ترجمه درس نهم پایه دوم دبیرستان . لیس للانسان الا ماسعی

الدرس التاسع : درس نهم 

  لیس للانسان الا ماسعی ؟ برای آدمی نیست مگر آنچه را که سعی کرده است

 

یبحث الناس  فی مسیرهم نحواهدافهم عن نماذج مثالیه

 مردم در مسیرشان ( حرکتشان )  به سوی مقاصدشان به دنبال نمونه های بی نظیر می گردند . (نمونه های  بی نظیر را میجویند)

لیجعلوهم اسوة لانفسهم       برای اینکه آنها رو الگوی خودشان قرار دهند .

 

حیاة العظماء مشعل لهدایة الاجیال  ,         زندگی بزرگان چراغی است برای هدایت نسل ها

ومن لم یجعلها وسیلة لهدایته یضّل « هلک من لیس له حکیم یرشده»

وهرکسی ک] آن را وسیله ای برای هدایت خود قرار ندهد گمراه میشود . « کسی که  حکیم و فرزانه ای ندارد که او را ارشاد کند نابود میشود »

ولکن ..... کیف  هؤلاء اصبحوا ائمة للاخرین و کیف خلّدت اسماؤهم فی التاریخ ؟

واما ..... اینان چگونه برای دیگران  پیشوایانی شدند و چگونه اسمشان در تاریخ جاودانه شد؟

 

الیک الان بعض الاشارات الی میزات هؤلاء العظماء

اگنون به برخی از ویژگی های این بزرگان توچه کن

الاجتهاد و الثبات          تلاش و پایداری

لیست الراحة الا بعد التعب و لاتنزل النعم من السماء جاهزة بل هی ثمرة الکدّ و تحمّل المشقة

اسایش نیست مگر بعد از سختی (به دست نمیاید) و نعمت ها به صورت آماده از آسمان فرونمیریزد بلکه آن تمره و میوه رنج و تحمل سختی است .

 

بقدر الکد تکتسب المعالی        و من طلب العلی سهر اللیالی

به اندازه سختی (تحمل سختی ) مقام های بلند به دست می اید

        و هر کسی که خواهان بزرگی است شب زنده داری میکند .

 

ان الطبیب المسلم زکریا الرازی کان قد بدأ بدراساته الطیبة فی الاربعین من عمره , لکنه وصل الی اهدافه , لانه کان دؤوبا فی اعماله

همانا زکریای رازی پزشک مسلمان پژوهش های طبی اش را در 40سالگی آغاز کرده بود اما به اهدافش رسید زیرا او در کارهایش با پشتکار بود .

 

کان میکل انجلو یقول : لو علم الناس ما تحملت من المشاکل و الگدح فی الحیاة , لما تعجبوا من اعمالی الفنیة

میکل آنژ میگوید :

اگر مردم بدانند که من در زندگی چه مقدار مشکلات و رنج متحمل شدم هرگز از کارهای هنرمندانه ام شگفت زده نمی شدند .

 

الفقر : نداری

لو نظرنا الی تاریخ حیاة العظماء لوجدنا أنّ هؤلاء تحملوا المصاعب و تچرعوا آلاما کثیرة فی حیاتهم

اگر به تاریخ زندگی بزرگان نگاه کنیم درمییابیم که اینها سختی ها کشیدند (متحمل شدند) و در زندگیشان دردهای بسیاری چشیده اند

 

کان فارابی و هو من خیرة علماء  عصره - یسهراللیل للمطالعة و ما کان فی بیته مصباح فیذهیب الی خارج البیت لیطالع فی ضوء قندیل الحراس .

فارابی که یکی از بهترین دانشمندان دوران خود بود - شب را با مطالعه صبح میکرد درحالی که در خانه اش چراغی نبود پس به بیرون از خانه می رفت تا در نور چراغ نگهبانان مطالعه کند .

 

جان جاک روسو کان خادما فی بیوت الاغنیاء . وکان یقول دائما :

ژان ژروسو در خانه ثروتندان یک خدمتکاربود و همیشه می گفت :

 

لقد تعلمت اشیاء فی مدارس عدیدة و لکن المدرسة التی اکتسبت فیها اعظم الفوائد هی المدرسة البؤس و الفقر

چیزهایی در مدارس بیشمار یافتم ولی درمدرسه ای که بیشترین فایده را به دست آوردم همان مدرسه درماندگی و نداری بود .

 

نعم , هذه هی شریعة الحیاة : عمل و کدح و نصب و عناء , یعقبها نعیم و رفاه و راحة و هناء

بله , این همان قانون زندگی است  کارو رنج و زحمت  و سختی که به دنبالش نعمت و آسایش و راحتی و خوشی می اید .

 

الاخلاق

النجاح فی الحیاة یترتب علی التحلی بالاخلاق الفاضلة . هذا هو امیرالمومنین علی ع یقول :

موفقیت در زندگی به آراسته شدن اخلاق باقضیلت ( بهتر) وابسته است . این همان امیرالمومنین علی ع است که میگوید :

 

من نصب نفسه للناس اماما فلیبدا بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره

هرکسی خودش را برای مردم پیشوا قراردهد قبل از آموختن دیگران باید آموزش خودش را شروع کند

 

قدجاء فی ترجمة العالم الجلیل والفیلسوف الکبیر ملاصدرا أنه ماکان یقبل تلمیذا الا باربعة الشروط

درزندگی نامه دانشمند بزرگوارفیلسوف بزر گ ملاصدرا آمده است که او شاگردی را قبولنمیکرد مگر با چهار شرط :

 

1- ان لایرتکب المعاصی                   اینکه گناهی ر انجام ندهد

2- ان لا یطلب العلم للوصول الی منصب دنیوی          اینکه علم را برای رسیدن به مقام و منصب دنیایی نخواهد

3- ان لایطلب المال الا بالکفاف                مال را فقط به قدر کفایت بخواهد

4- ان لایحاکی الاخرین و یعتمد علی نفسه              اینکه  از دگران تقلید نکند و به خودش اعتماد کند

 

خوب : حالا باید بریم سراغ آموزش قواعد و طرح چند سوال

میدونید که تو این درس اولین مبحث نواسخ رو درس میده . اونهایی که باعث تغییر حرکت کلمات میشونددر مبتدا و خبر

کلمه نسخ رو حتما در مورد ایات قران شنیدید که بعضی از ایات ناسخ بعضی دیگر هستند .

