جارچیه . مجرورچیه . جارومجرور چی چیه؟

جار حرفی است كه قبل از یك اسم میاید وحركت حرف آخر آن اسم را مجرور می كند یعنی ـــِــٍـ وبه اسمی كه بعد از حرف جر میاید مجرور به حرف جر میگویند وبه هردوتای آنها جارومجرور میگویند .

حروف جر عبارتند از : مِن . فی . علی . الی . ب . و(به معنی قسم). حتی . مذ . منذ . عدا . خلا . حاشا .رُبّ

یادت باشد این حروف حتما باید قبل از اسم بیایند .

مثال : ذهبتُ الی البیتِ . (الی (حرف جر) البیتِ (مجروربه حرف جر) . الی البیتِ (جارومجرور) (

نهضتَ مِن النوم ِ . (مِن (حرف جر) . النوم ِ (مجروربه حرف جر) . من النوم (جارومجرور))  


 




طبقه بندی: آموزش پایه سوم راهنمایی،  آموزش عربی پایه اول دبیرستان، 

تاریخ : یکشنبه 2 خرداد 1389 | ساعت 16 و 18 دقیقه و 33 ثانیه | نویسنده : خ آمنه آقایی | نظرات

بچه ها سلام

میدونم كه خیلی از شما میگید كه خانم : این مطلبی رو كه شما درس دادید تو هیچ جای كتابمون نوشته نشده . بله . بنده هم قبول دارم اما چیزی كه مسلم است این است كه مولفین هم باید این موضوع رو درنظر بگیرند تا مطالب نوشته نشده برای تدریس رو تو قالب تمرینات هم نگنجونند . حالا میگید نه ببینید .

تو پایه اول مابه بچه ها میگیم كه : اگر خواستید جمله ( هذه الطالبة مؤدبة ) رو مثنی كنی باید هرسه تا كلمه رو تغییر بدی . چون نمیتونیم بگیم این دودانش آموز یكیشون باادب است . اما در درس آخر می بینیم كه كلمه اسوة را برای این دانش آموزان نمونه اند آورده . حالا بیا ودرستش كن . چطوری به بچه ها بگیم كه این اسم جامد است و اون یكی مشتق . اگر اسم شما مشتق بود عوضش كنید واگر جامد بود میتونه به هر شكلی بیاد .

تو پایه دوم بحثی از ضمایر متصل نمیكند .اما تا دلتون بخواد تو تمرینات میاره تا بچه ها تغییرش بدن . خوب اگر درس ندیم چكارش كنیم . چطوره كه فقط همون تمرینات رو سركلاس جواب بدیم وبعد هم به بچه ها بگیم چون شما این مبحث رو تو كتابتون نیاورده فقط همین چندتاتمرین رو حفظ كنید .

اما پایه سوم : حرفی از مضاف الیه نمیزند . ولی وقتی به جمله فعلیه می رسد ومیخواد برای فاعل حركت بگذاره ، خوب دانش آموز طفلكی یاد گرفته كه اگر اسم شخص مونث حقیقی بود یا اگر اسمت (ال) داشت تنوین نیار . بعد میرسه به جمله (جاء امر ربك ) حالا میخواد حركت بگذاره . شمااگر دانش آموز بودی باتوجه به اون دوتا آموخته قبلی چه حركتی میگذاشتید . ( ـــــُ    ــٌــ ) بگذریم . كار از ریشه خراب است . 

حالا تو دانش آموز خوب با توجه به تمام دانستنی هات میخوای طرح سوال كنی . بارها گفتم كه كتاب درسی دانش آموز بهترین كتاب برای یادگیری است اگر به دقت خوانده بشه . مثلا داریم :

یاملائكة ! لماذا تمدحون ایوبَ ؟

سوال : چرا ایوب تنوین نگرفته؟ ملائكة جمع است یا مفرد؟ اگر مفرد است پس چرا از فعل تمدحون استفاده كرده؟ فاعل در تمدحون كدام كلمه است؟ مگر فاعل نباید بعد از فعل بیاید ؟ آمده یا نیامده؟

انواع كلمه دراین جمله چیست؟ نقش كلمات چیست؟ حالا سوال باآوردن كلمات پرسشی(استفهامی): مَن یمدح ایوب ؟ ماذا یفعل الملائكة ؟ اگر این جمله به شكل غایب نوشته بشه چی میشه؟

پایه دوم:

جمله هست : منحَتْـهُ الوالدة هدیة صغیرة .

انواع كلمه‌؟ نوع فعل؟ صیغه فعل ؟ تبدیل به مضارع یا ماضی ؟ آوردن اسم اشاره برای والدة ؟ آوردن ضمیر به جای والدة ؟ ضمیر دقیقا همون جایی قرار میگیره كه والدة الان هست یانه؟ اگر جمله رو به مثنی تبدیل كنم چه تغییری میكند ؟ اگر جای فعل واسمم بعد از مثنی شدن تغییر كند چی میشه؟ اگر مذكر بشه واگر مخاطب بشه چی ؟ حالا سوال با كلمات استفهامی :

من منحت هدیة ؟    ماذا منحت الوالدة ؟     من منحت الوالدة هدیة ؟ ماذا فعلت الوالدة ؟

پایه اول رو هم كه امروز سركلاس طفلكی ها حالشون جا اومد تا جواب سوالات من رو دادند .

 




طبقه بندی: عمومی،  آموزش پایه دوم راهنمایی،  آموزش پایه سوم راهنمایی،  نکته های طلایی در ترجمه وقواعد،  آموزش عربی پایه اول دبیرستان، 

تاریخ : یکشنبه 5 اردیبهشت 1389 | ساعت 17 و 21 دقیقه و 46 ثانیه | نویسنده : خ آمنه آقایی | نظرات

جمع های مردم آزاری

الحق والانصاف كه این جمع و مفردهای خواهر و برادر / خانم و آقا / مردوزن بچه ها رو كلی كلافه كرده . همچین مثل كلاف می پیچند به خودشون كه نگو و نپرس . حالا خدا نكند كه یكی از اینها به ضمیر متصل هم وصل بشه و اونها بخوان براش یا / ایها و ایتها بیارن .

برای اینكه مطلب رو جلو چشمتون داشته باشید میارمش تا خودتون قضاوت كنید .

