتحه) مفاعیل هستند (مفعول به . مفعول مطلق . مفعول له و... ). همچنین خبر افعال ناقصه و افعال مقاربه و اسم لای نفی جنس و اسم حروف مشبهة بالفعل واما اسم هایی که حرکت فتحه را میگیرند به آنها منصوب میگوییم .

 

دوم : اسم هایی که ـــِــ میگیرند یعنی کسره و به این اسم ها مجرور میگوییم عبارتند از :

مضاف الیه و مجرور به حرف جر

 

سوم : اسم هایی که ــــُــ میگیرند یعنی ضمه و به این اسم ها مرفوع میگوییم . این اسم ها عبارتند از :

مبتدا . خبر . فاعل . اسم افعال ناقصه و افعال مقاربه . خبر حروف مشبهة بالفعل

 

و آن چه که مهم است اینکه بدانیم مضاف و موصوف برای ما نقش به حساب نمی آیند و درواقع موصوف یا مضاف یکی از نقش های بالا را دارند و به تناسب همان نقش هم حرکت می گیرند .

وبعد اینکه بدانیم که صفت در اعراب با موصوف خودش مطابقت میکند یعنی هر جرکتی را که موصوف بگیرد صفت هم دقیقا همان را میگیرد ولی مضاف الیه همیشه مجرور است .

وباز هم اینکه بداینم : اسم ها در چند حالت تنوین نمیگیرند :

1-اسم دارای ال

2_ اسم خاص

3- اسم شخص مونث حقیقی

4- اسمس که مضاف باشد (نه ال میگیرد و نه تنوین)

5- اسم غیرمنصرف

 

مطلب بعدی اینکه : بدانیم که بعضی از اعراب ها نیابی هستند و برخی دیگر محلی وبرخی هم تقدیری

نیابی اینکه مثلا شما در اسم جمع مذکر سالم با دوعلامت (ونَ . ینَ ) روبه رو هستید و باید بدانید که هرکجا شما نیاز به علامت رفع داشتید از (ونَ ) و هرکجا احتیاج به کسر یا نصب داشتید از علامت (ینَ ) استفاده می کنید . و به همین ترتیب اعراب های نیابی دیگر  

 

درمورد اعراب های محلی یعنی اینکه شما نیاز به یک حرکت دارید اما کلمه شما قبول حرکت نمیکند مانند ضمایر . اسم های اشاره (به جز مثنی)  . اسم های موصول (به جز مثنایشان) . دراینجا برای کلمه همان حرکتی را که خوانده میشود گذاشته و بعد میگوییم مثلا محلا مرفوع . محلا منصوب و..

 

ودراعراب تقدیری هم که کلمه ما یا اسم منقوص است یا مقصور و یا اضافه به یاء متکلم که تقدیرا منصوب یا تقدیرا مرفوع یا تقدیرا مجرور است و البته در مورد این اعراب ها در اعراب کلمات توضیح داده شده .

 

واما مثال :

جاء المعلمون َ الی الصف .

جاء : فعل   معلمون : فاعل و فاعل هم باید مرفوع باشد و چون گفتیم در جمع مذکر سالم علامت رفع را با (ون) نشان میدهیم پس با همان هم می اوریم و میگوییم مرفوع به واو. الصفِ : مجرور به حرف جر است

 

الطلاب مودبون فی هذه المدرسه

الطلابُ : مبتدا است و مبتداهم باید مرفوع باشد و چون ال دارد پس تنوین  ٌ نمیگیرد بلکه فقط  ُ میگیرد .

مودبون : خبر از نوع اسم است و خبر هم باید مرفوع باشد و رفع در حمع مذکر سالم با (ون ) است .

هذه : مجرور به حرف جر است ولی چون حرکتش همیشه ثابت است و در واقع  از کلمات مبنی می باشد پس میگوییم محلا مجرور

المدرسه : عطف بیان است و اعرابش را از اسم قبل خودش میگیرد .

دقت داشته باشید اسمی که بعد از اسم اشاره می اید اگر مشتق بود صفت میباشد و اگر جامد بود عطف بیان است .

 

رأیتَ والدَ صدیقی فی الشارع ِ .

رای : فعل و فاعل ان ضمیر بارز تَ .

تَ : فاعل است و فاعل باید مرفوع باشد اما ضمایر از کلمات مبنی می باشند بنابراین  محلا مرفوع

والد : (دیدی . چه کسی را؟ پدررا ) پس مفعول است و مفعول هم باید منصوب باشد و چون به اسم بعدی که صدیق

 است اضافه شده بنابراین نه ال میگیرد و نه تنوین   ً  بلکه فقط   َ میگیرد

صدیق : مضاف الیه است و باید کسره بگیرد در عین حال به اسم بعدی هم که ضمیر (ی ) می باشد اضافه شده است و اسمی که به یاء متکلم اضافه میشود اعرابش تقدیری است . پس میگوییم تقدیرا مجرور

 

ی : مضاف الیه است و مضاف الیه هم باید مجرور باشد ولی ضمایر همانطور که گفتیم مبنی هستند پس میگوییم محلا مجرور

الشارعِ : مجرور به حرف جر است و چون ال دارد بنابراین تنوین  ٍ نمیگیرد بلکه فقط  ِ میگیرد .

 

امیدوارم که همین مقدار کارتان را راه بیندازد و مطلب را برایتان قابل درک کند . اگر مشکلی بوددر همان نظرات برایم بنویسید .

 





موضوع: آموزش عربی پایه سوم دبیرستان، آموزش عربی پایه دوم دبیرستان، آموزش عربی پایه اول دبیرستان،
[ شنبه 19 فروردین 1391 ] [ ساعت 18 و 58 دقیقه و 31 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

شرحی از تجزیه و تحلیل در عربی دوم دبیرستان

تحلیل الصرفی کلاس دوم دبیرستان

برای تحلیل کردن یک کلمه ابتدا لازم است نوع کلمه را مشخص نمایید .

نوع کلمه عبارت است از : اسم . فعل . حرف

بعد از مشخص کردن نوع کلمه لازم است که هر چیزی را که درمورد آن کلمه می دانید را بیان کنید . که این موارد برای شما که در پایه اول دبیرستان هستید به شرح زیر است :

اسم :

اسم شما یا اسمی است که برای نامیدن انسان ها و اشیاءو حیوانات به کار میرود و یا اسم اشاره که به کلمات بعد از خودش اشاره دارد یا اسم موصول است و یا ضمیر

واین اسم را اکنون باید درتعداد مشخص نماییم و بگوییم که اسم ، مفرذاست یا مثنی ویا جمع .