حالا اولین نواسخ چیا ستند ؟ بله . کان و خواهرانش . یعنی افعال ناقصه

میدونید که اینها میان بر سرمبتدا و حبر و یک کمی تو اعراب اونها تغییر به وجود میارن . این کلمات میذارن که مبتدا هم چنان مرفوع بمونه ولی خبر رو منصوبش میکنند یعنی فتحه بهش میدن .

همونطوری هم که قبلا یاد گرفتید میدونید که توی اسم های مثنی نصب رو با (ینِ ) و تو اسم های جمع با (ینَ ) نشون می دادیم .

و در اسم جمع مونث هم که به حای فتجه , کسره می اوردیم و به اینها اعراب های فرعی میگفتیم .

حالا خودتون یک نگاهی بیندازید و ببینید که این افعال ناقصه کدوما هستند و بعد اونها رو از متن درس پیدا کنید و ببینید که چه تاثیری بر مبتدا و خبر داشته اند . ه عنوان نمونه :

کیف هؤلاء اصبحوا ائمة ً .           اصبح یکی از افعال ناقصه است که  (واو) میشه اسم اون و محلا مرفوع . جون باید مرفوع باشد اسمش

و ائمة میشود خبر برای اصبح و منصوب است که می بینید علامت فتحه روهم گرفته است .

 

 





موضوع: ترجمه دورس دوم دبیرستان،
[ یکشنبه 18 تیر 1391 ] [ ساعت 18 و 44 دقیقه و 33 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

ترجمه الدرس السادس ( درس ششم )

الدرس السادس : درس ششم              حقوق الناس : حقوق مردم

یاعقیل ! انهض . لاشیئ فی البیت                 

   ای عقیل . بلندشو(برخیز ). هیچ چیزی درخانه نیست

 

اخوک خلیفة المسلمین و رئیس الحکومة           برادرت خلیفه مسلمانان و رئیس حکومت است

اذهب الیه لتحصل علی شیئ من المال             به نزداوبروتامقداری مال به دست آوری

 

نهض عقیل و ذهب نحو دارالحکومة                 عقیل برخاست و به دارالحکومة رفت

اخی .... امیرالبلاد .... ساحصل علی مال و منصب ....

  برادرم .. فرمانروای سرزمین ها است .... به زودی به مال و مقامی دست خواهم یافت

فلن ارجع الّا بالاکیاس المملوء ة .... حتماً ... لاشکّ فیه

فقط با کیسه های پربازخواهم گشت (برنخواهم گشت مگر با کیسه های پر) . حتما . هیچ شکی نیست .

 

فی دارالحکومة               در دارالحکومة (مرکز خلافت)

السلام علیک یا اخی .. یا امیرالمومنین              درود برتو ای برادرم . ای امیرمومنان

وعلیکم السلام و رحمة الله                 و درود و رحمت خداوند برشماباد

یاعلی ! جئتُ الیک لاتکلم حول مشاکلی فی الحیاة

  یاعلی ! آمدم به نزدت تا پیرامون مشکلاتم در زندگی صحبت کنم

 

یابنیّ ! یاحسن! البس عمّک لباسا ....

ای پسرم ! ای حسن ! عمویت را لباسی بپوشان

فالبسه الحسن من لباسه                  پس امام حسن از لباس خود به وی پوشاند 

 

حان وقت العشاء                 وقت شام فرارسید

لمّا جلسوا علی المائدة لیتناولوا العشاء ، ماوجد عقیل شیئا الّا الخبز و الملح . فتعجّب کثیرا

هنگامی که بر سر سفره نشستند تا غذاتناول کنند ( بخورند) ، عقیل هیچ چیزی به جز نان و نمک نیافت . پس بسار تعجب کرد

 

یاعلی ! أهذه مائدة امیرالبلاد ؟ أتطعمنا هکذا ؟

ای علی ! آیا این است سفره فرمانروای سرزمین ها؟ آیا این چنین ماراغذا میدهی ؟

 

ألیس هذا من نعم الله ؟            آیا این از نعمت های خدا نیست؟

بلی ... ولکن ...            بله . اما

فلّله الحمد و الشکر               پس حمد و سپاس مخصوص خداست

 

یاعلی ‍! انا مقروض و اسرتی بحاجة الی المساعدة .

ای علی . من قرض دارم (بدهکارم) و خانواده ام احتیاج به کمک دارند (نیازمندکمک هستند)

انهم ارسلونی الیک لکی ارجع الیهم بالاخبار السارة

همانا آنها مرا فرستادند تا با خبرهای خوشی نزدشان برگردم

 

کم دینک ؟                دین تو ( قرضت ) چه مقدار است؟

آلاف من الدراهم             هزار درهم

 

لیس عندی هذا المقدار ولکن اصبر حتی آخذ راتبی من بیت المال فاساعدک بشیء منه

این مقدار الان ندارم ولی صبر کن تا حقوقم را از بیت المال بگیرم پس مقداری از آن را به تو کمک میکنم

 

بیت المال فی یدک وانت تتحدث عن راتبک .... کم هو راتبک ؟

بیت المال در دست تو است و تو از حقوقت صحبت میکنی ؟ ... حقوقت چقدر است؟

 

لافرق بینی وبین الآخرین فی بیت المال

              در بیت المال هیچ فرقی بین من و دیگران نیست

 

کأنک لاتقبل ..... لاباس ... فاذهب الی السوق . فاکسر اقفال الصنادیق

مثل اینکه تو قبول نمیکنی .... اشکالی ندارد .... به بازار برو .  قفل صندوق ها را بشکن

 

 مافی الصنادیق ؟ اموال التجار؟                 در صندوق ها چیست ؟ اموال بازرگانان!

أتأمرنی أن أکسر صنادیق قوم قد توکلوا علی الله و جعلوا فیها اموالهم ؟ أتامرنی أن أسرق ؟

آیا به من دستور میدهی که صندوق گروهی را که برخدا توکل کردند و اموالشان را در آن گذاشتند را بشکنم؟ آیا به من دستور میدهی که دزدی (سرقت ) کنم؟

فکیف تامرنی انت ان افتح بیت مال المسلمین ؟

  پس چگونه تو به من امرمیکنی که بیت المال مسلمانان را باز کنم؟

ألیست السرقة من شخص واحد خیرا من أن تسرق من جمیع المسلمین !

