جناب آقای صدری و پاسخ به سوالاتتان

چند تا سوال داشتم اگر محبت کنید پاسخ بدید ممنون شما می شم
درس اول 
ذهب هذان الرجلان الی خارج المدینة .                  این دومردبه بیرون از شهر رفتند .
اینجا دو مرد بودند اما از فعل مفرد ذهب استفاده کرده ؟؟؟؟ درصورتی که در ترجمه از فعل جمع استفاده شده 

إنّ هذا الرجل سرق الاموال .                به خدا سوگند . قطعا این مرد پول ها را دزدید .
اینجا با وجود اینکه فاعل مرفوع و علامت ضمه باید بگیر منصوب شده ؟؟ آیا ربطی به ان داره ؟؟

تا اونجایی که شنیدم بعضی از اسم ها مجازی مذکر یا مونث هستند و توی جمع بستند و صیفه فعل هاشون تاثیر می گذارند درسته ؟

درس دوم در عربی موصوف صفت از نظر اعراب و وزن بایدکاملا مثل هم باشند درسته ؟
در این جا برکه و آب مثل هم نیستند آیا حرف جر الی تاثیر گذاشته ؟؟
ذهبت غزالة الی بركة ماء وشربت منها .      آهویی به سوی آبگیرآبی رفت و از آن نوشید .

دو سوال شما در خصوص درس دوم 
درعبارت فوقع نطره .....  كلمه نظراسم است یا فعل ؟

کلمه نظره اسم 

درعبارت شكر الغزالة ...  كه ترجمه شده : از آهو تشكر شد . چرا كلمه از درجمله نیامده ؟
به خاطر اینکه آهو مفعول  و کلاق  از چی کسی تشکر کرد؟ از آهو 

پاسخ : 

فعل غایب اگر درابتدای جمله قرار بگیرد و فاعل به شکل اسم ظاهر بعد از آن بیاید به شکل مفرد آمده و در مفهوم ؛ جمع ترجمه می شود با توجه به فاعلش 

در جمله إنّ هذا الرجل ، الرجل فاعل نیست . فاعل در عربی بعد از فعل می آید و اگر قبل از فعل بود مبتدا است که در اینجا حرف إنّ  که از حروف مشبهه بالفعل است برسرمبتدا واقع شده و باعث منصوب شدن آن یا همان گرفتن فتحه شده که به آن اسم إنّ یا حرف مشبهه بالفعل گفته میشود . در ضمن اسم إنّ ؛ هذا می باشد و الرجل به شکل عطف بیان آمده که اعراب اسم اشاره را می گیرد . 

موردبعدی که فرمودید را اگر دقیق متوجه شده باشم مثل کلمه ارض مثلا ؛ بله . فعل به شکل مونث میاید . اما اگر مورد خاصی در نظرتان هست بفرمایید .

درس بعدی کلمه برکه و ماء ؛ صفت و موصوف نیستند بلکه ترکیب اضافی است که کلمه برکه به خاطر مجرور به حرف جر شدن کسره گرفته و چون مضاف هم هست تنوین و ال نگرفته . و کلمه ماء به خاطر مضاف الیه بودنش مجرور شده که چون ال نداشته ؛ تنوین گرفته است . 

و کلمه نظرُهُ ؛ نظر در اینجا اسم است چرا که فعل ماضی آخرش باید حرکت فتحه داشته باشد در حالی که در اینجا حرکت حرف آخر ضمه می باشد . و فعل مضارع هم نیست چرا که حروف أ . ت . ی . ن در ابتدای  آن نیامده است 

و در آخر فعل شکر از افعالی است که بدون حرف اضافه می آید مانند فعل سأل و معنای حرف در تقدیرشان است . در این حالت اسمی که معنی حرف را در تقدیر خود داشته باشد مفعول محسوب میشود . یعنی اسم الغزاله در اینجا مفعول است . 




موضوع: آموزش عربی پایه اول دبیرستان، آموزش پایه دوم راهنمایی، پاسخ به نظرات ،
[ سه شنبه 12 فروردین 1393 ] [ ساعت 20 و 08 دقیقه و 55 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

هؤلاء و اولئک خیلی سخت هستند؟

هؤلاء و اولئک

این دوتا جمع اسم های اشاره (هذا، هذه ) و (ذلک ، تلک ) هتند که در کلاس اول راهنمایی  یاد گرفتید .

هؤلاء به معنی اینها برای اشاره به نزدیک و اولئک به معنی آنها برای اشاره به دور به کار می روند .

نکات مهم این است :

۱- این دو اسم اشاره فقط برای انسان ها به کار می روند و برای اشیاء نمیان .

۲- اگر اسم بعد از این دو (ال) داشته باشد این دوتا به شکل مفرد ترجمه میشوند .

مثال:

هؤلاء عالمونَ . اینها دانشمند هستند .        هؤلاء العالمون .....  این دانشمندان ....

هؤلاء اشجار غلط است چون گفتیم اسم های اشاره جمع فقط برای انسان ها به کار میروند .

و برای اشیائی که جمع بسته میشوند بدون در نظر گرفتن اینکه مذکر هستند یا مونث ، براشون اسم اشاره رو به شکل  مفرد و مونث میاریم . یعنی میگیم : تلک اشجار یا هذه اشجار .

ضمن اینکه هذه و تلک برای اسم های مفرد مونث هم به کار میروند .





موضوع: آموزش پایه دوم راهنمایی، آموزش پایه سوم راهنمایی، آموزش عربی پایه اول دبیرستان، آموزش پایه اول راهنمایی،
[ پنجشنبه 10 آذر 1390 ] [ ساعت 19 و 54 دقیقه و 06 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

سوالات مبینا خانم و شاید سوال خیلی از شماها

سوالاتی که مبینا خانم کرده اند و شاید سوال خیلی از شماها هم باشد . من عین سوالات ایشون رو اینجا کپی میکنم . واگر هم درسوالات غلط املایی داشته باشند پایین صحیحش رو میارم . درپاسخ .

واما سوالات ایشون

سلام مجدد-مفرد اشداء-شدد-وسنوات سنه-اخوه جمع دیگرش اٍخوان است-مترادف صعب یسر است-چرا در ترجمه لا فائده می اوریم هیچ فائده ای چون بعد از اسم بعد از لا اگر منصوب باشد هیچ معنا می دهد-اگر ممکن هست به سوالاتم جواب دهید-1-چرا در ترجمه جمله هل تحب اللعب فی الصحراء آیا بازی در صحراءرادوست داری ترجمه می کنیم2-انزار (ز)به چه معناست3-ایا حروف الفبا مذکر ومونث دارد؟4-اگر ممکن هست بیشتر توضیح دهید که چه موقع کلمات با (ال)وچه موقع با تنوین می آید5-اسمهایی که بر وزن فعیل هستند را صفت مطلق می نامند یعنی چه؟6-چرا جمله یا ولدت عیسی را عیسی را بدنیا آورد ترجمه می کنیم -چرا نمی گوییم عیسی بدنیا آمد

- مفرد اشداء = شدید            مفرد سنوات =سنة         

-جمع أخ (برادر) = إخوان و إخوة است .

- مترادف صعب = عسر است به معنی سختی و یسر متضاد اون هست .

- درترجمه لا + اسم منصوب بعدش = حتما هیچ میاری چون لا دراینجا لای نفی جنس است .

- درجمله هل تحب اللعب ..... ؟ بازی میکنی ترجمه میکنیم چون باقرینه های قبلش این رومیفهمیم .داره به حضرت یوسف میگوید . اگر قبل و بعدش و یاحتی درجمله قرینه ای نداشتیم میتونیم هم به شکل دوست می دارد هم به شکل دوست میداری ترجمه کنیم .

- انذار به معنای هشداراست . اما اون انزاری که شما نوشتی به معنای کم کردن است .

-حروف الفبا روتا اون جایی که من میدونم جزء مونث ها میارند .

- کلمات معمولا زمانی با ال می ایند که برای ما شناخته شده باشند .و البته این معمولا است . دربعضی از مواقع هم این معنا رو نمیده . هم چنان که تنوین دربرخی ازموارد معنای یک رو نمیده . وکلمه ای هم که با تنوین میاد به عنوان خبر هم میتونه باشه . بستگی به جمله دارد . بهتر است بخش نکات طلایی درترجمه و قواعد رو مطالعه کنید .