می دانید که اسم مفرد علامت خاصی از خودش ندارد و در حالت مونث یکی از علامت های آن ة تانیث گرد است .

اسم مثنی دارای نشان ( ان ِ . ین ِ ) است که به آخر اسم مفرد اضافه می کنیم مانند : طالبان ِ . طالبین ِ

اسم جمع اسمی است که از دونفر بیشتر است و به دوشکل سالم و مکسر است . جمع سالم خودش به دوحالت مذکر و مونث سالم است . علامت جمع مذکر سالم ( ون َ . ین َ ) است . و علامت جمع مونث سالم ( ات ) است که به آخر اسم مفرد اضافه میشود .

وجمع مکسر بروزن های مختلفی ساخته میشود ولی اصل براین است که شما به شکل سماعی یعنی شنیداری آن ها را یادمی گیرید .

پس اسم یا مفرد است یا مثنی و یا جمع .

واما از نظر جنس : اسم یا مذکر است یا مؤنث . اسم مذکر علامت خاصی ندارد و اسم مونث را شما که درسال اول دبیرستان هستید فقط از روی ة می شناسید و البته می دانید که برخی از اسم ها هم بدون داشتن علامت مونث در مفهوم مونث هستند مانند : أم (مادر) . بنت (دختر) و...

درضمن برای شناختن مذکر یا مونث بودن اسم هایی که جمع مکسر هستند به مفرد آنها رجوع می کنیم و اگر مفردش مذکر بود پس جمع آن هم مذکر و اگر مونث بود جمع آن هم مونث می باشد .

بنابراین اسم یا مذکر است یا مونث

مورد بعدی جامد یا مشتق بودن اسم است :

اسم جامد اسمی است که از کلمه دیگری گرفته نشده باشد و اسم مشتق اسمی است که از کلمه دیگری گرفته شده باشد . برای تشخیص

آن دو کافی است که اسم های مشتق را بشناسید و با حفظ کردن آن ها خودتان را از شناخت جامد ها راحت کنید .

اسم های مشتق عبارتند از : اسم فاعل . اسم مفعول . اسم تفضیل . اسم مبالغه . صفت مشبهه . اسم مکان . اسم زمان

اسم فاعل از ثلاثی مجرد بروزن غاعل ساخته میشود و از ثلاثی مزید با آوردن م مضموم (دارای علامت ُ ) و حرف یکی مانده به آخر کسره که از مضارع ساخته میشود . مثل : عامل / مُعلِّم

اسم مفعول که از ثلاثی مجرد بروزن مفعول و از ثلاثی مزید مانند اسم فاعل با تفاوت در کسره . یعنی به جای کسره حرف یکی مانده به آخر فتحه میگیرد ، ساخته میشود . مانند : معمول / مُتمَّم

اسم تفضیل که معنای تر و ترین را به آخر کلمه اضافه میکند و درمذکر بروزن افعل و مونث آن بروزن فعلی می باشد . مانند : اصغر و صغری

اسم مبالغه که زیادی را می رساند و معروفترین وزن آن فعّال و فعّالة می باشد . مانند : قصّاب . علّامة

صفت مشبهه که همان صفت ساده فارسی و صفت مطلق سوم راهنمایی است و بروزن های فَعل و فعیل و..... می آید . مانند کریم . علیم

صفت مشبهه اگر برای رنگ یا عیب به کاررود بروزن افعل برای مذکر و فعلاءبرای مونث می آید . مانند : اخضر / خضراء (سبز)

اسم مکان و زمان هم بروزن مَفعِل و مَفعَل میباشد . مانند : مکتب . مسجد . مغرب

ومورد دیگری را که می باید مشخص نمایید معرب و مبنی بودن است

معرب اسمی است که حرکت حرف آخر آن با توجه به نقش آن درجمله تغییر میکند . ومبنی کلمه ای است که حرکتش ثابت می باشد و اعراب محلی می گیرد .

کلمات مبنی در اسم ها عبارتند از : ضمایر . اسم های اشاره مفرد و جمع . اسم موصول عام و اسم موصول خاص در مفرد و جمع .

اسم های پرسشی و....

 

وبعد اینکه اسم شما معرفه است یا نکره

می دانید که اسم معرفه اسمی است که برای شما شناخته شده باشد و معارف عبارتند از :

معارف 6بُوَد ، مضمر . اضافه . علم . ذواللام . موصول واشاره

مضمر همان ضمایر هستند از ضمایر متصل رفعی که علامت های آخر فعل هستند (ا . و . ن . تَ.تما . تم . تِ . تم . تنّ . تُ . نا . ی در مضارع مخاطب . ) وضمایر متصل نصبی و جری ( ه . هما . هم . ها . هنّ. ک . کما. کم .ک . کن . ی . نا ) و ضمایر منفصل رفعی ( هو . هما . هم . هی . هن . انت . انتما . انتم . انت . انت . انا . نحن ) و ضمایر منفصل نصبی (ایاه . ایاهما . ایاهم و... )

 

اضافه اسم نکره ای است که به یکی از معارف اضافه شود وبه آن معرفه به اضافه گفته می شود . مثل : کتاب الطالب ِ  : کتاب نکره است ولی به خاطر اینکه به الطالب که یکی از انواع معرفه است اضافه شده میگوییم : معرفه به اضافه . یا مثلا کتابی

 

علم که همان اسم خاص است و شامل اسم کشورها و شهرها و... می باشد . مثل طهران

ذواللام اسمی است که دارای ال باشد . مثل : الکتاب . الحق و...

موصول که اسم های موصول می باشند اعم از موصول عام (من . ما ) وموصول خاص (الذی . اللذَینِ .الذینَ . التی . اللاتی . اللتینِ . اللتان  )

اشاره هم که همان اسم های اشاره هستند که برای نزدیک و دور به کار می رفتند . (هذا . هذه . ذلک . تلک . هذان . هذین . هولاء . اولئک . ذانک . ذینک . تانک . تینک . )

درنهایت برای اسم می بایست این موارد را مشخص نمایید :

اسم . جنس . تعداد . جامد و مشتق . معرب ومبنی . معرفه و نکره

واما برای افعال :

ابتدا مشخص کردن نوع فعل :

ماضی . مضارع . امر . نهی . مستقبل . مضارع منفی . ماضی منفی

دوم ، مشخص کردن صیغه آن

که برای شما به شکل : للغائب . للغائبینِ . للغائبینَ . للغائبة . للغائبتینِ . للغائبات و هم چنین مخاطب الی آخر و متکلم وحده یا مع الغیر می باشد .