آیا دزدی از مال یک مسلمان بهتر از این نیست که از همه مسلمانان دزدی کنی ؟

 

خجل عقیل و ندم علی طلبه .           عقیل خجالت کشید و از کارش پشیمان شد .

 

واما این درس به شما میگوید که اعراب فعل مضارع چطوری تغییر میکند به نصب یا جزم .

پس باید ببینید که حروف ناصبه چیا هستند  حروف جازمه چیا ؟

چندتا از این حروف میتونید تو درس پیدا کنید ؟ چه تغییری در آخر فعل هایی که بعد اونها اومده ، ایجاد شده؟

 

آیا معنی اونها هم با این حروف تغییر کرده یا نه؟

حرکت ها چطوری هستند؟ فرعی ؟‌اصلی ؟

و.............

 

 

         

 

  





موضوع: ترجمه دورس دوم دبیرستان،
[ چهارشنبه 14 تیر 1391 ] [ ساعت 17 و 27 دقیقه و 04 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

ترجمه درس هشتم پایه دوم دبیرستان

الدرس الثامن : درس هشتم

الشاب البطل : جوان قهرمان

               مسرحیة : نمایشنامه

الشخصیات : شخصیت ها

حنظله ، ابوعامر (پدر حنظله ) ؛ عبداله بن اُبَی (بزرگ و سرکرده منافقان ) ، و جمعی از صحابه (یاران پیامبر) 

 

المشهد الاول : صحنه اول

ابوعامر : سُلِبت قدرتنا ... ماذا نفعل ؟

             قدرت و نیروی ما گرفته شده است . چکارکنیم ؟

 

یاولدی ! الی متی هذا العناد؟ لایؤیّد کلام محمد ....

     ای فرزندم ! تابه کی این مخالفت و دشمنی ؟ سخن محمد تایید نمیشود

 

لایظفر هذا الیتیم .. لاتترک دین آبائک

      این یتیم پیروز نمی شود (موفق نمیشود) .. دین پدرانت را ترک نکن (رها نکن )

 

حنظلة : یا ابت ! ماذا تطلب منی ؟ أتطلب عبادة الاصنام و السکوت امام ظلم الظالمین و تفاخرهم علی الفقراء و أکلهم مال الحرام ... ! لا .لا . هذا امرٌ لایقبل 

 ای پدرم ! چه از من میخواهی ؟ آیا میخواهی بتها را بپرستم و در مقابل ستم ستمکاران سکوت کنم و بر قیران و نیازمندان فخر بفروشم و مال حرام رابخورم ؟ نه . نه . این کاری است که مورد قبول نمی باشد

 

انک لولد عاق        همانا تو به ذرستی که فرزندی عاق شده (لعنت شده و نفرین شده) هستی . (ای فرزند عاقت کردم . نفرینت کردم)

 

یاوالدی ! لاطاعة لمخلوق فی معصیة الخالق

  ای پدرم ! درنافرمانی خالق (آفریننده ) هیچ طاعت و فرمانبرداری برای مخلوق ( آفریده ) وجودندارد

 

قال الله تبارک وتعالی :

                خداوند بلندمرتبه وبزرگوار گفت :

 

وان جاهداک لتشرک بی مالیس لک به علم فلا تطعمها

  واگر آن دو تلاش کردند تا تو شرک بورزی به من در آن چه که علمی نسبت به آن نداری پس از آنها پیروی نکن

 

یطرق الباب :         در زده می شود

 

افتح الباب یا حنظلة ! فانی علی موعد مع عبداله بن ابی

      ای حنظله ! درراباز کن . پس همانا من با عبداله بن ابی قراری دارم

 

عبداله : مرحبا بابی عامر . کیف حالک الیوم ؟ علیک آثارالغضب . لماذا؟

      خوش آمدی ابی عامر . امروز حالت چطور است ؟ نشانه های خشم و غضب درتو (صورتت )است . چرا؟

 

ماذا نفعل بهؤلاء الشباب ؟ قدغسلت عقولهم . اخاف  ان یاخذ محمد کل ما بایدینا بواسطة هؤلاء الشباب

            با این جوانان چه کنیم ؟ عقل هایشان شسته شده (شست و شوی مغزی شده اند) می ترسم از اینکه محمد به کمک این جانان همه چیزهایی که در دستمان است را بگیرد .

 

لانسمح . اولئک شرذمة قلیلة

       اجازه نمی دهیم . آنها گروهی اندک هستند .

 

ولکن ... هؤلاء              ولی.. اینها .

 هوّن علیک ..... سنحتفظ بملکنا و جاهنا .... لی خطة لایدرکها احدحتی الشیطان

     آسان بگیر برخودت (سخت نگیر) . از مقام و موقعیتمان محافظت و مراقبت خواهیم کرد . من نقسه ای دارم که هیچ کس حتی شیطان هم آن را درک نکند

 

ماهی ؟ سنذهب مع محمد الی القتال ... ونترکه فی الوقت الحرج

  آن چیست ؟ با محمد به جنگ خواهیم رفت و در وقت سختی او را رهایش می کنیم (ترکش میکنیم)

 

    فکرة رائعة  ... انک استاذ الشیاطین

              فکر خوبی (بکری )است و بدرستیکه تو استاد شیطان هایی 

 

نعم . نعم . الی اللقاء . بله . بله . به امید دیدار 

 

المشهد الثانی :  صحنه دوم 

 

بعد غزوة احد          بعد از جنگ احد

انا لله و انا الیه راجعون . قد استشهد عدد خیرة صحابة رسول الله 

   قطعا همه ما از خداییم و به سوی او بازخواهیم گشت . تعدادی از بهترین یاران رسول خدا شهید شده اند 

 

نعم .. وعلی راسهم سید الشهداء حمزة 

               بله . و در راس همه آنها حمزه سرور شهیدان است 

 

کل هذا هین مادام رسول الله حیا

          همه اینها آسان است تازمانی که رسول خدا زنده است

 