-اسم بروزن فعیل صفت مطلق است . یعنی همان صفات نسبی یا ساده ما در زبان فارسی

- جمله ولدت عیسی را به شکل عیسی را به دنیا اورد ترجمه می کنیم چون ولدت مونث است درحالی که عیسی مذکر است . پس عیسی نقش مفعول رو داره نه فاعل . و فاعل ضمیر مستتر هی است .





موضوع: آموزش پایه دوم راهنمایی، آموزش پایه سوم راهنمایی، پاسخ به نظرات ،
[ دوشنبه 23 آبان 1390 ] [ ساعت 19 و 36 دقیقه و 43 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

فعل رو چجوری بیاریم .

اخوتی ! ........... فی السیارة . (رکب )

اخوتی! ........معا.(یلعب)


 فعل ماضی یا مضارع؟


 


  .سلام . اینها دقیقا عبارات یکی از دانش اموزان است که کپی کردم .

برای جمله اولی که رکب است فعل ماضی میاد و برای دومی که یلعب است فعل مضارع .

حالا چرا ؟

اگر در عبارات به ما نگفتند فعل ماضی یا مضارع باورید ما باید از روی شواهد بفهمیم که چگونه باید عمل کنیم .

اگر درپرانتز فعل را به همین شکل (رکب) داده بودند فعل ماضی میاید . واگر به شکل (یرکب ) یا به شکل (رکب __ِ__)داده بودند فع به شکل مضارع میاید . امیدوارم متوجه شده باشید .

در ضمن فعل را در این دوعبارت به شکل مخاطب میاریم . به خاطر علامت تعجبی که اورده و یکی از نشانه های جمله مخاطب می باشد .

و همینطور هم به شکل جمع مذکر چون اخوتی به معنی برادران می باشد. 

پس فعل ما در اولی میشود  : رکبتم

و در دومی مییشود : تلعبون 

 





موضوع: آموزش پایه دوم راهنمایی، آموزش پایه سوم راهنمایی،
[ چهارشنبه 11 آبان 1390 ] [ ساعت 21 و 57 دقیقه و 27 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

روش طرح مسئله یاطرح سوال

بچه ها سلام

میدونم كه خیلی از شما میگید كه خانم : این مطلبی رو كه شما درس دادید تو هیچ جای كتابمون نوشته نشده . بله . بنده هم قبول دارم اما چیزی كه مسلم است این است كه مولفین هم باید این موضوع رو درنظر بگیرند تا مطالب نوشته نشده برای تدریس رو تو قالب تمرینات هم نگنجونند . حالا میگید نه ببینید .

تو پایه اول مابه بچه ها میگیم كه : اگر خواستید جمله ( هذه الطالبة مؤدبة ) رو مثنی كنی باید هرسه تا كلمه رو تغییر بدی . چون نمیتونیم بگیم این دودانش آموز یكیشون باادب است . اما در درس آخر می بینیم كه كلمه اسوة را برای این دانش آموزان نمونه اند آورده . حالا بیا ودرستش كن . چطوری به بچه ها بگیم كه این اسم جامد است و اون یكی مشتق . اگر اسم شما مشتق بود عوضش كنید واگر جامد بود میتونه به هر شكلی بیاد .

تو پایه دوم بحثی از ضمایر متصل نمیكند .اما تا دلتون بخواد تو تمرینات میاره تا بچه ها تغییرش بدن . خوب اگر درس ندیم چكارش كنیم . چطوره كه فقط همون تمرینات رو سركلاس جواب بدیم وبعد هم به بچه ها بگیم چون شما این مبحث رو تو كتابتون نیاورده فقط همین چندتاتمرین رو حفظ كنید .

اما پایه سوم : حرفی از مضاف الیه نمیزند . ولی وقتی به جمله فعلیه می رسد ومیخواد برای فاعل حركت بگذاره ، خوب دانش آموز طفلكی یاد گرفته كه اگر اسم شخص مونث حقیقی بود یا اگر اسمت (ال) داشت تنوین نیار . بعد میرسه به جمله (جاء امر ربك ) حالا میخواد حركت بگذاره . شمااگر دانش آموز بودی باتوجه به اون دوتا آموخته قبلی چه حركتی میگذاشتید . ( ـــــُ    ــٌــ ) بگذریم . كار از ریشه خراب است . 

حالا تو دانش آموز خوب با توجه به تمام دانستنی هات میخوای طرح سوال كنی . بارها گفتم كه كتاب درسی دانش آموز بهترین كتاب برای یادگیری است اگر به دقت خوانده بشه . مثلا داریم :

یاملائكة ! لماذا تمدحون ایوبَ ؟

سوال : چرا ایوب تنوین نگرفته؟ ملائكة جمع است یا مفرد؟ اگر مفرد است پس چرا از فعل تمدحون استفاده كرده؟ فاعل در تمدحون كدام كلمه است؟ مگر فاعل نباید بعد از فعل بیاید ؟ آمده یا نیامده؟

انواع كلمه دراین جمله چیست؟ نقش كلمات چیست؟ حالا سوال باآوردن كلمات پرسشی(استفهامی): مَن یمدح ایوب ؟ ماذا یفعل الملائكة ؟ اگر این جمله به شكل غایب نوشته بشه چی میشه؟

پایه دوم:

جمله هست : منحَتْـهُ الوالدة هدیة صغیرة .

انواع كلمه‌؟ نوع فعل؟ صیغه فعل ؟ تبدیل به مضارع یا ماضی ؟ آوردن اسم اشاره برای والدة ؟ آوردن ضمیر به جای والدة ؟ ضمیر دقیقا همون جایی قرار میگیره كه والدة الان هست یانه؟ اگر جمله رو به مثنی تبدیل كنم چه تغییری میكند ؟ اگر جای فعل واسمم بعد از مثنی شدن تغییر كند چی میشه؟ اگر مذكر بشه واگر مخاطب بشه چی ؟ حالا سوال با كلمات استفهامی :

من منحت هدیة ؟    ماذا منحت الوالدة ؟     من منحت الوالدة هدیة ؟ ماذا فعلت الوالدة ؟

پایه اول رو هم كه امروز سركلاس طفلكی ها حالشون جا اومد تا جواب سوالات من رو دادند .

 





موضوع: عمومی، آموزش پایه دوم راهنمایی، آموزش پایه سوم راهنمایی، نکته های طلایی در ترجمه وقواعد، آموزش عربی پایه اول دبیرستان،
[ یکشنبه 5 اردیبهشت 1389 ] [ ساعت 18 و 21 دقیقه و 46 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

جمع و مفردهای مردم آزار

جمع های مردم آزاری

الحق والانصاف كه این جمع و مفردهای خواهر و برادر / خانم و آقا / مردوزن بچه ها رو كلی كلافه كرده . همچین مثل كلاف می پیچند به خودشون كه نگو و نپرس . حالا خدا نكند كه یكی از اینها به ضمیر متصل هم وصل بشه و اونها بخوان براش یا / ایها و ایتها بیارن .

برای اینكه مطلب رو جلو چشمتون داشته باشید میارمش تا خودتون قضاوت كنید .

.....    مذكر     مونث
......     برادر    خواهر
مفرد     أخ     اُخت
مثنی أخـَوانِ.أخـَوینِ اختانِ.اختینِ
جمع   إخوان. إخوة     أخـَوات

 

....      آقا       خانم
مفرد      سیّد      سیّدة
مثنی سیّدانِ.سیّدینِ سیّدتانِ.سیّدتینِ
جمع     سادة      سیّدات

 

....     مرد      زن
مفرد     رجل     إمرإة
مثنی رجلانِ.رجلینِ امرأتانِ.امرأتینِ
جمع     رجال  نساء. نسوان
 

حالا این جمله رو به عربی برش میخوایم بگردونیم .

برادرانم به گردش علمی می روند.

اخوتی یذهبونَ الی السفرة العلمیة .

حالا مخاطبش می كنیم . میشه:  یا اخوتی ! تذهبون الی السفرة العلمیة .

برادران باهم به گردش علمی می روند .

الإخوة یذهبونَ الی السفرة العلمیة معاً .

حالا مخاطبش می كنیم میشه : ایّها الإخوة ! تذهبون الی السفرة العلمیة معاً .