مورد سوم: معرب یا مبنی بودن است

که افعال ماضی و امر و صیغه 6 و12فعل مضارع مبنی می باشند .

مورد چهارم : ثلای مجرد یا مزید بودن است

که می دانید باب های مزید عبارتند از : افعال . تفعیل . مفاعلة . تفعّل . تفاعل . افتعال . انفعال و استفعال

بنابراین برای فعل :

فعل . نوع فعل . صیغه . ثلاثی مجرد یا مزید . معرب یا مبنی را مشخص میکنید

وبرای حروف :

نوع حرف را مشخص میکنید .

و عامل یا غیرعامل بودن را . می دانید که حروف عامل حروفی هستند که در فعل یا اسم بعد از خود اثر کرده و حرکت آن را تغییر می دهند . مانند حروف جر که بر سراسم می آیند و آن را مجرور می کنند . یا حروف ناصبه که بر سر فعل آمده و فعل را منصوب می کنند . یا لا نهی که بر سر فعل مضارع وارد شده و آن را مجزوم می کند و....

در ضمن حروف مبنی هم هستند

 

بنابراین برای حروف :

نوع حرف . عامل یا غیرعامل . مبنی یامعرب

 

می دانید که عربی درسی است که نیاز به پیشنیاز دارد و پیشنیاز آن هم عربی سال های قبل می باشد . پس سعی کنید همه مطالب را به خوبی یاد بگیرید تا در سال سوم فقط اضافه های آموختنیتان را به این موارد تحلیلی اضافه کنید .





موضوع: آموزش عربی پایه سوم دبیرستان، آموزش عربی پایه دوم دبیرستان،
[ جمعه 11 فروردین 1391 ] [ ساعت 23 و 02 دقیقه و 15 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

مهموز و مضاعف و معتل (لفیف)

سلام .
این دفعه با افعال مهموز و مضاعف و معتل (لفیف) اومدیم

اما مهموز
فعلی است که یکی از حروفش أ هست . یادتون باشد که همزه با الف فرق دارد . مثلا : فعل خوف که میشه خاف . یا فعل قول که میشه قال . تو این فعل ها الف منقلبه است که به تعبیری بهش حرف عله هم میگن . اما صحیحش اینه که بگیم حروف عله همون واو / یاء هستند . نه اینکه بگیم
 حرف عله سه بود ای طلبه          واو و یاء و الف منقلبه

واما مهموز که گفتیم یکی از حروف اون همزه هست مثل أخذ . سأل . بدأ

اگر همزه در اول فعل باشد بهش میگن : مهموز الفاء
و اگر حرف دوم یعنی عین الفعل باشد بهش میگن : مهموز العین
واگر هم حرف سوم یعنی لام الفعل باشد میگن : مهموز اللام

وجالب است که در مهموز الفاء و درفعل امرش همزه از اول فعل حذف میشه . مثلا فعل أخذ که امرش میشه خُذ  یا مثلا أکل که امرش میشه کُل . والبته در برخی هم تغییر نمیکنه

برای نوشتن همزه هم خوب است که بدونید
1- اگر همزه ساکن باشد و و در وسط کلمه اومده باشد با توجه به حرکت قبلش به شکل ؤ / ئ/ أ نوشته میشه . به این کلمات دقت کنید
             مَأوی . مُؤمن / جِئت
می بینید که ماقبل مفتوح به شکل أ و ماقبل مضموم به شکل ؤ و ماقبل مکسور به شکل ئ نوشته شده است .
2- اگر همزه متحرک باشد یعنی حرکت داشته باشد بعد از حرکت ضمه بیاد یا خودش مضموم باشد و قبلش ساکن یا مفتوح باشد به شکل ؤ نوشته میشه . مثال ها رو ببینید
      مُؤلّف / سُؤال / رَؤوف / رُؤوس

اگر فعل مهموز الفاء أخذ به باب افتعال بره ابدال در اون ایجاد میشه . یعنی همزه فعل تبدیل به تا میشه و به این شکل درمیاد .
  اءتخذ ـ»»»» اتتخذ »»» اتّخذ

واما در باب افعال که میره چون دوتا همزه در کنار هم هستند تبدیل به ا میشن .
 أءمن »»» آمَن
راستی . دقت کنید تو این دوتا
 آمَنوا . آمِنوا . فرقشون رو متوجه شدید . آمَنوا فعل ماضی است به معنای ایمان اوردند و آمِنوا فعل امر است به معنای ایمان بیاورید

واما فعل مضاعف

فعل مضاعف به فعلی میگیم که حروفش در هم ادغام  شده باشد . مثل  .  حبّ . ضلّ . مدّ
یادتون باشد در فعل های مضاعف و در فعل ماضی از صیغه ششم به بعدباید تشدید رو بردارید و حرف رو به فعلتون برگردونید 
ضلّ / ضلّا . ضلّوا . ضلّت . ضلّتا . ضللن  ضللتَ . ضللتما و......

در باب افعال هم به همین شکل است  .
أضلّ . أضّلّا . أضلّوا . اضلّت . أضلّتا . أضللن . أضللتَ و.....

یادتون باشدادغام زمانی صورت میگیره که دوحرف تکراری پهلوی هم باشند و حرف اول ساکن و دومی متحرک باشند . در غیر این صورت ادغام صورت نمی گیرد . مثل : زلزل . وسوس . احمرار

و اما لفیف که یکی از انواع معتلات است و کمتر بهش پرداخته میشه

لفیف یعنی فعلی که توش دوتا حرف عله به کار رفته است
لفیف بر دونوع است .
لفیف مفروق که دوتا حرف عله اون با هم فاصله دارند.یعنی فاء الفعل و لام الفعلش حرف عله هستند  مثل وقی 
لفیف مقرون که دوتا حرف عله اون پشت هم اومدن یعنی عین الفعل ولام الفعلش حرف عله هستند  . مثل سوی


 






موضوع: آموزش عربی پایه سوم دبیرستان،
[ یکشنبه 1 آبان 1390 ] [ ساعت 20 و 56 دقیقه و 07 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