من المومنین رجال صدقوا ماعاهدوا الله علیه فمنهم من قضی نحبه و منهم من ینتظر

  از مومنان مردانی هستند که وفادار ماندند به پیمانی که با خدا بستند پس بعضی از انها (گذراندند زمان و وقت مرگ را ) حجاب در خاک کشیدند و عده ای از آنها منتظر مرگ هستند

 

انظر .. من هو ؟        نگاه کن ... او کیست ؟

 

هو خیر شباب المدینة . اسفا علی فقدانه من بین الشباب

  او ازبهترین چوانان مدینه است . نبودنش در بین جوانان مایه تاسف است

 

هو حنظلة                او محظله است

 

حنظلة ؟ ..هذا غیر معقول . لیلة أمس کانت حفلة عرسه

    حنظله؟ این عاقلانه نیست . دیشب جشن عروسیش بود

 

صحیح . و لکن حینما سمع نداء المنادی یدعو الی الجهاد خرج من  بیته و اسرع نحو ساحة القتال و استشهد

درست است . ولی زمانی که صدای دعوت کننده به جهادو مبارزه را شنید از خانه اش خارج شد و به سوی میدان جنگ و کارزار شتافت و شهید شد

 

فسلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیا

     پس سلام وتحیت و درود براو روزی که زاده شد (به دنیا امد) و روزی که از دنیا می رود و روزی که زنده برانگیخته می شود .

 

سوال شما :

اگر یُبعَث به شکل یَبعَث باشد چه تفاوتی در معنای آن به وجود می آید .

کلمه جهاد مصدر چه بابی است ؟

کلمه استشهد با شهد  و یا با شاهَذ چه تفاوتی در معنا دارند ؟ آیا همه آنها ثلاثی مزید هستند ؟

 

مبنی للمجهول یا مبنی للمعلوم یعنی چه؟

 

برای ساخت فعل معلوم و مجهول چگونه عمل میکنیم ؟

اصلا معلوم به چه فعلی گفته می شود و مجهول به چه فعلی ؟

کلمه خیر مشتق است یا جامد درعبارت هو خیر شباب المدینة

و..................

   

 





موضوع: ترجمه دورس دوم دبیرستان،
[ پنجشنبه 27 بهمن 1390 ] [ ساعت 09 و 59 دقیقه و 12 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

ترجمه درس 7پایه دوم دبیرستان

الدرس السابع : درس هفتم

      علی ظلم ثوری : برعلیه ظلم قیام کن

ایا قدس ، یاقلعة الصامدین          علی ظلم ثوری ، علی الظالمین

ای قدس ، ای دژ پایداران          برعلیه ستم و ستمکاران قیام کن

 

الی الفجر سیری فعمّا قریب            من الله یأتیک نصرمبین

به سوی سپیده دم حرکت کن پس از انجه که نزدیک است (چراکه به زودی )

               از جانب خداوند پیروزی ونصرتی آشکار می آید .

 

طیور الابابیل من کل صوب      تصبّ الحجار علی الغاصبین 

پرندگان ابابیل از هر سمت      

          سنگ ها را برسر غصب کننده ها (زورگویان ) میریزند . 

 

فسیری علی الموت لاتنحنی       فانت الصمود الذی لایلین

پس به سوی مرگ حرکت کن وتسلیم نشو

            پس تو ستونی هستی که نرم نمی شود 

 

غزاة لئن قتلوا وردنا         فلن یقتلوا الحلم فی الیاسمین 

جنگجویان اگر چه کشتند گل های سرخمان را

   پس هرگز نخواهندکشت رویا و آرزو را در یاسمن 

 

طغاة و لوکسرواعظمنا      من الموت نولد فی کل حین

واگرچه گردنکشان استخوانمان را شکستند

        از مرگ زاده می شویم در هرزمان

 

کاشجار زیتوننا فی الجلیل      نموت علی ارضنا واثقین

همانند درختان زیتونمان در سرزمین الجلیل

          آرام ومطمئن برروی زمینمان (سرزمین) می میریم .

 

اما سوالات مربوط به این درس که باید از خودتون بپرسید 

چرا فعل لن یقتلوا به شکل منفی ترجمه شد ؟

نون در اخر فعل یقتلون کجا رفت ؟

آیا لن هم مثل لانهی میتونه حرکت آخر فعل رو تغییر بدهد؟

فعل نولَد چه نوع فعلی است؟ میتونی تجزیه اش کنی ؟ 

توخط دوم اومده یاتیکِ و در خطوط قبل هم سیری ، ثوری ، اینها اشاره به کدوم کلمه دارند ؟ آیا قدس یک اسم مونث است ؟ یا به قلعة اشاره دارد ؟ 

کلمه اشجار قبل از زیتوننا چرا تنوین کسره یعنی این حرکت ـــٍــ رو نگرفته و به جاش این یکی حرکت از کسره رو ــــِــــ میگیرد . 

  





موضوع: ترجمه دورس دوم دبیرستان،
[ سه شنبه 25 بهمن 1390 ] [ ساعت 18 و 03 دقیقه و 10 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

ترحمه درس پنجم پایه دوم دبیرستان

الدرس الخامس : درس پنجم

              الظبی و القمر  : آهو و ماه

انا صیاد                  من یک شکارچی هستم .

اسافرالی المناطق المختلفة لصید الحیوانات النادرة
         برای شکار حیوانات کمیاب به مناطق مختلف سفرمیکنم


فی احدی هذه الرحلات امضیتُ اسبوعا کاملا فی احدی الجزر الاستوائیة
 
 دریکی از این سفرها یک هفته کامل را در یکی از جزیره های استوایی گذراندم


فتّشتُ عن آثار ظبی ذی قرون جمیلة یسکن فی هذه المنطقة

درچستجوی آهویی بودم که دارای شاخ های زیبایی است که دراین منطقه زندگی میکند .

ساعدنی فی هذا الصید احدساکنی الجزیرة و هو خبیر بمسالک غاباتها

در این شکار یکی از ساکنیم جزیره که آشنا به راه های جنگل ها بودمرا یاری می کرد .