چه فرقی كرد؟

اون جایی كه كلمه إخوة به ضمیر (ی ) اضافه شد كلمه ما به خاطر مضاف بودنش نه (ال) می گیره نه (تنوین) . بنابر این چون اسم من (ال ) نمیگیره بالطبع نمیتونم ایها رو هم سرش بیارم . چون ایها و ایتها بر سر اسم هایی میان كه (ال) دارند و یِا بر سر اسم هایی میاد كه (ال) ندارند .

(ایها . ایتها . یا . مّ . ! ) از نشانه های مخاطبند در جمله .





موضوع: آموزش پایه اول راهنمایی، آموزش پایه دوم راهنمایی، آموزش پایه سوم راهنمایی، آموزش عربی پایه اول دبیرستان، نکته های طلایی در ترجمه وقواعد،
[ دوشنبه 16 فروردین 1389 ] [ ساعت 20 و 19 دقیقه و 39 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

مضارع مخاطب

ساخت مضارع مخاطب

مضارع غایبم میخوام بشم مخاطب

یک راه آسون داری . به غایبا نگاه کن . ازسرشون بردار (ی ) به جاش بیار بذار(ت)

آهای آهای وایسابینم  ، مفردمؤنث روببین

وقتی که شد مخاطب ، جَوزده شد بی ادب

دهن کجی میکنه هی  ِی ِی ِی میکنه ، نون رو سلاحش می كنه .

حالا نگاه کن که چی شد ، به ریشه مون چی چسبید

مفردِ مذکر ِ اون ، ت میگیره دراول

مثنای مذکرش ، ت میگیره دراول ، آن ِ میاد درآخر

جمع مذکر که بشه ، ت میگیره دراول ، ونَ میاد درآخر

مفردمؤنث اون ، ت میگیره دراول ، ینَ میاد در آخر

مثنای مؤنثش مثل مذکر میشه

جمع مؤنث که بشه ، ت میگیره دراول ، نَ هم میاد در آخر





موضوع: آموزش پایه دوم راهنمایی،
[ چهارشنبه 11 فروردین 1389 ] [ ساعت 14 و 20 دقیقه و 56 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

اسم های جهت اومدن كه چی بگن ؟

اسم های جهت هم راه میرن ؟

سلام .

راستش رو بخواهید دیشب داشتم نظری رو كه خانم حسینی یكی از همكاران عزیزم برام نوشته بودند رو می خوندم و چون می بایست به ایشون جواب می دادم یك سری هم رفتم تو وبشون و چشمم به یك شعرراجع به اسم های جهت افتاد . این مورد همینطوری تو ذهنم می چرخید كه خوابم برد و صبح كه برا نماز بلند شدم از اونجایی كه طبع شاعریم همیشه همین موقع ها یا توراه مدرسه به شرطی كه پیاده برم وبرگردم گل میكند ... خوب دیگه . فوران زد واین هم نتیجه اش :

 

وقتی كه پرسیدم كجاست   / اَمام اومد مقابلم  / خلـْفَ هم رفت پشت سرم

جَنبَ اومد كنار من  / فـَوقَ دوید بالا سرم / عَلیَ كه دید اینطوریه  اومد نشست روی سرم

تـَحتَ قایم شد زیر كیف / فی هم پرید داخل كیف

همگی باهم و یك صدا  / دادزدند : أینَ الكتاب ؟




موضوع: آموزش پایه اول راهنمایی، عمومی، آموزش پایه دوم راهنمایی،
[ یکشنبه 27 دی 1388 ] [ ساعت 18 و 19 دقیقه و 04 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

لغت نامه دوم راهنمایی

لغت نامه دوم راهنمایی

لغت نامه

كلمه

معنی

كلمه

معنی

كلمه

معنی

ذهَبَ

رفت

مكـّار

حیله گر

ساذَج

ساده لوح

كسَبَ

به دست آورد

كسَبا

به دست آوردند

اموال

پول ها

كثیرة

بسیار

نـَأخـُذ ُ

می گیریم

قسماً

بخشی . قسمتی

نـَدفِنُ

دفن می كنیم

ف

پس

قـَبِلَ

پذیرفت

صَدیق

دوست

صَدیقـُهُ

دوستش

أیـّام

روزها

أخـَذ َ

گرفت

جاءَ

آمد

محتاجٌ

نیازمند

ذهَبا

رفتند

معاً

باهم

عندَما

هنگامی كه

تلك

آن

وَصَلَ

رسید

وصَلا

رسیدند

وجَدا

یافتند

ماوجَدا

نیافتند

انتَ

تو

سرَقـْتَ

دزدیدی

كلاّ

هرگز

السّارقونَ

دزدان

هَكذا

این چنین

مَن

چه كسی

عندَك

داری

تعَِجَّبَ

تعجب كرد

بعد یومٍ

روزبعد

أیَّـتـُها

ای

سَمِعَ

شنید

صوتاً

صدایی

عَلِمَ أنَّ

دانست كه

أمَرَ

دستورداد

الحَطـَب

هیزم

أشعَلَ

برافروخت

النـّار

آتش

حَول

اطراف

خافَ

ترسید

فزَعَ

ترسید

ظهَرَ

آشكارشد

إفتـَضَحَ

رسواشد

لاتقرَبا

نزدیك نشوید

فضل

لطف

سامعینَ

شنوندگان

یدخـُلونَ

داخل می شوند

أفواجاً

گروه گروه

نصْر

یاری

نصَرَ

یاری كرد

سَبّـِحْ

تسبیح بگوی

سَبَحَ

شناكرد

شـَرِبَتْ

نوشید

وقـَفـَت

ایستاد

قلیلاً

اندكی .كمی

نظرَتْ

نگاه كرد

هُوَ  - هِیَ

او

غـُراب

كلاغ

حَمامة

كبوتر

لیْسَ

نیست

قرُبَتْ مِن

نزدیك شد

النـّجدَة

كمك

ماذا

چه چیزی

حَدَثَ

رخ داد

مساعَدَة

كمك

بمساعَدَة

به كمك

شكـَرَ

تشكركرد

ثـُمَّ

سپس

نظرُهُ

نگاهش

قصَدَ

تصمیم گرفت

حَمَلَ

برداشت

حجارَة

سنگ ها

سجّیل

گلوله گلی

قذَفَ

پرت كرد. انداخت

رأس

سر

رأسِه

سرش

صَرَخَ

فریادزد

هَرَبَ

فراركرد

هرَبَتْ

فراركرد

كتَبَ

نوشت

جَلَسَ

نشست

ضحِكَ

خندید

خرَجَ

بیرون رفت

فَرِحَ

خوشحال شد

عَجِلَ

شتاب كرد

بارداً

سرد

الجوّ

هوا

كُتـُب

كتاب ها

صغیر

كوچك

جائع

گرسنه

المحفظة

كیف

جَعَلَ

گذاشت

فـَتـَحَ

بازكرد. گشود

ید

دست

المرأة

زن

المرأتانِ

دوزن

النساء

زنان

قرأ

خواند

الإحسان

نیكی

جزاء

پاداش

الشتاء

زمستان

أیـُّها

ای

الأصدقاء

دوستان

صدیقات

دوستان (مونث)

صدیقة

دوست (مونث)

الغابة

جنگل

الیَوم

امروز

ضیافة ٌ

مهمانی

بیت

خانه

بنت

دختر

الاسَد

شیر

الطریق

راه

البومة

جغد

وصَلَتا

رسیدند

الحِمار

الاغ

الثـّعلَب

روباه

الذّئب

گرگ

هُم

ایشان . آنها

عَجبوا

تعجب كردند

قالوا

گفتند

جمیع

همه

جلسا

نشستند

قـُرْب

نزدیك

أكلا

خوردند

الفواكِه

میوه ها

الفاكهة

میوه

الأطعِمَة

غذاها

الطّعام

غذا

مَعَ

با . همراه

معَهُما

همراه آن دو

أیضاً

هم چنین . هم

نـَهَضَ

برخاست . بلندشد

مرحباً

آفرین

كـَیـْفَ

چگونه

جَمَعَ

جمع كرد

هذه

این

قویٌّ

نیرومند

فهِمَ

فهمید

جُهـْد

تلاش

جَهَدَ

تلاش كرد

مُجتهِد

كوشا

اجتهاد

كوشش

الفـَأرَة

موش

النـّملـَة

مورچه

النـّحلـَة

زنبور

هنَّ

ایشان . آنها

جهَدْنَ

تلاش كردند

جمَعْنَ

جمع كردند

ضـَرَبَ

زد

الوالِدَین ِ

پدرومادر

وَقـَفَ

ایستاد

وقفوا

ایستادند

وقعوا

افتادند

البنتان ِ

دودختر

البنات

دختران

الرّبیع

بهار

الصّیف

تابستان

الخـَریف

پاییز

الرجال

مردان

رجُل

مرد

حینـَما

هنگامی كه

هُنا

اینجا

هـُناكَ

آنجا

مُغلَقاً

بسته

سفرَة علمیة

گردش علمی

العودَة

برگشتن

عادَ

برگشت

رجَعَ

برگشت

ضـَلَّ

گم كرد

ضلـّوا

گم كردند

ضلـَلْنَ

گم كردند .(مونث)