.....    مذكر     مونث
......     برادر    خواهر
مفرد     أخ     اُخت
مثنی أخـَوانِ.أخـَوینِ اختانِ.اختینِ
جمع   إخوان. إخوة     أخـَوات

 

....      آقا       خانم
مفرد      سیّد      سیّدة
مثنی سیّدانِ.سیّدینِ سیّدتانِ.سیّدتینِ
جمع     سادة      سیّدات

 

....     مرد      زن
مفرد     رجل     إمرإة
مثنی رجلانِ.رجلینِ امرأتانِ.امرأتینِ
جمع     رجال  نساء. نسوان
 

حالا این جمله رو به عربی برش میخوایم بگردونیم .

برادرانم به گردش علمی می روند.

اخوتی یذهبونَ الی السفرة العلمیة .

حالا مخاطبش می كنیم . میشه:  یا اخوتی ! تذهبون الی السفرة العلمیة .

برادران باهم به گردش علمی می روند .

الإخوة یذهبونَ الی السفرة العلمیة معاً .

حالا مخاطبش می كنیم میشه : ایّها الإخوة ! تذهبون الی السفرة العلمیة معاً .

چه فرقی كرد؟

اون جایی كه كلمه إخوة به ضمیر (ی ) اضافه شد كلمه ما به خاطر مضاف بودنش نه (ال) می گیره نه (تنوین) . بنابر این چون اسم من (ال ) نمیگیره بالطبع نمیتونم ایها رو هم سرش بیارم . چون ایها و ایتها بر سر اسم هایی میان كه (ال) دارند و یِا بر سر اسم هایی میاد كه (ال) ندارند .

(ایها . ایتها . یا . مّ . ! ) از نشانه های مخاطبند در جمله .




طبقه بندی: آموزش پایه اول راهنمایی،  آموزش پایه دوم راهنمایی،  آموزش پایه سوم راهنمایی،  آموزش عربی پایه اول دبیرستان،  نکته های طلایی در ترجمه وقواعد، 

تاریخ : دوشنبه 16 فروردین 1389 | ساعت 19 و 19 دقیقه و 39 ثانیه | نویسنده : خ آمنه آقایی | نظرات

سلام دوباره

یك سری نكته برای یادگیری بهتر شما عزیزان كه البته شاید قبلا هم گفته شده باشد .

1- تمام ضمایری كه در آخر فعل میایند وشما آنها را به نام علامت فعل(صیغه) می شناسید فاعل به حساب میایند . مانند:

الف در جلسا . واو در جلسوا . ی در تجلسینَ . نَ در ذهبنَ ، یذهبنَ ، تذهبنَ. تُدر جلستُ . نا در جلسنا . الف در یجلسان ، تجلسان . والی آخر

2- دقت داشته باشید كه ( تْ ) در مفرد مؤنث غایب ماضی نشانه مؤنث بودن فعل است نه فاعل .

فاعل دراین فعل یا اسم ظاهر است مثل فاطمة ُ یا ضمیر مستتر هی میباشد .

3- در5صیغه از فعل مضارع شما علامت صیغه ندارید وآن 5صیغه عبارتند از : مفردمذكر ومونث غایب . مفرد مذكر مخاطب . متكلم وحده ومع الغیر .

  4- درصیغه مفردمذكرومؤنث غایب مضارع فاعل یا اسم ظاهر است مثل علیٌ و فاطمة ُ یا ضمیر مستتر هو و هی است .

در صیغه مفرد مذكر مخاطب مضارع فاعل ضمیر مستتر انتَ می باشد . ودر صیغه های متكلم وحده و مع الغیر فاعل به ترتیب ضمایر مستتر أنا و نحن میباشد .

5- ضمایر متصل (ه . هما . هم . ها . هما . هنّ . كَ. كما . كم .كِ . كما . كنّ . ی نا ) چنان چه قبل از آنها اسم بیاید این ضمایر در نقش مضاف الیه و محلاً مجرور می باشند .

در صورتی كه قبل از آنها فعل بیاید این ضمایر مفعول و محلاً منصوب می باشند .

ودر صورتی كه قبل از آنها حرف جر ( ب. مِن . فی . الی . علی و...) بیاید آنها مجرور به حرف جر هستند و محلاً مجرور .

مثال : رأیتُ صدیقی . »» ی به اسم (صدیق ) اضافه شده بنابراین مضاف الیه ومحلا مجرور است .

        رأیتـُـهُ . »» هُ به فعل (رأیتُ ) اضافه شده بنابراین مفعول ومحلاً منصوب است .

       ذهبتُ الیها . »»»‌ها به حرف جر الی اضافه شده بنابراین مجروربه حرف جر میباشدو محلاً مجرور .

6- منظور از محلاً این است كه چون حركت این كلمات در هیچ كجا تغییر نمی كند و به عبارتی مبنی هستند بنابراین در مكان ومحل نصب یا جر قرار گرفته اند ولی نمیتوانند آن حركت را بپذیرند پس میگوییم محلاً منصوب . محلاً مجرور یا محلاً مرفوع

7- نكته ای كه در كلمات و اسم های پرسشی مهم هست اینه كه یادتون باشد این كلمات هم میتونند خبر باشند هم مبتدا و هم مفعول و در همه این حالت ها هم اعرابشون محلی است . دقیقا مثل همون ضمایر متصلی كه گفته شد.

مثال : مَن عندكَ ؟ »»»» مَن ــــ» مبتدا و محلاً مرفوع

        مَن انتَ ؟ »»»»» مَن ــــــ» خبر مقدم و محلاً مرفوع

      مَن رأیتَ ؟ »»»»» مَن ـــــ» مفعول  ومحلاً منصوب

 اگر به مفهوم و معنی این عبارات دقت كنید خیلی زودتر به نتیجه می رسید . اون جایی كه به معنی چه كسی میباشد مبتدا و اون جایی كه به معنی چه كسی هستی میباشد خبر و اونجایی كه به معنی چه كسی را می باشد مفعول است . پس ساده ترین راه ترجمه كردن است .

8- در یادگیری اسم ها خوندید كه اسم ها یا (ال ) دارند یا( تنوین ) . واین رو هم یاد گرفتید كه بعضی از كلمات اسم هستند ولی نه (ال) می گیرند و نه (تنوین) مثل : اسم های اشاره . ضمایر و اسم های پرسشی و...