لمّا غربت الشمس جلسنا تحت شجرة مشرفة علی تلّ رملی ّ

 هنگامی که خورشید غروب کرد زیر درختی که مشرف به تپه ای شنی بود نشستیم

ظهرت اشعة القمر الفضیة و اصبح المنظرجمیلا رائعا یخلب القلوب

پرتوهای نقره ای ماه ظاهر شد(پدیدار شد) و و چشم انداز، زیبا ودل انگیز گشت آن چنان که دل ها را می ربود

حینئذ رایتُ ظبیا یمشی بهدوء علی الرمل حتی بلغ قمّة احد التلال فجلس

دراین هنگام اهویی را دیدم که به ارامی برروی شن راه می رفت تا اینکه به قله یکی از تپه  ها رسید پس نشست

انظر .. انظر ... هذا هم الظبی الذی فتّشتُ عنه طول النهار

 نگاه کن .. نگاه کن .. این همان آهویی است که در طول روز به ئنبالش بودم


انظر الی قرونه الجمیلة الثمینة التی ظهرت کالفضة البراقة فی ضوء القمر

نگاه کن به شاخهای زیبای گرانبهایش که مانند نقره ای براق در روشنایی ماه ظاهر شد

ما فطن الظبی لوجودنا
       آهو متووجه بودن ما نشد


فتوقّف فی نقطة و هو یرقب القمر  باعجاب ... فاخذتُ سلاحی ... ولکن .. ماقبلت یدی

پس درنقطه ای توقف کرد(ایستاد) درحالی که با شگفتی ماه را می پایید ... پس اسلحه ام را گرفتم (برداشتم) ولی دستم قبول نکرد


کیف تقتل ظبیا یعشق الجمال کما تعشقه انت

  چگونه آهویی را می کشی که عاشق زیبایی است (به زیبایی عشق می ورزد ) همانطورکه توبه او عشق می ورزی


لقد ترک مامنه بین الاشجار لمشاهدة القمر و مناجاته

 قطعا ترک کرده است پناهگاهش را در بین درختان برای دیدن ماه و راز و نیازش


وضعتُ السلاح علی الارض و قلتُ لرفیقی

  اسلحه ام را روی زمین گذاشتم و به رفیقم (دوستم) گفتم


لا .... لا اقتل هذا الظبی ..... ماهورایک

نه ... این اهو را نمیکشم ... نظر تو چیست ؟


فاجاب : احسنت .... الحق معک

      پس جواب داد: افرین برتو .... حق باتو است


إنّه حیوان شاعر یعشق الجمال
 قطعا او حیوانی بااحساس است که به زیبایی عشق می ورزد


سوال :

میدونید ترکیب وصفی و ترکیب اضافی یعنی چی ؟

ترکیب اضافی همون مضاف و مضاف الیه و ترکیب وصفی هم همون موصوف و صفت هستند .

حالا جندتا ترکیب وصفی میتونید پیدا کنید تو این درس یا چندتا ترکیب اضافی /


آیا جمله هم میتونه صفت قرار بگیره ؟
اگر بله درچه صورتی /

عبارت هویرقب القمر باعجاب  را تجزیه و تحلیل و الاعراب کنید


 


 




موضوع: ترجمه دورس دوم دبیرستان،
[ شنبه 22 بهمن 1390 ] [ ساعت 21 و 40 دقیقه و 27 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

ترجمه درس چهارم پایه دوم دبیرستان

الدرس الرابع  : درس چهارم

              جمال العلم  : زیبایی دانش

اعتزل ذکر الاغانی و الغزل      وقل الفصل و جانب من هزل

ازخواندن ترانه ها و غزل دست بکش 
                                            و  سخن حق رابگو و دوری کن از کسی که سخن بیهوده میگوید
(شوخی میکند) 


واتّقّ الله فتقوی الله ما              جاورت قلب امرئ الا وصل

  وتقوای خدا راپیشه کن پس تقوا داشتن برای خدا
                                     قلب آدمی را به وصال و رسیدن نزدیک می کند
        (وتقوای خدا نزدیک نکرد ادمی را مگر به  وصال)

لیس من یقطع طرقا بطلا             إنّما من یتّقی الله البطل

     کسی که راهزنی کند قهرمان نیست
                              قهرمان فقط کسی است که تقوای خدا پیشه کند

أین نمرود و کنعان ومَن                    ملک الارض و ولّی و عزل

 کجایند نمرود و کنعان و کسانی که
             زمین را مالک شدند (پادشاهی کردند ) و ولایت دادند و برکنار نمودند


اطلب العلم و لا تکسل ،فما         ابعد الخیر علی اهل الکسل
  دانش را بخواه و تنبلی نکن ، پس چه
                                     دور است خیرو خوبی از تنبلان

و اهجر النوم و حصّله ، فمن               یعرف المطلوب یحقر مابذل

خواب را رهاکن و به دست بیاوران را (دانش) ، پس کسی که
                     هدف را می شناسد آنچه را بخشیده کوچک میشود (درنظرش)


فی ازدیاد العلم ارغام العدی            و جمال العلم اصلاح العمل

   به خاک مالیدن دشمنان در افزودن دانش است
                              و زیبایی علم اصلاح و درست کردن عمل است


لاتقل اصلی و فصلی ابدا             إنّما اصل الفتی ماقدحصل

 هرگز نگو اصلم و نسبم
                             اصل جوانمردی فقط چیزی است که حاصل شده است

قیمة الانسان ما یحسنه              اکثر الانسان منه أم أقل
          ارزش انسان به ان چیزی است که انجام می دهد آن را به خوبی
                              چه انسان آن را بیشتر انجام داده باشدچه کمنر


قصّر الامال فی الدنیا تفز                  فدلیل العقل تقصیر الأمل

 آرزوها را در دنیا کم کن تا به رستگاری برسی
                         چون کم کردن آرزوها دلیل و نشانه خرد است

سوال سوال :

1- میدونید که فعل اصلا علامنی به اسم کسره رو نمیگیره . پس چرا اطلب در عبارت اطلب العلم و لا تکسل با حرکت کسره اومده است ؟

2- در عبارت واتق الله فتقوی الله ما           جاورت قلب امرئ .....  کلمه (ما ) کدام نوع از تجزیه است ؟
 کلمه پرسشی   ؟    اسم موصول  ؟    حرف نفی ؟

3- إنّما در جمله به چه معنی می باشد؟

4- کلمه الدنیا در عبارت قصر الامال فی الدنیا تفز  چه جرکتی می گیرد با توجه به اینکه قبل از آن حرف جر قرار گرفته ؟

5- در عبارت انما اصل الفتی ما قد حصل ، در اینجا کلمه (ما) چه نوع تجزیه رو شامل میشود ؟


                        
    


      
                          




موضوع: ترجمه دورس دوم دبیرستان،
[ شنبه 22 بهمن 1390 ] [ ساعت 19 و 36 دقیقه و 40 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

ترجمه درس سوم پایه دوم دبیرستان

الدرس الثالث : درس سوم

                     کتاب الحیاة : کتاب زندگی

العلم و الدین جناحان للانسان لایقدر علی الطیران الا بهما .