حانوت

مغازه

سراجاً

چراغی

ذكـَروا

یادكردند

اُذكـُروا

یادكنید

طلـَبَتْ

خواست

قراءة

خواندن

احتراق

آتش گرفتن

الكـُحُول

الكل

المِلح

نمك

اختِبار

آزمایش

الحریق

آتش

حزنـَتْ

ناراحت شد

الأب . الوالد

پدر

الأمّ . الوالدة

مادر

الی

به

الیهِما

به آن دو

برروی ادامه لغت نامه کلیک کرده و مابقی لغات را مشاهده نمایید .



ادامه لغت نامه


موضوع: آموزش پایه دوم راهنمایی، آموزش پایه سوم راهنمایی،
[ جمعه 25 دی 1388 ] [ ساعت 16 و 48 دقیقه و 26 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

آموزش فعل ماضی نمیدونم چطوری

سلام .

راستش رو بخواهید هر شخصی وقتی كاری رو بلد است یكی دوتا از فوتای كوزه گریش رو نگه می دارد تا هركسی نتونه رودستش بلند شه یا حتی از اطلاعاتش به نفع خودش استفاده كند . خوب بنده هم فرض كنید یكی از اون آدمها . شعرهایی رو كه بعضاً سر كلاس می خونیم رو نصفه نیمه تو وب میاوردم تا هم بچه ها یك كم آشنا بشن و هم اینكه همه مطلب رو نمیاوردم  یعنی همه شعر رو . اما شهرزاد خانم قصه ما تمام محاسباتم رو ریخت به هم . اون روزی كه سر كلاس وقتی  بعد از سه هفته بیماری و سرفه های پی در پی بنده گفت : خوب دیگه خانم . حالا بهتر شدید . اون فاطمه و سعیده رو بخونید . وبعد یكی دیگه از بچه ها گفت : چه اصراری داری به شعر خوندن و جواب شهرزاد خانم ما این بود : من اصلاً از عربی بدم میومد تا اون روز كه خانم این شعر رو گفت . از اون موقع به بعد علاقه پیدا كردم . و این چنین شد كه بنده هم تصمیم گرفتم فوت و فن ها رو بذارم كنار و هر چی رو كه میدونم بیارم وسط سفره . شاید یكی دیگه هم بشه شهرزاد خانم ما .

آموزش فعل ماضی :

معلم : فاطمه خورد غذارو .حالا تو بگو ببینم ( أكلَ ) رو من چجوری باید بیارم ؟

شاگردان : ت ْ رو بذار آخرش . تْ رو بذار آخرش .

معلم : یعنی كه بگم               شاگردان : أكلَتْ                         (تكرار )

م : فاطمه و سعیده رفتند از این محله . حالا تو بگو ببینم (ذَهَبَ ) رو من چجوری باید بیارم ؟

ش : تا رو بذار آخرش . تا رو بذار آخرش .

م : یعنی كه بگم :          ش : ذهَبَتا                (تكرار )

م : فاطمه با حمیده و سعیده بلند شدند تا كه بخونند نماز . حالا تو بگو ببینم (نَهَضَ ) رو من چجوری باید بیارم ؟

ش :  نَ رو بذار آخرش . نَ رو بذار آخرش .

م : یعنی كه بگم :          ش : ذهَبْنَ            (تكرار )

م : علی نشست تو ماشین . حالا تو بگو ببینم (جلَسَ ) رو من چجوری باید بیارم ؟

ش : خودشو بیار . خودشو بیار

م : یعنی كه بگم :          ش : جلَسَ              (تكرار )

م : علی و حسن برگشتند از امتحان . اونم چه امتحانی ! حالا تو بگو ببینم (رَجَعَ ) رو من چجوری باید بیارم ؟

ش : الفو بذار آخرش . الفو بذار آخرش .

م : یعنی كه بگم :          ش : رَجَعا           ( تكرار )

م : حمید با سعید و مجید داخل مدرسه شدند . حالا تو بگو ببینم (دَخلَ ) رو من چجوری باید بیارم ؟

ش : واو رو بذار آخرش . واو رو بذار آخرش .

م : یعنی كه بگم :          ش :  دَخلوا            ( تكرار )

م : زودی بگو تندی بگو سریع بگو ببینم . فعل تو این جمله رو چجوری باید بیارم ؟

  آهای سعید . آهای حمید!  مشقاتونو نوشتید ؟

ش : سعید و حمید دوتااند . آهای اومده مخاطبند . تما رو بذار آخرش . تما رو بذار آخرش .  یعنی كه بیار (كتبتما )  

م : زودی بگو تندی بگو سریع بگو ببینم . فعل تو این جمله رو چجوری باید بیارم ؟

 آهای ! آهای ! آی مردا ! لباساتون رو شستید  ؟

ش : مردا هستند مذكر با همدیگه یه جمعن  . آهای اومده مخاطبند . تُم رو بذار آخرش . یعنی كه بیار ( غسَلّتُم  )

م : زودی بگو تندی بگو سریع بگو ببینم . فعل تو این جمله رو چجوری باید بیارم ؟

آهای آهای خانوم ها! میوه هاتونو خوردید ؟

ش : خانوما مؤنث هستند با همدیگه یه جمعند . آهای اومده مخاطبند . تُنَّ رو بذار آخرش . یعنی كه بیار  ( اكلتُنَّ 3بار) 

م : زودی بگو تندی بگو سریع بگو ببینم . فعل تو این جمله رو چجوری باید بیارم ؟

 ای عاطفه ! ای عارفه ! پول ها رو پیدا كردید ؟

ش : عاطفه با عارفه دو تا میشن باهمدیگه . ای اومده مخاطبند . تُما رو بذار آخرش . یعنی كه بیار (وَجَدْتُما )  

م : هو و هو با همدیگه هما میشن . حالا تو بگو ببینم (رَجَعَ ) رو من چجوری باید بیارم ؟

ش : الف و بذار آخرش . الف و بذار آخرش .

م : هو میخواد انتَ بشه . حالا تو بگو ببینم (رَجَعَ ) رو من چجوری باید بیارم ؟

ش : (تَ ) رو كه تو انتَ هستش بیار بذار آخرش .

م: انتنَّ كه یك نفر بشه انتِ میشه . حالا تو بگو ببینم (رَجَعَ ) رو من چجوری باید بیارم ؟

ش : ( تِ ) رو كه تو انتِ هستش بیار بذار آخرش .  

 





موضوع: آموزش پایه دوم راهنمایی، آموزش پایه سوم راهنمایی،
[ یکشنبه 22 آذر 1388 ] [ ساعت 19 و 11 دقیقه و 31 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

عبارات قصار دانش آموزان در یادگیری عربی

فعل ماضی منفی . خانم پردیس واحدیان . مدرسه رامشه

ماضی که اولش ما داره...ما میگیره و منفی میشه

                       ....................................................... 