اما یكی  دوتااسم دیگر هم هست كه نه (ال ) میگیره نه (تنوین ) . اسم اشخاص مؤنث حقیقی مانند زینب . فاطمة واسمی كه مضاف باشد یعنی بعدش مضاف الیه اومده باشد نه صفت . مثل وجدت ُِمفتاحَ الغرفة »»»‌كلیدِ اتاق  . برای تشخیص دادن مضاف الیه از صفت بهترین راه اینه كه كسره ی مابین اون دوتا رو برداری و به جاش آخرش است بذاری . اگر جمله ات معنی داشت صفت و موصوف هستند و در نتیجه دوتا اسمت عین هم میان . واگر معنی نداد پس دوتا اسم شما یكیش مضاف است و اون یكیش هم مضاف الیه . كه مضاف نه (ال ) داره نه (تنوین ) ولی مضاف الیه یا (ال ) داره یا (تنوین ) مگر اینكه جزء ضمایر باشد . حالا كه متوجه شدی ـِـ رو از زیر كلید بردار و ببین چه اتفاقی میفتد . جمله اینطوری میشه : كلید اتاق است . می بینی كه معنی نداره پس مفتاح مضاف هست و الغرفة مضاف الیه .

9- راستی یادت باشد كه مضاف نقش نیست پس باید به دنبال نقشی برای اون باشی . یك نگاه به عبارت قبلی كمكت می كند تا متوجه بشی كه مفتاحَ مفعول است و منصوب .

10- فاعل در جواب سوال كی و چی میاد و مفعول در جواب سوال چه كسی را و چه چیزی را میاید . وجدتُ (یافتم ) كی یافت ؟ (من) كه همون (تُ ) هست كه به صورت علامت فعل یا همون ضمیر متصل اومده .

وجدتُ مفتاحَ الغرفة ِ . یافتم .. چه چیزی را ؟ كلید را . پس كلید میشه مفعول .

فعلا تا همین جا داشته باشید تا بعد .  خوش باشید .  




طبقه بندی: آموزش پایه سوم راهنمایی،  آموزش عربی پایه اول دبیرستان،  نکته های طلایی در ترجمه وقواعد، 

تاریخ : پنجشنبه 12 فروردین 1389 | ساعت 06 و 49 دقیقه و 20 ثانیه | نویسنده : خ آمنه آقایی | نظرات