چگونه سوال طرح کنیم ؟

برا بچه های سوم ریاضی و تجربی
خوب . اینم به خاطر اقا سیامک و دوست گلش امیراقا .
چجوری میتونید خودتون طراح سوال بشید ؟ شایدم یک روز کتابتون رو تالیف کردید .
من از اسون شروع کردم . خودتون به سختش برسید . میتونید نمونه سوالات خودتون رو هم بفرستید تا به اسمتون تو وب وارد کنیم و دوستانتون هم استفاده ببرند . فقط یادتون باشد خودتون سوال رو طراحی کرده باشید .
شما قبلا اسم ها و فعل ها و جملات رو یاد گرفتید درکنار اونها نواسخ و اعراب ها و مزید و مجرد و...
صفحه 44کتاب درسی شما یک مطلب کوچیک داره تحت عنوان الخلق النبوی

سوالاتی که میتونید به راحتی طراحی کنید برای بار اول

1- ترجمه :
توقّف النبی لمشاهدة لعب الاطفال
یبتسم الاطفال و یلعبون بالبهجة و السرور

2- ترجمه صحیح عبارت
     بچه ها با شادی بازی می کردند
 الاطفال یلعبون بفرح .
الاطفال لعبوا بفرح
کان الاطفال یلعبون بفرح
الاطفال لم یلعبوا بفرح

3- معنای هر عبارت
الاطفال فرحونَ ..............
الاطفال فرحوا . ....................
الاطفال یفرحون ..........................
الاطفال لم یفرحوا . .................

4- معنای فعل ها
  لاتبدؤون ..............                  لا تبدؤوا .................

5- کلمات پرسشی مناسب
  ............... لاتعمل ما یطلبه ؟ لا .
 ......... رأی الرسول الاطفال ؟ صباح احد الایام

6- للاعراب
 کان الاطفال یلعبون بفرحٍ .

7- در عبارت زیر به جای (إنّ ) ؛ (کان) را قرار داده و جمله را بازنویسی کنید .
  إنّهم فرحونَ  .  ...................................

8- عبارت ( انا مسرور ) را جمع ببندید .

9- عبارت طلب الاطفال من النبی را به شکل جمله اسمیه بنویسید .


خودتون چند تا سوال دیگه میتونید اضافه کنید .
پاسختون رو در صورت تمایل میتونید برام بفرستید تا تصحیح بشه .
البته بعدا جواب هاش رو هم میذارم .
                                           موفق باشید .






موضوع: سوالات امتحان نهایی سوم متوسطه همراه با پاسخ و نمونه سوال ، آموزش عربی پایه سوم دبیرستان،
[ دوشنبه 25 مهر 1390 ] [ ساعت 20 و 01 دقیقه و 52 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

اموزش اسم ممدود

اینم به خاطر اقا سیامک .

اسم ممدود اسمی است که اخر اون به اء ختم میشه و بعضی وقت ها هم نشونه مونث بودن اون محسوب میشه . مثل صفت مشبهه برای رنگ یا عیب که مونثش بر وزن فعلاء میاد . مثلا : اخضر و مونث اون خضراء . وگاهی اوقات هم مصدر میشه مثل : انشاء یا ابتداء

برای مثنی کردن اسم ممدود :

اگر اء نشونه مونث بود»»» همزه به واو تبدیل میشه و بعد مثنی میشه . خضراء »»» خضراوان

واگر نشونه مونث نبود همزه به همون شکل باقی میمونه . انشاء »»» انشاءان

وبرای جمع بستن اسم ممدود :

اگر همزه نشونه مونث بود باز هم به واو تبدیل میشه و (ات) به اخرش اضافه میشه . خضراء »»» خضراوات

واگر نشون مونث نبود به همون شکل باقی مونده و جمع بسته میشه . قرّاء »»» قراءون که با شکل صحیح همزه نویسی میشه »»» قرّاؤون

والبته کلمه قَرّاء به معنی خوش خواننده قران و کلمه قُرّاء به معنای عابد و ناسک می باشد .

 و در برخی از کتب اموزشی قراء به شکل قرّاءة هم به کار رفته است و ان را جزء اسم های ممدود به حساب اورده اند .

         

 

اقا سیامک عزیز

فعل های لفیف و مهموز و مضاعف رو هم تو اولین فرصت میذارم اینجا .

 





موضوع: آموزش عربی پایه سوم دبیرستان،
[ جمعه 15 مهر 1390 ] [ ساعت 19 و 59 دقیقه و 09 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

توابع

بالاخره بعد از مدتها اومدم تا به روز کنم این وبم رو . و اونم با بحث توابع .

توابع :

کلماتی هستند که اعراب مستقلی از خودشون ندارند و از کلمه ماقبل خودشون تبعیت می کنند دراعراب .

توابع شامل : صفت ، عطف به حروف (معطوف) ، بدل ، عطف بیان و تاکید (لفظی ومعنوی ) می باشد .

و حالا شروع می کنیم به تعریف هرکدوم با اوردن مثال .

صفت :

میدونید که صفت و موصوف همراه همند . و صفت رو دقیقا میتونید همونطوری که تو فارسی تشخیص می دید اینجا هم مشخص کنید .
صفت و موصوف دوتا اسم هستند که پشت سرهم میان و البته ممکن است که مضاف الیهی بیاد و مابین اونها فاصله بندازه . درضمن میدونید که مضاف و مضاف الیه هم دوتا اسمند که پشت هم میان . برای تشخیصشون تو بخش تدریس ترکیبات وصفی و اضافی توضیح لازم رو دادم . اما بهترین راه ترجمه است .

لازم است که بدونید موصوف و صفت در 4حالت باهم مطابقت دارند . در اعراب و جنس و عدد و معرفه یانکره بودنش . اما مضاف و مضاف الیه با هم هیچ مطابقتی ندارند هرچند که شاید به نظر نیاد .

مثال :
 هذا قمیصٌ رخیصٌ .           این لباسی ارزان است . (این لباس ارزانی است)

هذا قمیصُ محمدٍ .           این لباس محمد است .

با توجه به بخش نحو که قبلا یاد گرفته اید می دانید که در هردوعبارت هذا ، مبتدا است و قمیص هم خبر می باشد . اکنون می ماند تکلیف رخیص و محمد .

خوب ، رخیص برای قمیص صفت می باشد که در هر 4حالت عنوان شده باهم مطابقت دارند . هر دو مرفوع هستند و نکره و مذکر و مفرد

اما در دومین عبارت ، محمد مضاف الیه می باشد و طبق اعراب مضاف الیه که باید مجرور باشد محمد هم مجرور شده . وبا دقت در عبارت متوجه می شوید که قمیص ، تنوین و ال هم نگرفته است . چون مضاف ال و تنوین نمی گیرد . و فقط اعراب رفع خبر را دارد .