فعل امر . خانم پریسا پیامی . مدرسه راهیان فضیلت

ا  دزده  ( ت ) رو می دزده .       /   همزه که بیاد به بازار ت میشه دل آزار





موضوع: آموزش پایه اول راهنمایی، آموزش پایه سوم راهنمایی، آموزش پایه دوم راهنمایی،
[ چهارشنبه 11 آذر 1388 ] [ ساعت 11 و 29 دقیقه و 21 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

جدول فعل های آموخته شده راهنمایی

جدول فعل آموخته شده راهنمایی

فعل ماضی

ترجمه

فعل ماضی

ترجمه

فعل ماضی

ترجمه

فعل ماضی

ترجمه

نَهَضً   

  (   ِ )  

برخاست

أمَرَ  

 ( ُ )

دستور داد

جَلسَ 

  (   ِ )

نشست

كَتَبَ 

(   ُ )

نوشت

صَرَخَ 

 (  ُ )

فریاد زد

هَرَبَ  

  (   ُ )

فراركرد

خاف  

(  َ‌  )

ترسید

فَزَعَ  

  (     ِ  )

ترسید

هَجَمَ 

(  ِ ) 

حمله كرد

قرَأ  

 (  َ   )

خواند

سَمِعَ 

  (   َ   )

شنید

ضحُكَ 

(  َ  )

خندید

فرُحَ  

(   َ  ) 

خوشحال شد

عَلِمَ

  (  َ   )

دانست

فَهِمَ 

  (   َ  )

فهمید

حَرَسَ 

 (   ُ   )

پاسداری كرد

جَهَدَ 

(  َ  )

تلاش كرد

حَزِنَ 

 (  ُ  )

ناراحت شد

نَدِمَ 

  (   ِ  )

پشیمان شد

لسَعَ 

 (  ِ  )

نیش زد

وَصَلَ  

 (   ِ  )

رسید

رَجَعَ 

(   ِ )

بازگشت

شَكرَ 

 (  ُ )

سپاس گذاری كرد

قَدِرَ   

 (   ِ )

توانست

أخَذَ   

 (   ُ )

گرفت

حَمَلَ  

( ِ )

برداشت

هَتَفَ 

(   ِ )

فریاد زد

جاء 

 (   ِ  )

آمد

كانَ   

 (   ُ    )

بود

قالَ  

 (   ُ   )

گفت

وَقَعَ  

 (   ِ  )

افتاد

حَدَثَ  

 (  ِ  )

رخ داد

سَكنَ 

 (  ُ   )

سكونت كرد

طَلَبَ  

 (  ُ )

خواست

عَجِبَ  

(  ِ  )

تعجب كرد

وَجَدَ 

  (   ِ  )

یافت

فَتَحَ   

 (   َ  )

باز كرد

خَرَجَ 

  (   ُ )

خارج شد

دَخلَ

   (  ُ  )

داخل شد

طَرَحَ 

  ( ُ )

انداخت

قَذَفَ 

 (  ِ )

پرتاب كرد

طارَ   

 (   ِ  )

پرواز كرد

سَرَقَ  

 (   ِ   )

دزدید

ذَهَبَ 

 (  َ   )

رفت

غَرَسَ  

(  ِ  )

كاشت

سقی

(   ِ   )

آب داد

ظهَرَ 

(   َ  )

آشكار شد

دَفَنَ  

 (  ِ  )

پنهان كرد

قَرُبَ مِن 

 ( ُ )

نزدیك شد

كَسَبَ

 (  ِ  )

به دست آورد

بَدَأ 

(  َ  )

شروع كرد

ضَلَّ   

(  ِ  )

گم كرد

فَقَدَ  

 (   ِ )

گم كرد

نَظَرَ 

(   ُ  )

نگاه كرد

نَصَرَ 

(  ُ   )

یاری كرد

عَجِلَ  

 (  ِ  )

شتاب كرد

أكَلَ 

 (   ُ  )

خورد

ضَرَبَ  

  (   ِ  )

زد

كَذِبَ  

 (  ِ  )

دروغ گقت

جَعَلَ  

(   َ )

گذاشت . قرارداد

لَعِبَ   

 (  َ  )

بازی كرد

مَلَأ 

(  َ  )

پركرد

أذِنَ  

 (   ِ  ) 

اجازه داد

بَلَغَ

(    ِ )

رسید

 (بالغ شد)

تَرَكَ 

 (  ُ  )

رها كرد

شَرِبَ

    (  ِ  )

نوشید

رَكَعَ  

(  ِ  )

ركوع كرد

رأیَ 

  (  َ  )

دید

نَسِی 

(  َ  )  

فراموش كرد

تَعِبَ 

 (  َ )

خسته شد

سألَ 

  (  َ  )

پرسید

عَبَرَ 

 (  ُ  )

عبوركرد

سَتَرَ 

 (  ُ )

مخفی كرد

حانَ

فرارسید

قَصَدَ 

 ( ِ  )

تصمیم گرفت

شَعَرَ ب

(  ُ  )

احساس كرد

أسَرَ 

 (  ِ  )

اسیر كرد

غَسَلَ 

 (  ِ )

شست

ظلَمَ 

 (  ِ )

ظلم كرد

مَنَعَ 

(   َ  )

منع كرد

مَنَحَ 

(  َ  )

بخشید

نَجَحَ  

(  َ  )

موفق شد

سَبَحَ  

 (  َ )

شنا كرد

ذكَرَ 

 (  ُ )

به یاد آورد

بقی

 (  َ )

باقی ماند

حَبَسَ

  (  ِ  )

زندانی كرد

خَسِرَ 

(  َ  )

زیان كرد

رَزَقَ  

 (  ُ )

روزی داد

عَبَدَ 

( ُ )

پرستید

نَفَعَ  

 (  َ  )

سودرساند

رَفَعَ 

 (  ِ )

بالا برد

غَفَرَ 

 (  ِ )

آمرزید

عَرَفَ

  (  ِ )

شناخت

لَبِسَ 

 (  َ  )

پوشید

خَشَعَ 

 ( َ )

تواضع  كرد

كَبُرَ 

(  ِ )

بزرگ شد

وَلَدَ 

 (  ِ )

به دنیا آورد

شاءَ 

 (  َ  )

خواست

قَبِلَ  

 (  َ )

پذیرفت

ماتَ 

 (  ُ  )

مرد

حَفِظَ 

(  َ  )

نگهداری كرد

حَسَدَ  

  ( ُ  )

حسادت كرد

صَبَرَ 

(  ِ  )

صبركرد

غَضِبَ 

(  ِ  )

خشمگین شد

كَشَفَ 

 (  ِ )

كشف كرد

غَرَقَ 

 (  ِ  )

غرق شد

غَفِلَ 

 (  ِ  )

غفلت كرد

كَسِلَ 

 (  ِ  )

تنبلی كرد

دَفَعَ 

(  ِ  )

پرداخت

بَحَثَ عن

  (  َ )

جستجو كرد

سَجَنَ 

 ( ُ )

زندانی كرد

صَلَبَ 

( ُ )

به دار آویخت

رَحِمَ 

(  َ )

رحم كرد

شَرَحَ 

(  َ  )

گشود. شرح داد

رَكِبَ 

( َ )

سوارشد

صَنَعَ 

(  َ )

ساخت

حَصَلَ علی

(  ُ)

به دست آورد

قَلِقَ  

 ( َ )

نگران شد

عَزَمَ علی

( ِ)

تصمیم گرفت

ثَقُلَ 

( ُ )

سنگین شد

عَصَفَ 

 ( ِ )

وزید

یئسَ

 ( َ )

ناامید شد

قَنَطَ 

( ُ )

ناامید شد

زَرَعَ

 ( َ )

كاشت





موضوع: آموزش پایه سوم راهنمایی، آموزش پایه دوم راهنمایی،
[ دوشنبه 18 آبان 1388 ] [ ساعت 22 و 20 دقیقه و 40 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

جدول آموخته های عربی در پایه اول ودوم

سلام بر همه شما عزیزان

متاسفانه اشکال خیلی از شما بعد از نخوندن ترجمه ، این است که نمیتونید

یک ارتباط منطقی بین آموخته های خودتون برقرار کنید . برای همین هم بهتر دیدم

که یک کمی شما رو راهنمایی کنم . البته به خاطر جای کمی که داریم ممکن است

 که جدول ما دو تکه بشه .