ادامه لغت نامه سوم راهنمایی

كثیر

بسیار

قادمونَ

درحال آمدن

البحر

دریا

انسحاب

عقب نشینی

سَحَبَ

كشید

نصرَ

یاریكرد

ناصر

یاری كننده

منصور

یاری شده

معبود

عبادت شده

عابد

عبادت كننده

سامع

شنوا

مسموع

شنیده شده

كاتب

نویسنده

مكتوب

نوشته شده

العدو

دشمن

ثقیل

سنگین

استراق

سرقت كردن

نهار

روز

قریب

نزدیك

كحول

الكل

تقبّل

پذیرفتن

شمس

خورشید

قادر

توانا

مقدور

قادرشده

غفران

آمرزش

صراط

راه

الذینّ

كسانی كه

أنعمتَ

نعمت دادی

المغضوب

مورد غضب واقع شده

غالب

چیره

صدَقَ

راست گفت

سمیع

شنوا

علیم

دانا

سائل

گدا. فقیر

مَن

كسی كه

مَن

هركس

الثالث

سوم

وحیدة

تنها

ماذاافعل

چكاركنم

جائعة

گرسنه

أسرة

خانواده

صوتاً

صدایی

كوخ

كلبه

تقدرینَ

میتوانی

سَرْح

چراندن

الأغنام

گوسفندها

غنم

گوسفند

صعب

سخت

اقدرُ

میتوانم

فجأة

ناگهان

فقدتُ

گم كردم

نعجة

میش

ذهبتَ

رفتی

أكلَ

خورد

ذئب

گرگ

اعشاب

گیاهان

عُشب

گیاه

جاء

آمد

القریة

روستا

باكیة

گریان

ماغفلتُ

غفلت نكردم

ماكسلتُ

تنبلی نكردم

كسلتُ

تنبلی كردم

غفلتُ

غفلت كردم

ماتركتُ

رهانكردم

تركتُ

رهاكردم

عفواً

ببخشید

ترجعینَ

برمیگردی

لاترجعینَ

برنمیگردی

مارجعتِ

برنگشتی

المحدّد

معین

ضرَبَ

زد

أ

آیا

تقدرُ

میتواند

مئاجهة

رویارویی

تطلبُ

میخواهی

محال

غیرممكن

خجِلَ

شرمنده شد

جاءت

آمد

الدموع

اشكها

الدمع

اشك

عین

چشم

خدَم

خدمتكاران

إخوان

برادران

أخـَوان

دوبرادر

إخوة

برادران

أخ

برادر

أُخت

خواهر

أخـَوات

خواهران

ندِمَ

پشیمان شد

صَرَخَ

فریادزد

اللوح

تخته

الصف

كلاس

أینَ

كجا

صرختُ

فریادزدم

ماصرختُ

فریادنزدم

متی

چه وقت

مَن

چه كسی

تقرأُ

میخوانی

أذهبُ

میروم

سأذهبُ

خواهم رفت

حینما

هنگامی كه

عندما

هنگامی كه

لِماذا

چرا

لِأنّ

برای اینكه

ید

دست

اُمّ

مادر

والدة

مادر

والد

پدر

أب

پدر

تحملُ

برمیدارد

مساء

بعدازظهر

ذلك

آن

تحزنین

ناراحت میشوی

جبل

كوه

كَتـَبَ

نوشت

كُتـُب

كتابها

لاتذكرینَ

به یادنمیاوری

سألت

پرسید

النبأ

خبر

اولیاء

دوستان

لایسمعونَ

نمیشنوند

هؤلاء

اینها

اولئك

آنها

مادفَعَ

نپرداخت

دفَعَ

پرداخت

ماقرأتُ

نخواندم

مكتبة

كتابخانه

ماخلقْتَ

نیافریدی

باطل

بیهوده

لاأعلمُ

نمیدانم

ضربوا

زدند

فـَهُم

پس آنها

فـَهِمَ

فهمید

امثال

مثالها

قاهر

چیره

رغد

وفورنعمت

السلطان

پادشاه

عظیم

بزرگ

الذی

كسی كه . كه

یتركُ

رها میكند

اصنام

بتها

صنم

بت

جزاء

پاداش

جزاؤه

مجازاتش

الخوف

ترس

الرعب

ترس

بدأب

شروع كرد

الجبار

ستمگر

صلب

به دارآویختن

المؤمنین

مردان مومن

المؤمنات

زنان مومن

عبدك

بنده تو

اِرحمْ

رحم كن

اُنصُرْ

یاری كن

اِجعَلْ

قراربده

عاقبة

سرانجام

امرِنا

كارما

الوشاة

سخن چینان

الواشی

سخن چین

عبادة

پرستش

اِبحَثْ عن

بگرد

اُسجُنْ

زندانیكن

المتمردین

سركشان

المتمرد

سركش

اُصلُبْ

زندانی كن

اَصلـُبُ

زندانی میكنم

غداً

فردا

جذوع

تنه ها

جذع

تنه

النخل

درخت خرما

ابنة

دختر

بنت

دختر

بنات

دختران

ابن

پسر

بنون

پسران

مفاتیح

كلیدها

مفتاح

كلید

السجن

زندان

بسهولة

به آسانی

اِرجِعی

برگرد

اصدقاء

دوستان

صدیق

دوست

صدیقة

دوست

صدیقات

دوستان

اُترُكی

ترك كن

علی وشك

درشرف

هرَبَ

فراركرد

كهف

غار

وقعَ

افتاد

تبحَثُ عن

میگردی

اِبدأ

شروع كن

ذكر

یاد

عزة

سربلندی

المجد

بزرگی

جمیع

همه

زیارة

دیدار

شرِبَ

نوشید

اِشرَبی

بنوش

لاتشربینَ

نمینوشی

ماشرَبْتِ

ننوشیدی

ترحَمُ

رحم میكنی

لسان

زبان

لهجاً

توانا.پایبند

حَمَلَ

برداشت

رَفَعَ

بالابرد

فتَحَ

بازكرد

غرَسَ

كاشت

غسَلَ

شست

لبسَ

پوشید

اُكتُبْ

بنویس

اُسجُدی

سجده كن

اِشرَحْ

بگشای

صدر

سینه

لی

برایم

البستان

باغ

محروق

سوخته

مثمرة

میوه دار

الفواكه

میوه ها

التفاح

سیب

الرمان

انار

الاعناب

انگورها

عنب

انگور

كریم

بخشنده

اعزاء

عزیزان

عزیزات

عزیزان

اِجمَعوا

جمع كنید

اِجمَعنَ

جمع كنید

یوم

روز

ایام

روزها

اولادی

فرزندانم

فاكهة

میوه

طلـَبَ

خواست

مَرِضَ

مریض شد

ابناء

پسران

بؤساء

بینوایان

فانیة

ازبین رفتنی

الثانی

دوم

الثالث

سوم

آخَرین

دیگران

اِعمَلا

عمل كنید

بیوت

خانه ها

ماأكلنا

نخوردیم

منذمدة

مدتی است

علِمَ

دانست 

سوء

بد

الولدَینِ

دوپسر

التالی

آینده

نحو

به سوی

اعطاء

دادن

فرحینَ

خوشحالان

بخیل

خسیس

ظلّ

سایه

ضلّ

گم كرد

اِغسلوا

بشویید

اِشرِبنَ

بنوشید

اُحصُدا

دروكنید

الزرع

كشت.محصول

حاجات

نیازها

ملابس

لباسها

یمین

راست

شارع

خیابان

اِركبوا

سوارشوید

لاتركبوا

سوارنشوید

لاتركبونَ

سوارنمیشوید

الحانوت

مغازه

علامة

نشانه

اُعبُرْ

عبوركن

هُنا

اینجا

هُناك

آنجا

كل

هر

كل

همه

تبرّج

خودآرایی

اِجعَل

بگذار

معبَر

راهرو

ارض

زمین

اراضی

زمینها

یسكنُ

سكونت میكند

قرب

نزدیك

اخیرة

اخیر

سأذهَبُ

خواهم رفت

ماحصَلَ

بدست نیاورد

لاتذهَبْ

نرو

لاتذهَبُ

نمیروی

هائج

طوفانی

خطِرٌ

خطرناك

رجاء

لطفا

الرزق

روزی

عندنا

داریم

لاشیء

هیچ چیز

عزمَعلی

تصمیم گرفت

الذهاب

رفتن

لاتقلقی

نگران نباش

لاتیأسی

ناامیدمباش

یومیة

روزانه

لاتشعرابـ

احساس نكنید

لاتتركا

رهانكنید

سوف ارجعُ

بازخواهم گشت

الشبكة

تور

ثقـُلتْ

سنگین شد

سمكة

ماهی

حوت

نهنگ

الحبل

ریسمان

اسماك

ماهی ها

سحابة

ابر

سوداء

سیاه

اسود

سیاه

عصفَتْ

وزید

الریاح

بادها

الریح

باد

هجَمَ

حمله كرد

لامعبودَ

هیچ معبودی

سِواك

به جزتو

ثمّ

سپس

سقطَ

افتاد

 

ادامه مطلب

طبقه بندی: آموزش پایه سوم راهنمایی،  آموزش عربی پایه اول دبیرستان، 

تاریخ : جمعه 9 بهمن 1388 | ساعت 09 و 06 دقیقه و 06 ثانیه | نویسنده : خ آمنه آقایی | نظرات

اِعراب ( حركت حرف آخر كلمه با توجه به نقش آن )

جملات  اسمیه وفعلیه

جمله اسمیه : شروع با اسم  . اركان اصلی آن مبتدا و خبر

جمله فعلِه : شروع با فعل  . اركان اصلی آن فعل و فاعل

 جدول اعراب :

مرفوعات      ُ        ٌ

منصوبات          َ       ً

مجرورات      ِ         ٍ

مبتدا .  خبر  .  فاعل

مفعول

مجروربه حرف جر .

  مضاف الیه

دراسم های مثنی برای نشان دادن رفع از علامت (ان ِ ) ودراسم های جمع مذكر سالم برای نشان دادن رفع از علامت ( ونَ ) استفاده می كنیم

مثل :  الطفلان ِ مؤدبان ِ .

الطفلان : مبتدا و مرفوع به الف .  مؤدبان ِ خبر و مرفوع به الف .