ضمن اینکه برای شناخت می توانید اینگونه هم نگاه کنید .

 قمیص رخیص : پیراهن ارزان »»»» پیراهن ، ارزان است .
 قمیص محمد : پیراهن محمد»»»» پیراهن ، محمد است .

همانطور که متوجه شدید جمله اول مفهوم دارد اما جمله دوم معنی نمی دهد .

اکنون به چند مورد دیگر توجه نمایید .

المثلُ خیرُ وسیلةٍ لبیان ما فی الضمیر بصورةٍ نافذةٍ .

خیروسیلة  /  صورة نافذة

با نگاه به مطالب اموخته شده ، می فهمیم که صورة نافذة موصوف و صفت هستند و خیر وسیلة مضاف و مضاف الیه .

اکنون به این مورد دقت کنید که یک مضاف الیه بین صفت و موصوف فاصله می اندازد . ( اخر در عربی اول مضاف الیه میاد بعد موصوف . یعنی به جای اینکه بگیم کیف زیبای مریم ، میگیم کیف مریم زیبا )

الامثال تنبع من حیاةِ المجتمعاتِ البشریةِ

         حیاة : موصوف و مضاف  / المجتمعات : مضاف الیه /  البشریة : صفت

یادتون باشد که مضاف و موصوف در عربی نقش نیستند یعنی در نحو نمیایند . و نقش اصلی حیاة در اینجا مجرور به حرف جر می باشد .

دقت هم اینجا خوب چیزیه . چون همه کلمات مدنظرما مجرور هستند .

لابد میگید که البشریة که معرفه است ولی حیاة که موصوفش میشه (ال) نداره . درست است . اما اگر یادتون باشد ما گفتیم که باید معرفه باشند . حالا هرنوعی از معرفه و می بینید که حیاة به واسطه المجتمعات معرفه به اضافه شده و در واقع معرفه است .

اوه اوه . یادم رفت بگم صفت میتونه به شکل جمله هم بیاد . اونم وقتی است کهه یک جمله فعلیه بعد از یک اسم نکره قرار میگیره .

  رایتُ طفلاً یلعبُ . بچه ای رو دیدم که بازی می کرد . یلعبُ برای طفل صفت است و میشه محلا منصوب . چون در اعراب باید از موصوفش تبعیت کند .البته چون به شکل جمله می باشد معرفه و نکره اش رو فاکتور می گیریم .



عطف به حروف (معطوف )

زمانی است که دوتا اسم به وسیله یکی از حروف عطف به همدیگر ربط داده بشن . و اینجاست که اسم بعد از حرف عطف (معطوف ) از اعراب اسم قبل از حرف (معطوف علیه) تبعیت میکنه و همون اعراب رو میگیره .

یادتون باشد که معطوف و معطوف علیه میتونند به شکل جمله هم بیان .

مثال :

العلمُ والعملُ مقترنان .            العلم ُ مبتدا و مرفوع / العملُ معطوف به العلم و مرفوع

ذهبتُ الی المدرسة فدخلتُ الی الصف .

                  ذهبت الی المدرسة : معطوف علیه / دخلت الی الصف : معطوف


  بـــــــــــــــدل :

بدل یکی از توابع است که قبل از اون یک اسم دیگه ای میاد درحالی که منظور اصلی گوینده اون اسم نیست بلکه همون بدل منظورش است . در واقع کلمه ای است که جانشین کلمه قبل میشه .

مثال :
  جاء علیٌ اخوک  .  آمد علی برادرش . یعنی درواقع برادر علی آمد . پس اخو در اینجا بدل می باشد و اعرابش تابع اسم قبلی است یعنی مبدل منه .
علی مرفوع است که مبدل منه می باشد و اخو هم مرفوع است (اسماءخمسه)

 چون بدل می باشد و بدل تابعی از مبدل منه است .

اهدنا الصراط المستقیم . صراط الذین ....  صراط دوم بدل می باشد برای اولی .

بدل انواعی دارد . بدل کل از کل . بدل جزء از کل . بدل اشتمال . بدل مباین (غلط)


بدل کل از کل : یعنی بدلی که تماما به جای مبدل منه آمده . مانند همان مثال قبل


بدل جزء از کل :  که بدل جزئی از مبدل منه می باشد . مثل : قرات ُ الکتابَ نصفَه .  کتاب رو خوندم نصفش رو (درواقع ، نصف کتاب را خواندم)


بدل اشتمال : که بدل مربوط و متعلق به مبدل منه است . مثل :


اعجبنی مریمُ خلقُها .      به تعجب وامیدارد مرا مریم ، اخلاقش (درواقع، اخلاق مریم مرا به تعجب وامیدارد


بدل مباین (غلط)  : که گوینده موردی را ذکر میکند و بلافاصله می فهمد که اشتباه کرده و کلمه اصلی را می گوید . مانند: رایتُ ذئباً کلباً . گرگی را ، سگی را دیدم . ( درواقع سگ را دیده است و بار اول اشتباه گفته )



عطف بیان :


یک کلمه جامد است که مثل صفت میاد و کلمه قبل از خودش رو توصیف میکند و اون رو از ابهام درش میاره .

نکات مورد توجه :

یک نکته این است که اسم های جامد بعد از اسم اشاره میشن عطف بیان . مثل ذلک الکتاب »»»» کتاب یک اسم جامد است بعد از ذلک و میشه عطف بیان

دومین نکته این است که اگر کلمات ابن(بن) و بنت بین دوتا اسم خاص قرار بگیرند میشن عطف بیان . مثل حسین بن علی »»» ابن در اینجا عطف بیان است . (ا در ابن به خاطر اینکه همزه وصل است حدف شده)

عطف بیان از متبوع خودش واضحتر است .


مثال : هذاالقران لاریب فیه . القران عطف بیان

تاکیــــــــــــــــــــد :

زمانی است که جمله یا کلمه ای را برای تاکید تکرار می کنیم و جمله یا کلمه دوم همان اعراب جمله یا کلمه اول را می گیرد .

مثال : والسابقون السابقون اولئک المقربون . »»» السابقون دومی تاکید است برای اولی و هردو مرفوع هستند .

تاکید بردونوع است . لفظی و معنوی

لفظی رو که شما در ظاهر می بینید . اما تاکید معنوی با کلمات دیگری همراه است .
دقت داشته باشید که در تاکید معنوی حتما به کلمه تاکید ضمیری اضافه میشود که به کلمه قبل از تاکید برمی گردد . یعنی به مؤکَد برمی گردد 
کلماتی که میتوانند به عنوان تاکید معنوی به کار بروند :

کل / نفس/ عین . اجمع / جمیع / کلا / کلتا می باشند .