نشان

مخاطب

اسم فعل

اسم

اشاره

اسم

ظاهر

ضمیر

شماره

صیغه

 

صیغه

فعل

ماضی

ترجمه

فعل

مضارع

ترجمه

مثال

جمله

-----

هذا

ذلک

معلم هو ۱

مفرد

مذکر

غایب

عَلِمَ دانست یَعلَمُ می داند

المعلم

(هذا -

المعلم)

هو

علم

مسئلة

---- هذان معلمانِ هما ۲

مثنی

مذکر

غایب

عَلِما دانستند یَعلمانِ

می

دانند

معلمان

(هذان -

المعلمان)

(هما)

علما

مسئلة

-----

هولاء

اولئک

معلمونَ هم ۳

جمع

مذکر

غایب

عَلموا دانستند یعلمونَ می دانند

المعلمون

(هولاء

المعلمون)

(هم)

علموا

مسئلة

؟ ؟ ؟ ؟ ۴ ؟ ؟ ؟ تعلمُ میداند ؟
؟ ؟ معلمتان ؟ ۵ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟
؟ ؟ ؟ هنّ ۶ ؟ علمنَ ؟ ؟ ؟ ؟

یا

(ایها)

---

معلم

المعلم

انتَ ۷

مفرد

مذکر

مخاطب

عَلمتَ دانستی تعلمُ میدانی ؟
؟ --- ؟ ؟ ۸ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟
؟ ---- ؟ ؟ ۹ ؟ علمتم ؟ ؟ ؟ ؟
؟ ---- ؟ ؟ ۱۰ ؟ ؟ ؟ ؟ میدانی ؟
؟ ----- ؟ ؟ ۱۱ ؟ ؟ دانستید ؟ ؟ ؟
؟ ---- ؟ ؟ ۱۲

جمع

مونث

مخاطب

؟ ؟ تعلمنَ ؟ ؟

 لطف کرده بقیه جدول را خودتان تکمیل نمایید .

یعنی جاهایی رو که علامت ؟ است .

ضمن اینکه دو صیغه متکلم وحده و متکلم مع الغیر را

می بایست به آخر جدولتان اضافه نمایید .

دانش آموزان پایه سوم لطف کرده وفعل های ماضی ومضارع منفی و مستقبل

وامر ونهی رو هم به شکل افقی به آخر جدولتون اضافه کنید . معنی فعل هارو هم بنویسید .





موضوع: عمومی، آموزش پایه سوم راهنمایی، آموزش پایه دوم راهنمایی،
[ پنجشنبه 14 آبان 1388 ] [ ساعت 19 و 50 دقیقه و 15 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

شعر دختر گلم دل آرا سپهسالاری . بازی ماضی مضارع

  تصاویر متحرك ، یاهو ، زیباسازی وبلاگ ، بهاربیست             www.bahar-20.com

شعری از دختر گلم دل آرا سپهسالاری . بازی ماضی مضارع

بازی فعل ماضی مضارع از زبان دانش آموز خوب مدرسه رامشه خانم دل آرا سپهسالاری

 

-         من فعل ذهبَ هستم میخوام برم مضارع ، منو چجوری راه می دید تو خونتون دوباره ؟

-         اول (یَ ) رو بگیر وبکن کلاه خودت ، بعدش بشو یذهبُ برو توی مضارع پیش دوستای خودت .

-         من یذهبان ِ هستم میخوام برم تو ماضی . آیا منو راه می دید تو کلاس ریاضی ؟

-         آره . اما به شرطی . (ن ِ ) روبدی به ماو ( یَ ) رو هم به ما بدی تو ، اون وقت بشی تو ماضی بیای کلاس ریاضی .

-         یذهبنَ ام ، یذهبنَ ، اگه که تو ماضی برم چه شکلی باید بشم ؟

-         اول باید (ی ) رو بدی بعدش میشی تو ماضی .

-         من که ذهبتم هستم چجوری بشم مضارع ؟

-         اول باید رو سرت موبا (ت ) بکاری بعدش ( تم ) رو بدی ما (ون َ ) روتوبرداری .

-         من هستم ذهبتنَّ . مسافر مضارعم . میشه به ما بگی تو ، جیا باید بردارم ؟

-         بله که میشه . بله .که میشه . اول باید (تَ ) رو تو روی سرت بذاری . بعدش (تنَّ ) رو بدی (نَ)رو دوباره برداری .

-         اذهبُ هستم بنده . اینو می پرسم باخنده . اگر برم تو ماضی ، میشم چه شکلی بنده ؟

-         با دادن (الف ) و گرفتن (تُ ) میتونی بشی تو ، ماضی . به شرطی که تو (تُ ) رو در آخرت بذاری

-         اگه که ذهبنا باشم میتونم بشم مضارع ؟

-         میشه . اما به شرطی که (نا ) رو تو بذاری و به جاش (نَ) رو از ما بگیری . بعدش هم تو (نَ ) رو در اولت بذاری .

                     بهاربیست                   www.bahar-20.com

حالا همین شعر دل آرا خانم گل رو با یک کم دستکاری اینطوری می خونیم .

 

-         من که ذهبَ هستم میخوام برم مضارع ، منو چجوری راه می دید تو خونتون دوباره ؟

-         اول بیا (یَ ) رو بگیر بذار سرت  ، کلاش کن . حالا که شدی یذهبُ میتونی بری مضارع .

-         من یذهبان ِ هستم میخوام برم تو ماضی . آیا منو راه می دید تو کلاس ریاضی ؟

-         بله . که راهت میدیم . بله ، که راهت میدیم . اما یه شرطی داره . کفش و کلات رو دربیار . اون وقت میشی تو ماضی میای کلاس ریاضی .

-         یذهبنَ ام و، یذهبنَ . خسته شدم . بسته شدم . من مرغ پرکنده شدم . میخوام جامو عوض کنم . میشه برم تو ماضی ؟

-         چرا نمیشه . چرا نمیشه . (یَ) رو از تنت جدا کن . بعدش بیا تو ماضی .

-         من که ذهبتم هستم چجوری بشم مضارع ؟

-         اول باید روی سرت مو بکاری به شکل (تَ) . حالا (تم و) بده به ما ، (ونَ رو) بگیرش از ما ، بعدش بشو مضارع .

-         من که  ذهبتنَّ  ام . مسافر مضارعم . میشه به من بگی تو ، جیارو باید بردارم ؟

-         بله که میشه . بله که میشه . اول باید (تَ) رو تو ، از تو پاهات درآریو روی سرت بذاری . حالا که شدی تذهبنَ ، جمع مونث شدی به همراه مخاطب ، میتونی بری . میتونی بری .

-         اذهبُ هستم بنده . اینو میگم  باخنده . اگر برم تو ماضی ، میشم چه شکلی بنده ؟

-         با دادن همزه ات میشی یه فعل ساده . حالا که گشتی ساده ، یه (تُ ) بیار آخرت . حالا بیا جلوتر تا ببینم شکلتو ، اون روی زیبایتو . به به چه خوشگل شدی ، حالا فعلتُ شدی .

-         اگه که باشیم ذهبنا ، میتونیم بشیم مضارع ؟

-         همه چی میشه . به شرطی که ادبو به جا بیاری . حالا بیا اینجاو (نا ) رو بذار تو گنجه . اون (نَ ) رو که آویزونه بردار بذار روی سرت . حالا که شدی نذهبُ ، تندی برو مضارع .

 





موضوع: آموزش پایه دوم راهنمایی،
[ شنبه 13 تیر 1388 ] [ ساعت 16 و 46 دقیقه و 07 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

آموزش فعل مضارع مخاطب

آموزش فعل مضارع مخاطب

در یادگیری فعل ماضی دانستید که مخاطب به آنهایی می گوییم که در جمع ما حضوردارند ومخاطبین اصلی ما هستند . یعنی که ما مستقیماٌ باآنها صحبت می کنیم .

مخاطب به معنی تو می باشد و حالا که قرار است من یا ما ، تو یا تو وتو یا تو وتو وتوو .. را مخاطب قرارداده وباشما صحبت کنیم پس لازم است که درابتدای همه فعل های مضارعمان حرف مضارع  ( ت ) رابه کارببریم . چه فعل ما مذکر باشد چه مونث . وچه مفرد باشد چه مثنی یا جمع .

در آموزش فعل مضارع مخاطب شما تنها با یک استثنا روبه رو هستید وآن هم مفرد مونث مخاطب می باشد . فعل مفرد مونث مخاطب با آوردن حرف (ت ) در اول و آوردن (ینَ ) در آخر فعل ساخته میشود .

در علامت (ین) ، اسم (ضمیر) ی نشانه مفرد مونث بودن فعل و حرف (ن ) به جای ضمه قرار گرفته است و درواقع نون عوض رفع می باشد .

مابقی صیغه ها درست مانند فعل های غایب مضارع صرف میشوند . فقط به جای حرف (ی ) در همه صیغه ها حرف (ت ) می آید .