غرَسَ الزارعونَ .

غرسَ : فعل  .

الزارعونَ : فاعل و مرفوع به واو

دراسم های مثنی برای نشان دادن نصب از علامت (ین ِ ) ودراسم های جمع مذكر سالم برای نشان دادن نصب  از علامت ( ینَ ) استفاده می كنیم

مثل : شاهَدَ المعلمونَ الطالبینَ .

المعلمونَ : فاعل و مرفوع به واو .

 الطالبین َ مفعول و منصوب به یا  

 

دراسم های مثنی برای نشان دادن جر از علامت (  ین ِ ) ودراسم های جمع مذكر سالم برای نشان دادن جر از علامت ( ینَ ) استفاده می كنیم .

مثل : وبالوالدَین ِ احساناً .

ب:‌حرف جر  . والدین ِ مجرور به حرف جر و مجروربه یا .

فقدتُ جوائزَ الطالبینَ .

فقدتُ : فعل و فاعل

جوائزَ : مفعول ومنصوب

الطالبین َ : مضاف الیه ومجروربه یا

دراسم ها و جملاتی كه حركت حرف آخر تغییر نمی كند بدون توجه به حركت و با در نظر گرفتن نقش می گوییم محلاً مرفوع . یعنی آن كلمه می بایست باتوجه به نقش خود مرفوع شود ولی نشده است . مثل هذا در عبارت :

هذا كتابٌ . هذا  مبتدا و محلاً مرفوع . كتابٌ خبرومرفوع

دراسم ها و جملاتی كه حركت حرف آخر تغییر نمی كند بدون توجه به حركت و با در نظر گرفتن نقش می گوییم محلاً منصوب . یعنی آن كلمه می بایست باتوجه به نقش خود منصوب شود ولی نشده است . مثل : أكـَلــَهُ الذئبُ .

أكل : فعل . الذئبُ : فاعل و مرفوع .  هُ  : مفعول و محلا منصوب

دراسم ها و جملاتی كه حركت حرف آخر تغییر نمی كند بدون توجه به حركت و با در نظر گرفتن نقش می گوییم محلاً مجرور . یعنی آن كلمه می بایست باتوجه به نقش خود مجرور شود ولی نشده است.

مثل : هَجَمتُ علیهِ .

هجمَ : فعل  . تُ :‌فاعل و محلا مرفوع . علی : حرف جر . ه: مجروربه حرف جر و محلا مجرور

 

1-      خبر میتواند به شكل های زیر بیاید :

خبر مفرد مثل هذان ِ معلمان ِ  .

خبر جمله مثل  الطالبُ ذهَبَ الی المدرسة .

خبر شبه جمله مثل الطالبُ فی المدرسة .  

 

2-      فاعل همیشه بعد از فعل میاید و به شكل های زیر است :

اسم ظاهر مثل : شاهَدَ الطالبُ  الحمامة َ .

ضمیر بارز مثل : ذهبْتُ  الی الصف .

ضمیر مستتر مثل ذهبَ الی الصف . (كی رفت ؟ او كه در فعل ذهب خودش رو مخفی كرده است . پس میشود ضمیر مستتر هو . در صیغه های متكلم وحده و متكلم مع الغیر و مفرد مذكر مخاطب مضارع فاعل همیشه مستتر است و فاعل آنها به ترتیب ضمایر أنا – نحن – انتَ می باشد .  )  

 

3-      بعضی از اسم ها تنوین نمی گیرند مثل :

    اسم اشخاص مونث مانند مریم  

    اسم هایی كه مضاف هستند یعنی قبل از مضاف الیه آمده اند مانند : قلم  الطالب

    اسم های خاص مثل یعقوب . یوسف  




طبقه بندی: آموزش پایه سوم راهنمایی،  آموزش عربی پایه اول دبیرستان،  آموزش عربی پایه دوم دبیرستان، 

تاریخ : یکشنبه 27 دی 1388 | ساعت 19 و 30 دقیقه و 21 ثانیه | نویسنده : خ آمنه آقایی | محبت شما

نهی نکن بهر کسی . اول خودت دوم کسی

یك شوخی با دخترك های خوبم با فعل نهی :

سوار نشو به هر ماشین  : لا تركِبی

نرو كافی شاپ : لا تذهَبی

نشین تو پارك : لا تجلـِسی

حرفاشو  گوش نكن  تو : لاتسمَعی

هله هوله رو نخور تو : لا تأكـُلی

نخند بلند : لا تضحكی  




طبقه بندی: آموزش پایه سوم راهنمایی،  آموزش عربی پایه اول دبیرستان،  عمومی، 

تاریخ : یکشنبه 27 دی 1388 | ساعت 17 و 22 دقیقه و 07 ثانیه | نویسنده : خ آمنه آقایی | محبت شما