مثال :
جاء الرجلُ نفسُه  . مرد آمد خودش . درواقع نفس برای تاکید امده و همان اعراب رجل را دارد .

قراتُ الدروس کلها . کلمه کل تاکید است و منصوب . چون الدروس منصوب است .
حواستون بود که هم به کلمه نفس و هم به کلمه کل یک ضمیر چسبیده که به رجل و دروس برمی گرده .


حالا دیگر نوبت شماست که برید و تو متن درس هاتون چندتا از این توابع رو پیدا کنید تا قشنگ و خوب تو ذهنتون جابگیره .

                                            طاعاتتون هم قبول . التماس دعا
 






موضوع: آموزش عربی پایه سوم دبیرستان، آموزش عربی پایه دوم دبیرستان،
[ یکشنبه 23 مرداد 1390 ] [ ساعت 16 و 01 دقیقه و 05 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

مفاعیل ( انواع مفعول )

سلام . دروس جدید راجع به مفاعیل است . چرا گفتم دروس نه درس ، برای اینکه مفاعیل است یعنی انواع مفعول ( مفعول به / مفعول لاجله/ مفعول فیه / مفعول مطلق / مفعول معه)
اول هرکدوم رو جداگانه  توضیح میدم و همراهشون هم مثال هایی رو براتون میارم . بعد با اوردن نمونه سوالاتی از متن کتاب هاتون میخوام که نوع اون ها رو تشخیص بدید . پس دقت کنید لطفا . در ضمن حواستون باشد که همه مفعول ها از هر مدلی که باشند حتما منصوب هستند . یعنی _َ__ یا __ً__
 
مفعول به :

این مفعول همون مفعولی است که شما از کلاس سوم راهنمایی باهاش آشنا میشید . همونی که در جواب به سوال چه چیزی را؟  یا چه کسی را ؟ می اید . در ضمن اگر کلمه ای هم داشتید که معنای متمم فارسی رو داشت (می دونید که متمم اسمی است که بعد از حروف اضافه میاد ) ولی حرف اضافه قبلش نیومده بود و فقط در معنا معنی اون حرف رو می شد فهمید ، اون هم جزء مفعول به حساب میشه .
توجه:
تمام ضمایر متصل منصوبی (ه . هما. هم . ها .هما .هنّ . ک .کما . کم . ک . کما .کنّ . ی . نا) در صورتی که به فعل اضافه شوند مفعول به می باشند . مثل : جئتک /آمدم . به سوی چه کسی ؟ تو  . ک مفعول به و محلا منصوب است .
در ضمن تمام ضمایر منفصل نصبی هم مفعول به هستند . (ایاه . ایاهماو..)
مثال :

هو شکرَ ربَّه . او تشکر کرد از پروردگارش  .
می بینید که معنای از درون جمله هست ولی درعبارت نیامده (کلمه مِن) . بنابراین رب ، مفعول است و منصوب .
یا عبارت :

هما سرقا اموالَ الیتیم . آن دو پولهای یتیم را دزدیدند  .
میگوییم : چه چیزی را دزدیدند ؟ اموال را .
پس کلمه اموالَ میشود مفعول به و منصوب هم می باشد .

مفعول له (لاجله) :

همونطوری که از اسمش پیداست مفعولی است که برای بیان علت میاد و کافی است از خودمان بپرسیم : برای چه؟. یعنی برای خاطر چیزی و در حقیقت علت وقوع فعل رو بیان میکند . و با معنای (ل =برای )همراه می باشد .  . در ضمن اغلب  به شکل مصدر می آید ولی این مصدر از جنس خود فعل نیست . و اگر همراه با (ال ) باشد یا به شکل مصدرنباشد ، قبل از مفعول یک ( ل ) می اید و آن را مجرور می کند ولی اگر با (ال) همراه نباشد منصوب می باشدو مصدرهم هست  . مثال :

جئتُ للکتابة . آمدوم برای خاطر نوشتن  .  الکتابة  مجرور است به خاطر حرف جر ل و حرف جر هم امده چون الکتابة همراه با (ال ) می باشد . اما اگر ل نیاید :

جئتُ کتابة ً . آمدم . (برای چه) برای خاطر نوشتن .
پس نتیجه می گیریم که حرف (ل) باید در تقدیر و مفهوم ان باشد .

یا مثلاً :
لاتقتلوا اولادکم خشیة َ املاقٍ . فرزندانتان را به خاطر ترس از گرسنگی نکشید .
نکشید . چه کسانی را ؟ فرزندان را / پس ، فرزندان می شود مفعول به . چرا نکشید ؟ به خاطر ترس / پس ، خشیة میشود مفعول له

مفعول فیه :

مفعولی است که به شکل ظرف زمان یا مکان است و حتما معنای کلمه (فی = در) را درون خود دارد . درست مانند اسمش که مفعول فیه است .

مثال :
سافرتُ یومَ الجمعة . مسافرت کردم در روز جمعه . می بینید که معنای فی= در قبل از کلمه یوم قرار گرفته و یوم هم ظرف زمان است . پس یوم = مفعول فیه و منصوب است .

یا درعبارت : اشترکنا فی مراسیم الدعاء لیلة َ الجمعة .
در شب جمعه در مراسم دعا شرکت کردیم . می بینید که گفته : در شب جمعه در حالی که خود کلمه فی قبل از ظرف زمان لیلة نیامده است . پس، لیلة مفعول فیه و منصوب است .

مفعول مطلق:

این مفعول مصدری است از جنس فعل . که به سه شکل تاکیدی / عددی یا نوعی است .
مطلق تاکیدی ،زمانی است که برای تاکید وقوع فعل جمله می اید . مثل :
استغفرتُ استغفاراً . یُکرمانِ المومن َ اکراماً .
کلمات استغفارا که مصدری است از جنس فعل استغفرت و اکراما که مصدری است از جنس فعل یکرمان ، هردو مفعول مطلق تاکیدی هستند .
حال اگر بعد از این مفعول مطلق تاکیدی صفت  یا مضاف الیه بیاید آن را از تاکیدی به نوعی تبدیل میکند .
هو یسعی سعیاً وافراً .
می بینید که سعیا مصدری است از جنس فعل یسعی و چون بعد از سعیا صفت وافرا قرار گرفته است پس ، سعیا مفعول مطلق نوعی است .
مفعول مطلق عددی زمانی است که مفعول مطلق دفعات و تعداد وقوع فعل را بیان میکند . مثل :
ضربتُه ضربة ً واحدة ً .