   علم و دین برای انسان دوبال هستند که نمیتواند بدون آن دوپرواز کند

والامة الاسلامیة هی امة سائرة نحو الکمال و الرشد

      و جامعه اسلامی همان جامعه حرکت کننده به سوی رشد و کمال است .

وهی بحاجة الی هذین الجناحین

        و او(جامعه اسلامی ) به این دوبال نیاز دارد .

و الاسلام منذ ظهوره شجّع المسلمین علی التفکر و التعلم

 و اسلام از زمان ظهورش مسلمانان رابه فکر کردن و یاد گرفتن تشویق کرد .

لذلک ألّف المسلمون رسائل و کتبا عدیدة فی حمیع المجالات الفکریة و العلمیة
برای همین مسلمانان نامه ها (مقالات) و کتاب های بیشماری در همه زمینه های فکری و علمی نوشتند

کالادب و الفلسفة و الطب و الریاضیات و الفیزیاء و الزراعة و الصیدلة

 مانند ادبیات و فلسفه و پزشکی و ریاضیات و فیزیک و کشاورزی و داروسازی

و القران دستور لحیاتنا الیومیة
          و قرآن « برنامه ای است برای زندگی روزانه ما

و لیس کتابا یتحدّث عن العلوم بالتفصیل

    و کتابی نیست که فقط درباره علوم به تفصیل سخن بگوید .

و لکن فیه بعض الاشارات العلمیة التی اکتشف علم البشر بعضها حتی الان .

ولی در آن برخی از مطالب علمی هست که دانش بشر تا الآن بعضی از آن ها را کشف کرده است .  

والیک بعض هذه الآیات

      و برخی از این نشانه ها را بگیر .

اصل العالم

    اصل جهان

أنّ السماوات و الارض کانتا رتقا ففتقناهما

همانا آسمان ها و زمین بسته بودند(به هم گره خورده بودند) پس ان دو راگشودیم (ازهم شکافتیم )

اصل العالم سر غامض
           اصل جهان راز پیچیده ای است

و الآیة تخبر العالمین عن حقیقة هذا الامر من خلال کلمات الوجیزة

  و آیه از میان سخنان موجز و مختصرجهانیان را از حقیقت این کار باخبر میکند

« کانت السماوات و الارض ملتصقتینِ ثمّ فصّل اله بینهما

  آسمان ها و زمین به یکدیگر چسبیده بودند سپس خداوند بین آن دو را جداکرد .

توصّل الباحثون فی علم الفلک فی القرن العشرین الی نظریة خلاصتها

چستجوگران (پژوهشگران ) در قرن بیستم به نظریه ای در علم ستاره شناسی رسیدند که خلاصه اش

أنّ المادة الاولی للعالم کانت جامدة
     اینکه ماده اولیه جهان به شکل جامدبوده است

ثم حدث فیها انفجار شدید
           سپس انفجاری شدید در آن رخ داد

وانفصلت اجزاء تلک المادة و تشکّلت السماوات و الارض

  و آجزای آن ماده از هم جدا شد (گسسته شد) و آسمان ها و زمین شکل گرفت .

2- الشمس و القمر               خورشید وماه

وجعل القمر فیهن نورا و جعل الشمس سراجا

 و ماه را در آن ها نوری (روشنایی )قرارداد و خورشید را چراغی قرارداد

 
کلمة سراج تعبر عن شیء ذی نور حرارة من ذاته
 کلمه (واژه ) چراغ بیانگر شیئی دارای روشنایی و گرما میباشد

و کلمة نور تعبر عن مجرد نور لاحرارة فیه
و واژه نور بیان کننده تنها , نور است که هیچ گرمایی در آن نمی باشد

و الآیة تقول             و آیه می گوید

إنّ القمر یبعث ضوء من مصدر غیر ذاتی لاحرارة فیه

 همانا ماه می فرستد نور و روشنایی را از منبع غیر ذاتی که گرمایی در آن نیست (ماه پرتوی از منبع غیر ذاتی است که هیچ گرمایی ندارد)

اما الشمس فهی مضیئة بذاتها فتکون مصدرا للنور و الحرارة

اما روشنایی خورشید از ذات و درون خودش است پس منبعی برای روشنایی و گرما می باشد .

و ماعرف الانسان حقیقة القمر الا فی القرن العشرین

وانسان حقیقت ماه را تاقرن بیستم (نشناخت »» بهتراست جمله رو ادامه بدید بعد نشناخت روبنویسید) 

و بعد هبوط اول انسان و اکتشافه بأنه مجرد کوکب هامد لااثرفیه للماء و لا للحیاة و هو یعکس ضوء الشمس

و بعد از فرود اولین انسان و کشفش به اینکه ان تنها ستاره خاموش و سردی است که اثری ازآب و زندگی در آن نیست و اینکه آن نور خورشید را منعکس میکند , نشناخت

3- دوران الارض      گردش زمین

و تری الجبال تحسبها جامدة و هی تمرّ بمرّ السحاب

 و کوه ها را می بینی درخالی که گمان میکنی آنها ثابت و جامد هستند در حالی که عبور میکنند (می گذرند ) مانند عبور کردن ابرها

إنّک  لو تنظر الی الجبال تحسب أنها ثابتة و لکن الحقیقة غیر ذلک ...