به فعل های زیر دقت کنید .

   تسمَعُ  : تو می شنوی                تسمعینَ : تو (مونث) می شنوی.

 تسمعانِ : شما(2نفر) می شنوید.     تسمعانِ : شما(2نفر) می شنوید . (مونث)

تسمعونَ : شما می شنوید .             تسمُعنَ : شما می شنوید . (مونث )

 

 اما نکته اصلی در شباهت های ظاهری چند تا ازاین صیغه هااست . حتما تا حالا متوجه شده اید که بعضی از صیغه ها تکرار شده اند . مثل مفرد مذکر مخاطب که شبیه مفرد مونث غایب است . یا صیغه های مثنی مذکر ومونث مخاطب با صیغه مثنای مونث غایب . دراصل صیغه های ( 4و7)  و صیغه های (5و8و11) شکل هم هستند . خوب ، حالا از کجا تشخیص بدهیم که از ما کدام صیغه را می خواهند .

تشخیص دادن آنها فوق العاده کار راحتی است به شرطی که تکرار وتمرین را فراموش نکنید .

یادتان هست که ما ، در صیغه های مخاطب از نشانه های مخاطب استفاده می کنیم . یعنی ( ایها / ایتها / مّ در آخر اسم الله / علامت تعجب ) . درحالی که این نشانه ها رادر جملاتی که با فعل های غایب به کار می روند نمی آوریم . ضمن اینکه در جملات مونث از اسم ها وضمایر مونث ودر جملات مذکر از اسم ها وضمایر مذکر استفاده می کنیم . حالا خودتان قبل از نگاه کردن به جواب بگویید در جمله زیر کدام فعل مضارع را باید به کار ببرم . بعد جواب خودتان را ارزیابی کنید .

ایها الطالب ! هل ......... الواجبات ؟ ( کتبَ ـــُــ )

بله . حدس شما درست است . با توجه به نشانه مخاطب در جمله می بایست از فعل های مخاطب استفاده کنیم . وچون ایها وطالب هر دو مذکر هستند بنابراین  فعل مضارع مذکر مخاطب رابه کار می بریم . پس فعل ما میشود : تکتــُبُ

اکنون می خواهیم همین جمله را به مونث تبدیل کنیم . به نظر شما جمله زیر صحیح است ؟ 

ایتها الطالبة ! هل تکتبینَ الواجبات ؟

بله . درست است . جمله بالا کاملاً صحیح است . اکنون به جمله زیر دقت کرده وبعد آن را به مذکر تبدیل کنید .

ترفَعُ  التلمیذة یدها .

در جمله 2تا قرینه یا نشانه برای تشخیص فعل داریم . یکی کلمه التلمیذة و دیگری ضمیر متصل ( ها ) .

پس جمله مذکر ما میشود :

یرفـَعُ التلمیذ یده. دانش آموز دستش را بالا می برد .

راستی ! یادتان باشد در جملات مخاطب همه فعل ها صرف می شوند . چه قبل از انجام دهنده کار قرار بگیرند چه بعد از آن . برای اطلاعات بیشتر به بخش نکات طلایی مراجعه کنید .

حالا بهتر است بروی وچندتا تمرین درست وحسابی حل کنی . می دانی که بارها گفته ام تمام کتاب شما تمرین است نه فقط تمریناتی که مولف برایتان نوشته است .

در ضمن اگر دانش آموز فعالی هم هستی چند تا سوال بساز و روی نظر بدهید همین نوشته کلیک کن وسوالاتت را تایپ کن وبرایم بفرست . تا با اسم خودت بیاورم توی وبلاگ وبچه ها جواب بدهند . میتوانی برای پاسخ سوالاتت جایزه هم تعیین کنی .

                                                                  موفق باشی .





موضوع: آموزش پایه دوم راهنمایی،
[ دوشنبه 5 فروردین 1387 ] [ ساعت 11 و 03 دقیقه و 00 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

فعل های مثنی وجمع غایب مضارع

فعل مضارع مثنی وجمع

 نوبتی هم که باشد نوبت به آموزش درس هشتم رسیده است . یعنی فعل های مثنی وجمع غایب فعل مضارع .

برای ساخت این فعل ها ابتدا می بایست یکی از حروف مضارعه رابرسرفعل ماضی قراردهید .

اگر یادتان باشد در، درس قبل این حروف رانام بردیم .

این حروف عبارت بودنداز: (أ / ت/ ی / ن ) وهمانطورکه می دانید گفتیم :

اولی ودومی وسومی وششمی ( ی) می گیره . یعنی صیغه های مفرد مذکر / مثنی مذکر / جمع مذکر وجمع مؤنث غایب .

همینطور یاد گرفتید که در فعل مضارع حرکت حرف آخر ضمه ــــُـــ میباشد . البته دربعضی از صیغه ها ما نمی توانیم این شکل ضمه رانشان دهیم . بنابراین برای نشان دادن رفع یا ضمه از یک (ن ) درآخرفعل مضارع استفاده می کنیم که به آن نون عوض رفع می گوییم . این ( ن ) درواقع به جای ضمه آمده است .

حال به ساخت فعل های مثنی غایب دقت کنید .

فعل ماضی                             فعل مضارع

سَمِعا                                    یَسمَعان ِ           حرف ( ی ) حرف مضارع و( ن ) در آخر به جای ضمه

سمِعتا                                   تـَسمعان ِ          حرف (ت ) حرف مضارع و ( ن) درآخربه جای ضمه

واکنون به ساخت فعل های جمع دقت کنید .

سمعوا                       یسمعون َ          حرف (ی) حرف مضارع و (ن ) درآخرنشان ضمه

سمِعنَ                         یَسمَعنَ            حرف ( ی ) حرف مضارع . ولی نشانی از نون عوض رفع نیست .

آیا می دانید چرا صیغه ششم یعنی جمع مؤنث غایب نون عوض رفع نگرفت ؟

دراین صیغه زنها همگی با هم جمع شدند . قدرتشان زیاد شد . حالا در برابر زورگویی مردها می ایستند .باهم متحد میشوند و ( ی ) مردها را ازشون می گیرند . وقتی هم مردها بهشون می گویند : ضمه بذارید . همه یک صدا می گویند : نَ .

 ضمن اینکه یاد گرفتید ضمایر درفعل مضارع همان ضمایری هستند که شما در فعل ماضی یاد گرفتید .

 

 





موضوع: آموزش پایه دوم راهنمایی،
[ جمعه 3 اسفند 1386 ] [ ساعت 06 و 02 دقیقه و 00 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

فعل مفرد غایب مضارع

آموزش فعل مضارع

 

ازاینکه امتحانات خودراباموفقیت به پایان رساندید خوشحالم . درنوبت دوم شمابافعل مضارع آشنامی شوید .

 

فعل مضارع یعنی کاری رادرزمان حال انجام دادن .

فعل مضارع همانند فعل ماضی دارای 14 صیغه میباشد .

6صیغه غایب . / 6ضیغه مخاطب . / 2 صیغه متکلم

بامفهوم غایب ومخاطب ومتکلم درنوبت اول آشنا شدید . نکته ای که دراینجا مطرح است این است که ضمایری راکه شما با فعل مضارع به کار می برید همان ضمایری  هستند که با فعل ماضی به کار می بردید . یعنی ضمایر :

هو / هما / هم /هی / هما / هنّ / انتَ / انتما/ انتم / انتِ / انتما / انتنّ / انا / نحن

 

اما چگونه فعل مضارع بسازیم ؟

برای ساخت فعل مضارع می بایست یکی از 4حرف ( أ / ت / ی / ن ) رابرسرفعل ماضی بیاوریم . وهم چنین دربعضی از صیغه ها هم می بایست تغییراتی ایجاد نماییم .

برای سهولت کار بهتر است از همین ابتدا بدانید که

اولی ودومی وسومی وششمی (ی ) می گیرند .

سیزدهمی (أ ) می گیرد .

چهاردهمی (ن ) می گیره . بقیه شون (ت ) می گیرند .

حتماً می دانید که منظور از اولی ، صیغه مفرد مونث غایب  و منظور از سیزدهمی ، صیغه متکلم وحده است . بقیه موارد راهم خودتان می توانید حدس بزنید .