توجه :
مفعول مطلق گاهی فعلش در جمله حذف میشود . مثل کلمه های حقاً . سمعاً . طاعة ً و...
گاهی مفعول مطلق از جنس خود فعل نمی باشد بلکه در معنا با فعل مترادف است . مثل : جلستُ قعوداً . قعود همان معنای نشستن را می دهد .
 
مفعول معه :
اسمی است که بعد از واو معیت(همراهی) می آید . مثل : جئتُ و علیاً . به همراه علی آمدم . کتبتُ والقلمَ . با قلم نوشتم .
دراصل معنای کلمه (مع = با . همراه) در مفهوم گنجانده شده است .
دقت کنید که معمولا در مفعول معه اسم قبل از (واو) به شکل ضمیر متصل می اید .

حالا انواع مفعول را در این عبارت ها پیدا کنید .

* انتَ الذی قدرتَ کلَّ شیء تقدیراً .
* علینا ان نجتهد فی دروسنا اجتهاداً کثیراً .
* اُطیعُ امّی اکراماً لها .
* ورتلّ القران ترتیلاً .
* المسلمون یدعونَ اللهَ .
* إنّی دعوتُ قومی لیلاً و نهاراً .
* لایری جمالَ الحقیقة .
* الانسان یواحه فی حیاته الشدائد دائما .

بقیه مثال ها و سوالات رو هم خودتون از لابه لای متون پیدا کنید نه از تمرینات کلیشه ای .
در ضمن اون عبارت اخری رو علامت گذاری نکردم . حواستون باشد .













موضوع: آموزش عربی پایه سوم دبیرستان،
[ شنبه 11 تیر 1390 ] [ ساعت 12 و 49 دقیقه و 07 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

اعلال . ابدال . ادغام

سلام برو بچه های دبیرستانی

میدونید . اون موقعی که ما کلاس چهارم دبیرستان بودیم و درس عربی میخوندیم بیشتر دنبال قواعد بودیم . این نوشته ها دقیقا نوشته هایی است که سال 63 توسط دبیر عربی گرامیمون خانم فرشچی نوشته شده . و الان از رو همون نوشته مطالب رو براتون میارم . شاید به کارتون بیاد . به خصوص بچه های انسانی .

اعلال / ابدال / ادغام

1- اعلال :

عبارت است از تغییر در حروف عله و همزه . مثل : قوَلَ (قالَ) / أءمَن (آمَن )

چنانکه می دانیم حروف عله عبارت است از :

                    حرف عله سه بُوَد ای طلبه             واو و یاء و الف منقلبه

و از طرفی اسم یا فعلی که یکی از حروف اصلی آن حرف عله باشد را معتل میگوییم . فعل معتل به چهار دسته تقسیم میشود :

معتل الفاء (مثال) : وَعَدَ

معتل العین (اجوف ) : باعَ که در اصل بَیَعَ بوده است .

معتل اللام (ناقص) : غزا در اصل غزوَ می باشد .

لفیف که دو حرف اصلی آن عله میباشد و بر دو نوع است . لفیف مفروق و لفیف مقرون

. وفی / وقی

اعلال بر سه نوع است : اعلال به اسکان / اعلال به حذف / اعلال به قلب

1- اعلال به اسکان : مقصود از اعلال به  اسکان ، ساکن ساختن حرف عله متحرک است . اعلال به اسکان در دو مورد واقع میشود :

  ا- الف) در موردی که (واو . یاء ) متحرک بعد از حرف ساکن واقع شده باشد . در این صورت حرکت حرف عله به ماقبلش داده می شود . مانند : یَقوُلُ که میشود : یَقولُ / یَبیـِعَ که میشود یَبیعُ

در صورتی که حرف عله مفتوح باشد وقتی که حرکت را به ماقبل منتقل میکنیم (واو . یاء) ماقبل مفتوح به (الف) تبدیل میشود . مانند : یَخوَفُ > یَخـَوفُ > یَخافُ که البته بعد از این اعلال، اعلال به قلب صورت گرفته است .

 1-ب) در کلماتی مانند یدعو . یرمی در حال رفع فتحه از آخر آن حذف میشود و همچنین در کلماتی مانند القاضی ، ضمه و کسره از آن برداشته میشود . ( البته لازم به توضیح میدانم که کلمه القاضی اکنون در زمره اعراب های تقدیری است )

2- اعلال به حذف :

 مقصود از اعلال به حذف ، ساقط کردن حرف عله است.

چه جالب ! مابقی ورقه ها رو گم کردم . هرچی گشتم پیداشون نکردم . برای همین هم خودم دست به کار میشم و اطلاعات خودم رو میارم رو صفحه . البته توضیحات مربوط به اعلال رو قبلا دادم ولی خوب برا تاکید بیشتر

اول  در فعل مثال :

فعل مثال واوی :

در فعل ماضی هیچ اعلالی نداره .

در فعل مضارع وامر حرف عله اون حذف میشه .

البته : حواستون باشد که در باب افعال این قانون اتفاق نمیفته . (البته فقط در ماضی ومضارع والاّ در مصدر (واو) قلب به (یاء) میشود . مثل " اوجاد که میشه ایجاد


فعل مثال یای :

در این فعل هیچ اعلال صورت نمی گیرد .


فعل اجوف :

در اجوف واوی "

در فعل ماضی از صیغه 6 به بعد حرف علة حذف میشود . مثل : قالَ »»» قُلنَ

در فعل مضارع در صیغه های 6 و12 حرف علة حذف یشود .

درفعل امر حاضر در صیغه های للمخاطب و للمخاطبات ، حرف علة حذف میشود .