همانا اگر تو به کوه ها نگاه کنی گمان میکنی که آنها ثابتند درحالی که حقیقت غیر از این است

الجبال تمرّ امامک کما یمرّ السحاب
    کوه ها از مقابلت عبور می کنند همانطور که ابر عبور میکند

و سبب ذلک دوران الارض و حرکتها
       و علت آن گردش زمین و حرکتش است

حرکة الارض لیست مخفیة علی احد فی عصرنا
       حرکت زمین در زمان ما بر کسی پوشیده و پنهان نیست

و لکنها کانت مجهولة علی الانسان حتی القرون الاخیرة

  ولی آن تا قرن های اخیر بر انسان ناشناخته بود

و قصة غالیلة مشهورة فی هذا المجال
      و داستان گالیله در این زمینه معروف است

هذه کانت بعض الاشارات العلمیة فی القرآن الکریم
      این بعضی از اشاره ها (مطالب ) علمی در قران کریم بود 

التی اکتشف العلم حقیقتها حتی الان
      که علم ، حقیقت آن را تا الآن کشف کرده است

و نعلم أنّ الاشارات  العلمیة فی ایات القران الکریم لیست هدفا بحدّ ذاتها
 ومی دانیم که مطالب علمی در ایات قران کریم درحدّ خود هدف نیستند

بل هی ایات تثبت لنا صدق ادعاء نزول القران من جانب الله تبارک و تعالی

بلکه آن نشانه ها و آیاتی است که درستی ادعای فرود آمدن قران را از جانب خدواند تبارک تعالی ثابت میکند

إنّ فی ذلک لآیات لقوم یعقلون
 همانا در آن ایاتی است برای گروهی که می اندیشند


سوال ، سوال . قسمت خوب برنامه

1- تو همین عبارت اخری بگویید ل  قبل از ایان با ل قبل از قوم چه فرقی دارند باهم ؟

2- اسم های غیر منصرف این درس کدوم ها هستند؟

3- کلمات اکتشف / انفصل / توصّل و إلفّ چه نوعی از کلمه هستند . میتونید یک تحلیل صرفی کامل برا هرکدوم بنویسد؟

4- در عبارت  هذه کانت بعض الاشاراتِ العلمیة َ  با توجه به اینکه الاشارات العلمیة ترکیب وصفی است و می بایست اعراب یا حرکت حرف اخر هردوشون یکی باشد پس چرا الاشارات کسری یعنی ــِـــ
رو گرفته و العلمیة فتحه یعنی ــَــ رو ؟



  

 






موضوع: ترجمه دورس دوم دبیرستان،
[ شنبه 22 بهمن 1390 ] [ ساعت 08 و 16 دقیقه و 38 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

ترجمه درس دوم پایه دوم دبیرستان

الدرس الثانی : درس دوم

   فی خدمة البؤساء   : در خدمت  بینوایان

الهواء حار و الناس فی بیوتهم .             
 هوا گرم است و مردم در خانه هایشان

خرج علی الی السوق                    علی ع به سو و سمت  بازار خارج شد

لا تخرج الان                                الان ( اکنون ) خارج نشو . (بیرون نرو)

الشمس محرقة                         خورشید ( آفتاب ) سوزان است .

لا .... لعّل ذا حاجة یطلب المساعدة               
    نه .... شاید نیازمندی کمک بخواهد

و فی الطریق                          و در راه

ثقیلة ... ثقیلة ... ولکن لا حیلة ... الاطفال ... الجوع .. العطش ... ماذا افعل ؟

                  سنگین است .. سنگین است . ولی هیچ چاره ای ندارم .. بچه ها ... گرسنگی ... تشنگی .. چکارکنم ؟


فنظرالیها علی ع                 پس علی ع به او نگاه کرد

فجاء و اخذ منها القربة              پس آمد و مشک را از او گرفت

فحملها الی بیتها            پس ان را به خانه  اش برد

و سالها عن حالها              
  و ازاو درباره حالش (اوضاع و احوالش ) سوال کرد (پرسید)

بعث علی بن ابی طالب زوجی الی الثغور             علی بن ابی طالب همسرم را به مرزها فرستاد

وبعد ایام سمعنا خبروفاته             و بعد از چند روز خبر مردنش را شنیدیم

و لی اطفال یتامی و لیس عندی شی ء             
   و من کودکانی یتیم دارم و چیزی ندارم (نزدم نیست )

فقد الجأتنی الضرورة الی خدمة الناس          
    نیاز و ضرورت مرا وادار به نوکری مردم کرده است

ذهب علی ع محزونا الی دارالحکومة و حمل زنبیلا فیه طعام

      علی ع به دارالحکومت (مرکزخلافت ) رفت و زنبیل (سبدی ) را که در آن غذا بود را برداشت


فرجع و قرّع الباب                                  پس برگشت و در را کوبید (درزد)

من یقرع الباب ؟                              چه کسی درب را می کوبد ؟ (درمی زند)

انا ذلک العبد الذی حمل معک القربة                 
              من همان بنده ای هستم که مشک راهمراه  تو حمل کرد (اورد )

افتحی الباب                   درب را باز کن

إنّ معی شیئا للاطفال                 
    همانا چیزی برای کودکان همراهم است (من با خودم چیزی برای بچه ها دارم )

رضی الله عنک و حکم بینی و بین علی بن ابی طالب

                 خدا از تو راضی باشد و خشنود  . و بین من و علی بن ابی طالب داوری کند


فدخل علی و قال                پس علی داخل شد و گفت

انّی احبب اکتساب الثواب              همانا من به دست اوردن ثواب را دوست دارم

فانتخبی بین هذین الامرین                 پس بین این دوکار  انتخاب کن :

تهیئة الخبز أو اللعب مع الاطفال                آماده کردن نان یا بازی با کودکان

انا اقدر منک علی تهیئة الخبز , فالعب انت مع الاطفال

              من به آماده کردن نان تواناتر از تو هستم . پس تو با کودکان بازی کن

فذهب علی الی طفلین صغیرین من بینهم
                          
    پس علی ع به طرف (سوی ) دو کودک کوچک از بین آنها رفت

و جعل التمر فی فمهما و هو یقول لکل منهما

             و خرما را دردهان آن دو گذاشت  در حالی که به هریک از آن دو می گفت

یا بنیّ ! اجعل علی بن ابی طالب فی حلّ ممّا مرّ فی امرک

      ای پسرم ! علی بن ابی طالب را در حق آن چه از شما رفته است حلال کنید . ( قرار بده علی بن ابی طالب را در حلالیت از آنچه رفته است (عبورکرده ) در کارت )

وبعد ساعة                         و بعد از یک ساعت

اخی ! اسجر التنور                      برادر ! تنور را روشن کن

اللهم ! افرغ علی هذا الرجل خیرک و ثوابک
        خدایا ! خیر و ثوابت را براین مرد فروبریز

ولکن علی بن ابی طالب ... کیف ..          ولی .. علی بن ابی طالب .. چگونه ..