لغت نامه دوم راهنمایی

لغت نامه

كلمه

معنی

كلمه

معنی

كلمه

معنی

ذهَبَ

رفت

مكـّار

حیله گر

ساذَج

ساده لوح

كسَبَ

به دست آورد

كسَبا

به دست آوردند

اموال

پول ها

كثیرة

بسیار

نـَأخـُذ ُ

می گیریم

قسماً

بخشی . قسمتی

نـَدفِنُ

دفن می كنیم

ف

پس

قـَبِلَ

پذیرفت

صَدیق

دوست

صَدیقـُهُ

دوستش

أیـّام

روزها

أخـَذ َ

گرفت

جاءَ

آمد

محتاجٌ

نیازمند

ذهَبا

رفتند

معاً

باهم

عندَما

هنگامی كه

تلك

آن

وَصَلَ

رسید

وصَلا

رسیدند

وجَدا

یافتند

ماوجَدا

نیافتند

انتَ

تو

سرَقـْتَ

دزدیدی

كلاّ

هرگز

السّارقونَ

دزدان

هَكذا

این چنین

مَن

چه كسی

عندَك

داری

تعَِجَّبَ

تعجب كرد

بعد یومٍ

روزبعد

أیَّـتـُها

ای

سَمِعَ

شنید

صوتاً

صدایی

عَلِمَ أنَّ

دانست كه

أمَرَ

دستورداد

الحَطـَب

هیزم

أشعَلَ

برافروخت

النـّار

آتش

حَول

اطراف

خافَ

ترسید

فزَعَ

ترسید

ظهَرَ

آشكارشد

إفتـَضَحَ

رسواشد

لاتقرَبا

نزدیك نشوید

فضل

لطف

سامعینَ

شنوندگان

یدخـُلونَ

داخل می شوند

أفواجاً

گروه گروه

نصْر

یاری

نصَرَ

یاری كرد

سَبّـِحْ

تسبیح بگوی

سَبَحَ

شناكرد

شـَرِبَتْ

نوشید

وقـَفـَت

ایستاد

قلیلاً

اندكی .كمی

نظرَتْ

نگاه كرد

هُوَ  - هِیَ

او

غـُراب

كلاغ

حَمامة

كبوتر

لیْسَ

نیست

قرُبَتْ مِن

نزدیك شد

النـّجدَة

كمك

ماذا

چه چیزی

حَدَثَ

رخ داد

مساعَدَة

كمك

بمساعَدَة

به كمك

شكـَرَ

تشكركرد

ثـُمَّ

سپس

نظرُهُ

نگاهش

قصَدَ

تصمیم گرفت

حَمَلَ

برداشت

حجارَة

سنگ ها

سجّیل

گلوله گلی

قذَفَ

پرت كرد. انداخت

رأس

سر

رأسِه

سرش

صَرَخَ

فریادزد

هَرَبَ

فراركرد

هرَبَتْ

فراركرد

كتَبَ

نوشت

جَلَسَ

نشست

ضحِكَ

خندید

خرَجَ

بیرون رفت

فَرِحَ

خوشحال شد

عَجِلَ

شتاب كرد

بارداً

سرد

الجوّ

هوا

كُتـُب

كتاب ها

صغیر

كوچك

جائع

گرسنه

المحفظة

كیف

جَعَلَ

گذاشت

فـَتـَحَ

بازكرد. گشود

ید

دست

المرأة

زن

المرأتانِ

دوزن

النساء

زنان

قرأ

خواند

الإحسان

نیكی

جزاء

پاداش

الشتاء

زمستان

أیـُّها

ای

الأصدقاء

دوستان

صدیقات

دوستان (مونث)

صدیقة

دوست (مونث)

الغابة

جنگل

الیَوم

امروز

ضیافة ٌ

مهمانی

بیت

خانه

بنت

دختر

الاسَد

شیر

الطریق

راه

البومة

جغد

وصَلَتا

رسیدند

الحِمار

الاغ

الثـّعلَب

روباه

الذّئب

گرگ

هُم

ایشان . آنها

عَجبوا

تعجب كردند

قالوا

گفتند

جمیع

همه

جلسا

نشستند

قـُرْب

نزدیك

أكلا

خوردند

الفواكِه

میوه ها

الفاكهة

میوه

الأطعِمَة

غذاها

الطّعام

غذا

مَعَ

با . همراه

معَهُما

همراه آن دو

أیضاً

هم چنین . هم

نـَهَضَ

برخاست . بلندشد

مرحباً

آفرین

كـَیـْفَ

چگونه

جَمَعَ

جمع كرد

هذه

این

قویٌّ

نیرومند

فهِمَ

فهمید

جُهـْد

تلاش

جَهَدَ

تلاش كرد

مُجتهِد

كوشا

اجتهاد

كوشش

الفـَأرَة

موش

النـّملـَة

مورچه

النـّحلـَة

زنبور

هنَّ

ایشان . آنها

جهَدْنَ

تلاش كردند

جمَعْنَ

جمع كردند

ضـَرَبَ

زد

الوالِدَین ِ

پدرومادر

وَقـَفَ

ایستاد

وقفوا

ایستادند

وقعوا

افتادند

البنتان ِ

دودختر

البنات

دختران

الرّبیع

بهار

الصّیف

تابستان

الخـَریف

پاییز

الرجال

مردان

رجُل

مرد

حینـَما

هنگامی كه

هُنا

اینجا

هـُناكَ

آنجا

مُغلَقاً

بسته

سفرَة علمیة

گردش علمی

العودَة

برگشتن

عادَ

برگشت

رجَعَ

برگشت

ضـَلَّ

گم كرد

ضلـّوا

گم كردند

ضلـَلْنَ

گم كردند .(مونث)

حانوت

مغازه

سراجاً

چراغی

ذكـَروا

یادكردند

اُذكـُروا

یادكنید

طلـَبَتْ

خواست

قراءة

خواندن

احتراق

آتش گرفتن

الكـُحُول

الكل

المِلح

نمك

اختِبار

آزمایش

الحریق

آتش

حزنـَتْ

ناراحت شد

الأب . الوالد

پدر

الأمّ . الوالدة

مادر

الی

به

الیهِما

به آن دو

برروی ادامه لغت نامه کلیک کرده و مابقی لغات را مشاهده نمایید .



ادامه لغت نامه

طبقه بندی: آموزش پایه دوم راهنمایی،  آموزش پایه سوم راهنمایی، 

تاریخ : جمعه 25 دی 1388 | ساعت 15 و 48 دقیقه و 26 ثانیه | نویسنده : خ آمنه آقایی | نظرات

جدول صرف افعال دوره سه ساله راهنمایی (فعل نمونه ( كتـَبَ .یكتـُبُ )

 صیغه

 فعل

ماضی

 معنی

 فعل

مضارع

معنی 

 ماضی

منفی

 معنی

 مضارع

منفی

 معنی  مستقبل معنی  امر  معنی  نهی  معنی 

 مفرد

مذكر

غایب

كتبَ  نوشت   یكتبُ

 می

نویسد

 ما

كتبَ

 ننوشت

 لا

یكتبُ

 نمی

نویسد

 سوف

یكتبُ

 خواهد

نوشت

...   ....  .... ....... 

 مثنی

مذكر

غایب

كتبا  نوشتند  یكتبان 

می

نویسند 

ما

كتبا 

ننوشتند 

لا

یكتبان 

نمی

نویسند 

سوف

یكتبان

 

خواهند

نوشت 

....   .... .... .  .....

 جمع

مذكر

غایب

كتبوا  نوشتند  یكتبون 

می

نویسند 

ما

كتبوا 

ننوشتند 

لا

یكتبون 

نمی

نویسند 

سوف

یكتبون 

خواهند

نوشت 

...  ...  ....  .... 