دقت کنید "

که در فعل اجوف در مضارع ، حرکت حرف عله به ماقبل داده شده است و حرف علة مطابق با حرکت  ماقبل خودش به شکل (الف) یا (واو) نوشته میشود  . و همین قاعده هم در فعل امر رعایت میشود . به مثال دقت کنید

یقوُلُ »»»» حرکت (واو) به ماقبل داده میشود »»»» یقُولُ  و در فعل امر هم به همین شکل می اید در صیغه هایی که حرف عله حذف نمیشود . یعنی :

قولا / قولوا / قولی /

ولی در فعل یخَوفُ »»»» یخافُ 

حرکت (واو) به (خ) داده شده و به همین علت هم حرف (واو) قلب به الف میشود . و همین حالت هم در فعل امر برقرار میباشد . در صیغه هایی که حرف عله حذف نمیشود . یعنی

خافا / خافوا / خافی  

در ضمن اینجا تشخیصش با فعل ماضی یک مقدار دردسر ساز میشه

برای بقیه معتل ها اون بخش از فعل های معتل رو ببینید لطفا

اما در رابطه با فعل های صحیح :

این فعل ها یا سالمند یا مهموز یا مضاعف 

مهموز : یعنی حرف أ در آن باشد که مهموز الفاء مثل أخذ / مهموز العین مثل سأل / مهموز اللام مثل بدأ

مضاعف : فعلی است که دوحرف همجنس آن درهم ادغام شده باشد . مثل حبّ  / عدّ  / حلّ / مدّ

و سالم فعلی است که نه معتل است و نه مهموز و نه مضاعف مثل ذهب . رجع و...

ادغام معمولا در فعل های مضاعف صورت می گیرد و هم چنین در جایی که دوحرف هم جنس در کنار هم قرار بگیرد و حرف اولی ساکن باشد و دومی متحرک


ابدال در جایی است که حرف شبیه به حرف دیگر در تلفظ به آت تبدیل میشود . مثلا در باب افتعال :

کلمه وحد

 بر وزن افتعال میشود »»»»» اوتحاد  »»»»» بعد از ابدال »»»» اتتحاد »»»» حال ادغام صورت می گیرد و میشود : اتّحاد

یا کلمه ذخر 

بروزن افتعل »»»» اذتخر »»»» حرف ت ابدال به د »»»»» اذدخر »»»» حرف ذ ابدال به د »»»» اددخر »»» حال ادغام »»»» ادّخر

و همینطور موارد دیگر که البته ابدال خیلی کم اتفاق می افتد .



 






موضوع: آموزش عربی پایه سوم دبیرستان،
[ سه شنبه 31 خرداد 1390 ] [ ساعت 09 و 22 دقیقه و 11 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

فعل های صحیح و معتل و اعلال آنها

 
فعل هایا صحیح هستند یا معتل
صحیح : مهموز . مضاعف . سالم
معتل : مثال . اجوف . ناقص. لفیف مقرون . لفیف مفروق
فعل های صحیح رو نخواستید . بنابراین به توضیح معتلات اكتفا می كنم .
معتل فعل است كه یكی از حروف آن الف . واو . ی باشد
اگر این حرف در اول فعل باشد به آنمثال می گویند . مثل : وعد
اگر حرف دوم باشد به آن اجوف میگویند : مثل قول كه میشودقال . یا خوف كه میشود خاف
اگر حرف سوم باشد ناقص است . مثل سعی .رضی
اگر دوحرفعله داشته باشد و نزدیك به هم باشند لفیف مقرون است . مثل : سوی. طوی
اگر دوحرف عله باشد واز هم دورباشند لفیف مفروق است . مثل : وقی .
ان چه كه مهم است اینكه در این حروف اعلال  هایی صورت می گیرد و گاهی اوقات واقعا تشخیص كلمه سخت است .
اگر به ریشه فعل اشنا باشید به راحتی میتوانید ان را پیدا كنید وگرنه دچار دردسر میشوید
وبهترین راه این است كه یك نمونه از فعل معتل رو در هر كدام حفظ كنید و مابقی فعل هارا برهمان اسلوب حفظ شده در جمله به كار ببرید .
نكات:
1- حرف الف به شكلی جزء حروف معتل نیست . بلكه واو یا ی هستند كه قلب به الف می شوند . مثل : قول : قال
2- اعلال تغییراتی است كه در فعل های معتل به وجود میاید تا تلفظ ان اسانتر شود
3- فعل مثال معتل مثل وعد : در فعل ماضی هیچ اعلالی ندارد . ولی در فعل مضارع و امر مخاطب  حرف عله در تمام صیغه ها حذف می شود . مثل : وعد . یعد . عد كه به ترتیب ماضی . مضارع و امر هستند
4- درفعل اجوف حرفعله در ماضی تبدیل به الف میشود و از صیغه 6 به بعد یعنی جمع مونث غایب حرف عله حذف میشود . مثل قول كه شد قال و از صیغه 6 به بعد میشود قلن . قلت والی اخر
در فعل مضارع اجوف در تمام صیغه ها به جز 6و12 یعنی جمع های مونث حركت حرف عله به ماقبل منتقل میشود و در دو صیغه جمع مونث حرف عله حذف میشود . مثل : یَبْیِعُ كه میشود یَبیعَ و در صیغه 6 میشود یبعن و در دوازده میشود تبعن درامر مخاطب اجوف در صیغه اولی و ششمی یعنی مفرد مذكر مخاطب و جمع مونث مخاطب حرف عله حذف میشود . مثل : بیع كه امر ان میشود : بع . بیعا و بیعوا . بیعی . بیعا . بعن
5- در فعل ناقص مثل دعو در صیغه اول به الف تبدیل میشود كه البته اگر حرف عله به شكل ی باشد فقط در خواندن به صورت آ می خوانیم . مثل دعو كه میشود دعا
در صیغه های شماره 3. 4. 5 . حرف عله حذف میشود . دعوا . دعت . دعتا
در فعل مضارع ناقص : در صیغه های 1.. 4. 7. 13و14 حرف عله ساكن میشود . مثل : یهدیُ كه میشود یهدی
در صیغه های 3. 9. 10 حرف عله حذف میشود  : مثل یهدون . تهدون . یهدین . در یهدین شما دوتا ی باید داشته باشید درواقع باید باشد یهدیین ولی حرف عله ی حذف شده و اون ی كه مونده علامت مفرد مونثمخاطب مضارع است
درفعل امر در اولین صیغه مخاطب حرف عله حذف میشود . یدعو كه در امر میشود اُدعُ و در بقیه صیغه ها باقی میماند . حالا برای هر كدام یك فعل رو در نظر بگیرید و صرفش كنید و تمام این تغییرات رو هم توش پیاده كنید . امید دارم كه به نتیجه مطلوب برسید . افعال لفیف رو هم تا اون جایی كه من دیدم كمتر به كار میبرند و همون تغییرات رو باتوجه به  جمع بین مثال وناقص یا جمع بین اجوف وناقص میتونید برای لفیف ها به كار ببرید . مثل : وقی كه میشه : ق
 




موضوع: آموزش عربی پایه سوم دبیرستان،
[ شنبه 26 تیر 1389 ] [ ساعت 19 و 17 دقیقه و 19 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]