هو لاینظر حال المحرومین                 او به حال فقرا (محرومان) نمی نگرد

نحن محرومون و لکن هو ..      ما فقیریم و اما او ...

فبادر علی الی سجره          
   پس علی ع مبادرت ( اقدام ) به روشن کردن آن کرد

فلمّا اشعله                  پس هنگامی که آن را برافروخت (روشن کرد)

ذق یا علی ! هذا جزاء من نسی المساکین و الیتامی

      ای علی بچش ! این مجازات هرکسی است که فقراء و یتیمان را فراموش کند

حینئذ جاءت امراة و شاهدت خلیفة المسلمین و تعجّبت

    در این هنگام زنی امد و خلیفه مسلمانان را دید و تعجب کرد ( شگفت زده شد)

ویحک ... أتعلمین من هو ؟ هو امیر المومنین

  وای برتو .... آیا میدانی او کیست ؟ او امیر مومنان است

ویل لی .... ماذا افعل ؟ .. فذهبت الیه و هی تعتذر

  وای برمن .... چکار کنم ؟ ... پس به سوی او رفت در حالی که عذرخواهی می کرد...

واحیائی ... عفوا ... معذرة ... یا امیر المومنین ... عفوا

شرمنده ام  ... ببخش ... پوزش ... ای امیر مومنان ... ببخش

لا .. لا .. بل واحیائی منک فیما قصّرتُ فی امرک

 نه ... نه ... بلکه شرمند ه ام از تو برای اینکه در کارت کوتاهی کردم .

و حالا سوالات ما :

1- چندتا فعل ثلاثی مزید تو این درس هست؟

2- عبارت هذا جزاءُ مَن .... »»»» هذا مبتدا است و جزاء هم خبر  . میتونید بگویید حرکت  مبتدا و خبر چی است و چرا کلمه جزاء  تنوین نگرفته ؟

3- کلمه المحرومینَ که جمع مذکر سالم است در عبارت هو لاینظر الی حال المحرومین  و کلمات هذین الامرین  که اسم مثنی است در عبارت فانتخبنی بین هذین الامرین , چرا به ینَ و ین ِ امده است نه با ونَ یا انِ

4- اگر در عبارت ( انا ذلک عبدالذی حمل معک القربة ) به جای انا کلمه نحن را بگذاریم عبارت ما چه تغییری می کند؟

5- چرا درعبارت ( معی شیئا للاطفال )  خبر بر مبتدا مقدم شده است ؟











موضوع: ترجمه دورس دوم دبیرستان،
[ جمعه 21 بهمن 1390 ] [ ساعت 22 و 13 دقیقه و 27 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

ترحمه درس اول پایه دوم دبیرستان

الدرس الاول : درس اول
 
                             الهی : خدای من

ربّ اشرح لی صدری                   پروردگارا سینه ام را برایم بگشای (فراخ کن )

و یسّر لی امری                            و کارم را برایم آسان گردان

واحلل عقدة من لسانی                و گره ( لکنت ) را از زبانم بگشای (برگیر)

یفقهوا قولی                            تا سخنم را درک کنند

اللهم اخرجنی من ظلمات الوهم       
                پروردگارا مرا از تاریکی های تصور(توهم ) بیرون بیاور( خارج گردان)


واکرمنی بنورالفهم                                         
                         
و با روشنایی و نور فهم گرامی بدارمرا

اللهم افتح علینا ابواب رحمتک
                          پروردگارا برای ما درهای رحمت و بخششت را باز گردان

و انشر علینا خزائن علومک 
                      و گنجینه های  دانشت را برما بگستران ( نشربده)

ربّ               پروردگارا

ربّ یسّر و لا تعسّر                      پروردگارا ! آسان بگیر و سخت نگیر

اللهم فرّح قلبی                        پروردگارا قلبم را شادی ببخش (شادگردان)

اللهم انهج لی الی محبتّک سبیلا سهلة
           پروردگارا راهی آسان را به سوی محبتت برایم نشان ده (راه آسان رسیدن به محبتت را )

الهی لا تجعل للشیطان علی عقلی سبیلا
                  خدایا قرارنده برای شیطان راهی بر عقلم ( شیطان را به عقلم راه نده)

و لاللباطل علی عملی دلیلا
                    و نه برای باطل راهنمایی برای کارم ( و باطل را راهنمای کارم قرار نده)

اللهم الهمنا طاعتک و جنّبنا معصیتک
         پروردگارا طاعتت را بر ما الهام کن و معصیتت را از ما دور کن

برحمتک یا ارحم  الراحمین
                 به رحمت تو ای مهربان ترین مهربانان

می دونید که روش این جانب در ترجمه به این شکل است که اخر هردرس سوالاتی را هم طرح میکنم تا شما با دقت بیشتری درس رو یاد  بگیرید . علاوه بر اون اموخته های قبلیتون هم یک مروری بشه .

حالا سوال :
1- ارحم چه اسمی است . اصلا اسم است یا فعل ؟ چرا ؟

2- احلل ثلاثی مجرد است یا ثلاثی مزید ؟

3- فعل های اکرم و اخرج با فعل های انشر و افتح چه تفاوتی دارند در تجزیه کردن؟

4- چرا فعل های یسّرو جنّب با اینکه امر است ولی همزه امر رو نگرفته است؟

5- اگر فعل جنـّـِبنا به شکل  جنّـَبنا بیاد چه تفاوتی پیدا می کنند؟

6- میتونید چندتا اسم معرفه  و چندتا اسم نکره پیدا کنید ؟   چی ؟ نکره و معرفه نمیدونید یعنی چی ؟ خوب مگر کتاب جلوتون نیست . ورقش بزنید ببینید چی نوشته ؟

دانش اموز هم دانش اموزای قدیم . پا به پا معلمشون میدویدند










موضوع: ترجمه دورس دوم دبیرستان،
[ جمعه 21 بهمن 1390 ] [ ساعت 19 و 16 دقیقه و 55 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]