 مفرد

مونث

غایب

 كتبتْ نوشت  تكتبُ

می

نویسد 

ما

كتبَت 

ننوشت 

لا

تكتبُ 

نمی

نویسد 

سوف

تكتبُ 

خواهد

نوشت 

   ..   .... .... ... .... 

مثنی

مونث

غایب 

 كتبَتا نوشتند  تكتبان  

می

نویسند 

ما

كتبتا 

ننوشتند 

لا

تكتبان 

نمی

نویسند 

سوف

تكتبان 

خواهند

نوشت 

...  ....  ....  ..... 

جمع

مونث

غایب 

 كتبنَ نوشتند  یكتبنَ 

می

نویسند 

ما

كتبن 

ننوشتند 

لا

یكتبن 

نمی

نویسند 

سوف

یكتبن 

خواهند

نوشت 

....   .... ...  ..... 

 مفرد

مذكر

مخاطب

كتبتَ  نوشتی  تكتبُ 

می

نویسی 

ما

كتبتَ 

ننوشتی 

لا

تكتبُ 

نمی

نویسی 

سوف

تكتبُ 

خواهی

نوشت 

اُكتبْ  بنویس 

لا

تكتبْ 

ننویس 

 مثنی

مذكر

مخاطب

كتبتما  نوشتید  تكتبان 

می

نویسید 

ما

كتبتما 

ننوشتید 

لا

تكتبان 

نمی

نویسید 

سوف

تكتبان

 

خواهید

نوشت 

اُكتبا  بنویسید 

لا

تكتبا 

ننویسید 

جمع

مذكر

مخاطب 

كتبتم  نوشتید  تكتبون 

می

نویسید 

ما

كتبتم 

ننوشتید 

لا

تكتبون 

نمی

نویسید 

سوف

تكتبون 

خواهید

نوشت 

اُكتبوا  بنویسید 

لا

تكتبوا 

ننویسید 

مفرد

مونث

مخاطب 

كتبتِ  نوشتی   تكتبین

می

نویسی 

ما

كتبتِ 

ننوشتی 

لا

تكتبین 

نمی

نویسی 

سوف

تكتبین 

خواهی

نوشت 

اُكتبی  بنویس 

لا

تكتبی 

ننویس 

مثنی

مونث

مخاطب 

كتبتما  نوشتید  تكتبان 

می

نویسید 

ما

كتبتما 

ننوشتید 

لا

تكتبان 

نمی

نویسید 

سوف

تكتبان 

خواهید

نوشت 

اُكتبا  بنویسید 

لا

تكتبا 

ننویسید 

 جمع

مونث

مخاطب

كتبتن  نوشتید  تكتبن 

می

نویسید 

ما

كتبتن 

ننوشتید 

لا

تكتبن 

نمی

نویسید 

سوف

تكتبن 

خواهید

نوشت 

اُكتبنَ  بنویسید 

لا

تكتبنَ 

ننویسید 

متكلم

وحده 

كتبتُ  نوشتم  اَكتبُ 

می

نویسم 

ما

كتبتُ 

ننوشتم 

لا

اَكتبُ 

نمی

نویسم 

سوف

اَكتبُ 

خواهم نوشت  ...   ....  ..... ..... 

متكلم

مع الغیر 

كتبنا  نوشتیم  نكتبُ 

می

نویسیم 

ما

كتبنا 

ننوشتیم 

لا

نكتبُ 

نمی

نویسیم 

سوف

نكتبُ 

خواهیم

نوشت 

.....  ....   ......  .......

 

موارد قابل توجه :

1-      دقت كنید كه ریشه فعل در همه صیغه ها و صرف افعال تكرار شده است .

2-      ابتدا جدول افعال دوره سه ساله راهنمایی را حفظ كرده و بعد به شكل جدول بالا صرف نمایید .

3-      یادتان باشد كه  صرف فعل را به شكل كاربردی همراه اسم ظاهر . ضمایر . اسم های اشاره  به كار ببرید .

4-      یادتان بماند كه برای ساخت فعل امر (ا ) فقط در اول فعل هایی به كار می رود كه بعد از حذف حرف مضارع حرف بعدی ساكن باشد .

5-      درنظر داشته باشید كه حركت ( ا ) امر با توجه به حركت عین الفعل در مضارع است .

6-      می دانید كه عین الفعل دومین حرف از حروف اصلی می باشد . مثل ( ت ) در كتب  كه در مضارع علامت

(  ُ ) دارد .

7-      اگر عین الفعل در مضارع  (  ُ ) بود (ا ) امر (  ُ ) می گیرد و اگر (  ِ  یا  َ ) بود همزه امر ( ِ ) میشود یعنی كسره .

 

                     شرمنده . در آخر جدول فعل نهی و ترجمه فعل نهی است که برروی صفحه قرار نگرفته .

صرف فعل : لاتكتبْ . لاتكتبا . لاتكتبوا . لاتكتبی . لاتكتبا. لاتكتبنَ می باشد.

ترجمه مورد نظر به این شکل است : ننویس . ننویسید . ....                                                                                              




طبقه بندی: آموزش پایه سوم راهنمایی،  آموزش عربی پایه اول دبیرستان،  عمومی، 

تاریخ : چهارشنبه 23 دی 1388 | ساعت 22 و 30 دقیقه و 08 ثانیه | نویسنده : خ آمنه آقایی | نظرشما

سلام .

راستش رو بخواهید هر شخصی وقتی كاری رو بلد است یكی دوتا از فوتای كوزه گریش رو نگه می دارد تا هركسی نتونه رودستش بلند شه یا حتی از اطلاعاتش به نفع خودش استفاده كند . خوب بنده هم فرض كنید یكی از اون آدمها . شعرهایی رو كه بعضاً سر كلاس می خونیم رو نصفه نیمه تو وب میاوردم تا هم بچه ها یك كم آشنا بشن و هم اینكه همه مطلب رو نمیاوردم  یعنی همه شعر رو . اما شهرزاد خانم قصه ما تمام محاسباتم رو ریخت به هم . اون روزی كه سر كلاس وقتی  بعد از سه هفته بیماری و سرفه های پی در پی بنده گفت : خوب دیگه خانم . حالا بهتر شدید . اون فاطمه و سعیده رو بخونید . وبعد یكی دیگه از بچه ها گفت : چه اصراری داری به شعر خوندن و جواب شهرزاد خانم ما این بود : من اصلاً از عربی بدم میومد تا اون روز كه خانم این شعر رو گفت . از اون موقع به بعد علاقه پیدا كردم . و این چنین شد كه بنده هم تصمیم گرفتم فوت و فن ها رو بذارم كنار و هر چی رو كه میدونم بیارم وسط سفره . شاید یكی دیگه هم بشه شهرزاد خانم ما .