 

اما برای ساخت فعل مفرد مذکر ومونث غایب مضارع به شکل زیر عمل می کنیم :

برای ساخت مفردمذکرغایب کافی است شما حرف (ی ) رادر اول فعل اضافه کنید وحرکت حرف آخرراضمه ـــُـ قراردهید . به این شکل : ذهَبَ »» یَذهَبُ   / جَلسَ »» یَجلِسُ

وبرای ساخت فعل مفرد مونث غایب حرف (ت ) رااز آخر آن برداشته ودر اول فعل قراردهید . مانند :

سَمعَت »»» تـَسمَعُ  / ذهبَت »»» تَذهَبُ

 

اکنون به مثال های زیر توجه نمایید .

الطالبُ یَکتـُبُ الواجبات . دانش آموز تکالیف را می نویسد .

الطالب ُ کتبَ الواجبات . دانش آموز تکالیف رانوشت .

هی تَسمَعُ صوتاً . اوصدایی را می شنود .

هی سمِعَت صوتاً . اوصدایی را شنید .

با صیغه های مثنی وجمع مذکر ومونث غایب در درس بعد آشنا خواهید شد . 





موضوع: آموزش پایه دوم راهنمایی،
[ جمعه 26 بهمن 1386 ] [ ساعت 10 و 02 دقیقه و 00 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

جدول فعل ماضی وضمایر آن

صیغهضمیر منفصلفعلعلامت فعلضمیر متصلمعنی
مفرد مذکر غایبهوضَحِکَهیچیه -هـخندید
مثنای مذکر غایبهماضحکاالف-هماخندیدند
جمع مذکر غایب همضحکواواوهمخندیدند
مفردمؤنث غایبهیضحکتْتْهاخندید
مثنای مؤنث غایبهماضحکَتاتاهماخندیدند(۲نفر)
جمع مؤنث غایبهنََّّضحکْنَنَهنَّخندیدند
مفرد مذکر مخاطبأنتَضحکْتَتَکَخندیدی
مثنای مذکر مخاطبآنتماضحکْتماتماکماخندیدید
جمع مذکر مخاطبآنتمضحکْتمتمکمخندیدید
مفردمؤنث مخاطبأنتِضحکْتِتِکِخندیدی
مثنای مؤنث مخاطبأنتماضحکتماتماکماخندیدید
جمع مؤنث مخاطبأنتنّضحکتنَّتنّکنّخندیدید
متکلم وحده أناضحکْتُتُیخندیدم
متکلم مع الغیرنحنضحکناناناخندیدیم




موضوع: آموزش پایه دوم راهنمایی،
[ پنجشنبه 6 دی 1386 ] [ ساعت 11 و 12 دقیقه و 00 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

آموزش فعل متکلم ماضی

فعل های متکلم ماضی

در 5درس قبلی شما با فعلهای غایب ومخاطب فعل ماضی آشنا شدید .  وضمایر آنها را هم شناختید . وحالا نوبت به متکلم میرسد .

متکلم  یعنی گوینده .

 

اگر گوینده کلمات یک نفر باشد به آن متکلم وَحدِه  واگر چند نفر باشند به آن متکلم مَعَ الغیر می گویند .

 

فعل متکلم یعنی من یا ما کاری را انجام دادیم .

 

برای ساخت فعل متکلم وحده شما می بایست به آخر ریشه ضمیر (تُ ) را اضا فه کنید . مثل : جَلـَـسْتُ : نشستم .

 

وبرای ساخت متکلم مع الغیر به آخر ریشه (نا ) اضافه میکنیم . مانند : سَمِعْنا : شنیدیم .

 

ضمیر به کار رفته برای متکلم وحده ضمیر (أنا ) وبرای متکلم مع الغیر ضمیر (نحن ) میباشد .

 

أنا قبلتُ :من قبول کردم .

نحن قبلنا : ما قبول کردیم . 

نکته ای که در این درس مهم میباشد این است که :

 چنانچه شما از شخصی که خودش حضوردارد سوالی را بپرید خودش جواب میدهد وبه قول معروف احتیاج به وکیل ووصی ندارد .پس حالا که میتواند جواب دهد از فعل متکلم استفاده میکند .

بایک مثال به زبان فارسی مطلب را روشنتر می کنیم :

  علی ! آیا غذایت را خوردی؟

جواب علی : بله . غذایم را خوردم .

اکنون همین عبارت رابه عربی تغییر می دهیم .

 یا علی ! هل ‌‌أکلتَ الطعام ؟  نعم . اکلتُ الطعام .

 





موضوع: آموزش پایه دوم راهنمایی،
[ پنجشنبه 6 دی 1386 ] [ ساعت 11 و 12 دقیقه و 00 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]

آموزش فعلهای مثنی وجمع مخاطب ماضی

 

فعل های مثنی وجمع مخاطب ماضی 

شما در درس قبل با فعل مخاطب اشنا شده ومتوجه شدید که مخاطب به کسی گفته

میشود که شنونده است .

یاد گرفتید که برای فعلهای مفرد مذکر ومؤنث مخاطب باید به ریشه فعل علامتهای ( تَ برای مذکر و

تِ را برای مؤنث ) اضافه کنید .

همچنین یاد گرفتید که ضمایر (أنتَ  و أنتِ ) را بااین فعل ها به کار ببرید .

در این درس شما با فعلهای مثنی وجمع مخاطب اشنا میشوید .

همانطور که می دانید شما یک ریشه فعلی دارید که با اضافه کردن علامتهایی (ضمایر) به آخر آنها میتوانید آن فعل را برای صیغه ها واشخاص متفاوت به کار ببرید .

برای فعلهای جدید هم میتوانید در آخر فعلها علامتهای زیر رااضافه نمایید .

      مثنی مذکر ومؤنث : ریشه + تما    انتما ضربتما

    جمع مذکر : ریشه + تم                 انتم ضربتم

   جمع مؤنث : ریشه + تنَّ               انتنّ ضربتنّ

 همچنین  ضمایر ( انتما ) رابرای مثنی  و (انتم ) رابرای جمع مذکر و (انتنَّ ) رابرای جمع مؤنث به کار می بریم .

حالا با یک شعر چطوری ؟

 أنتَ أنتَ با همدیگه انتما میشند ، حالا تو بگو ببینم

       ذَهَبَ رو من چجوری باید بیارم؟

  جواب : تما رو که تو انتما ست بیار بئار آخرش .

 أنتَ انتما با همدیگه أنتم میشند ، حالا تو بگو ببینم

  ذَهَبَ رو من چجوری باید بیارم ؟

جواب : تم که تو انتم هستش بیار بذار آخرش .

یا برای فعل غایب :

 هو و هو با همدیگه هما میشند ، حالا تو بگو ببینم ذَهَبَ رو من چجوری باید بیارم ؟

       جواب : الف و بذار آخرش .

برای ادامه بازی وشور وهیجان بیشتر میگوییم :

   الف کجاست ؟  الف  شده غایب  .

 الف ، الف ، کجایی ؟ چرا پیش ما نیایی ؟

یا برای آموزش ضمیر :

 هو و هما با همدیگه هم میشند .

  هم که بشه یک نفر ، هو میشه  .

 هنَّ که یک نفر بشه ، هیَ میشه .

راستی ! یادتان هست که گفتیم اگر در جمله ضمیر نبود واسم به خصوصی را ذکر کرده بودند

  واز شما فعل ماضی مناسب آن جمله را می خواستند می بایست از نشانه های مخاطب که در جمله

میباشد به فعل مخاطب برسید ؟

نشانه های مخاطب عبارت بودند از : ( أیها ، آیتها ، یا ، مّ ) .

حالا یک بار دیگر با خودت مرور کن!  این علامتها چه فرقی با هم داشتند ؟

مثال :

 ایها الطالبونَ ! لماذا ضرَبتم العصفورة َ ؟

 ایتها النساء ! انتنَّ ذهبتنَّ الی المسجد .

 

حالا نوبت شماست که سوال طرح کنید . و جواب بدهید .

ترجمه ها یادتان نرود . میتوانید از همین الآن شروع کنید و2تا عبارت بالا را ترجمه کنید .

بعد هم به سراغ کتاب درسی تان بروید .



موضوع: آموزش پایه دوم راهنمایی،
[ یکشنبه 11 آذر 1386 ] [ ساعت 12 و 12 دقیقه و 00 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]