آموزش فعل ماضی :

معلم : فاطمه خورد غذارو .حالا تو بگو ببینم ( أكلَ ) رو من چجوری باید بیارم ؟

شاگردان : ت ْ رو بذار آخرش . تْ رو بذار آخرش .

معلم : یعنی كه بگم               شاگردان : أكلَتْ                         (تكرار )

م : فاطمه و سعیده رفتند از این محله . حالا تو بگو ببینم (ذَهَبَ ) رو من چجوری باید بیارم ؟

ش : تا رو بذار آخرش . تا رو بذار آخرش .

م : یعنی كه بگم :          ش : ذهَبَتا                (تكرار )

م : فاطمه با حمیده و سعیده بلند شدند تا كه بخونند نماز . حالا تو بگو ببینم (نَهَضَ ) رو من چجوری باید بیارم ؟

ش :  نَ رو بذار آخرش . نَ رو بذار آخرش .

م : یعنی كه بگم :          ش : ذهَبْنَ            (تكرار )

م : علی نشست تو ماشین . حالا تو بگو ببینم (جلَسَ ) رو من چجوری باید بیارم ؟

ش : خودشو بیار . خودشو بیار

م : یعنی كه بگم :          ش : جلَسَ              (تكرار )

م : علی و حسن برگشتند از امتحان . اونم چه امتحانی ! حالا تو بگو ببینم (رَجَعَ ) رو من چجوری باید بیارم ؟

ش : الفو بذار آخرش . الفو بذار آخرش .

م : یعنی كه بگم :          ش : رَجَعا           ( تكرار )

م : حمید با سعید و مجید داخل مدرسه شدند . حالا تو بگو ببینم (دَخلَ ) رو من چجوری باید بیارم ؟

ش : واو رو بذار آخرش . واو رو بذار آخرش .

م : یعنی كه بگم :          ش :  دَخلوا            ( تكرار )

م : زودی بگو تندی بگو سریع بگو ببینم . فعل تو این جمله رو چجوری باید بیارم ؟

  آهای سعید . آهای حمید!  مشقاتونو نوشتید ؟

ش : سعید و حمید دوتااند . آهای اومده مخاطبند . تما رو بذار آخرش . تما رو بذار آخرش .  یعنی كه بیار (كتبتما )  

م : زودی بگو تندی بگو سریع بگو ببینم . فعل تو این جمله رو چجوری باید بیارم ؟

 آهای ! آهای ! آی مردا ! لباساتون رو شستید  ؟

ش : مردا هستند مذكر با همدیگه یه جمعن  . آهای اومده مخاطبند . تُم رو بذار آخرش . یعنی كه بیار ( غسَلّتُم  )

م : زودی بگو تندی بگو سریع بگو ببینم . فعل تو این جمله رو چجوری باید بیارم ؟

آهای آهای خانوم ها! میوه هاتونو خوردید ؟

ش : خانوما مؤنث هستند با همدیگه یه جمعند . آهای اومده مخاطبند . تُنَّ رو بذار آخرش . یعنی كه بیار  ( اكلتُنَّ 3بار) 

م : زودی بگو تندی بگو سریع بگو ببینم . فعل تو این جمله رو چجوری باید بیارم ؟

 ای عاطفه ! ای عارفه ! پول ها رو پیدا كردید ؟

ش : عاطفه با عارفه دو تا میشن باهمدیگه . ای اومده مخاطبند . تُما رو بذار آخرش . یعنی كه بیار (وَجَدْتُما )  

م : هو و هو با همدیگه هما میشن . حالا تو بگو ببینم (رَجَعَ ) رو من چجوری باید بیارم ؟

ش : الف و بذار آخرش . الف و بذار آخرش .

م : هو میخواد انتَ بشه . حالا تو بگو ببینم (رَجَعَ ) رو من چجوری باید بیارم ؟

ش : (تَ ) رو كه تو انتَ هستش بیار بذار آخرش .

م: انتنَّ كه یك نفر بشه انتِ میشه . حالا تو بگو ببینم (رَجَعَ ) رو من چجوری باید بیارم ؟

ش : ( تِ ) رو كه تو انتِ هستش بیار بذار آخرش .  

 




طبقه بندی: آموزش پایه دوم راهنمایی،  آموزش پایه سوم راهنمایی، 

تاریخ : یکشنبه 22 آذر 1388 | ساعت 18 و 11 دقیقه و 31 ثانیه | نویسنده : خ آمنه آقایی | نظرات

فعل ماضی منفی . خانم پردیس واحدیان . مدرسه رامشه

ماضی که اولش ما داره...ما میگیره و منفی میشه

                       ....................................................... 

فعل امر . خانم پریسا پیامی . مدرسه راهیان فضیلت

ا  دزده  ( ت ) رو می دزده .       /   همزه که بیاد به بازار ت میشه دل آزار




طبقه بندی: آموزش پایه اول راهنمایی،  آموزش پایه سوم راهنمایی،  آموزش پایه دوم راهنمایی، 

تاریخ : چهارشنبه 11 آذر 1388 | ساعت 10 و 29 دقیقه و 21 ثانیه | نویسنده : خ آمنه آقایی | نظرات

فعل نهی با شعر

بساز فعل نهیو    / با فعل های مضارع ِ مخاطب

لا رو بیار برسرم   / ساکن بکن آخرم ، اما نه در دوازده

نشونه  ( ُ ) اُیِ من  / توصیغه های یازده / همراه با هشت ونه وده

نونیه که آخرمه . نونیه که آخرمه

تشابهم با نفی اینه که هردومون لا داریم

تشابهم با امر اینه که هردومون ساکنیم

تفاوتم با نفی اینه ، اون مرفوعه و من ساکن

 




طبقه بندی: آموزش پایه سوم راهنمایی، 

تاریخ : یکشنبه 8 آذر 1388 | ساعت 18 و 49 دقیقه و 32 ثانیه | نویسنده : خ آمنه آقایی | نظرات

سلام .

امروز همینطور که تو کلاس بودم ودرسم روهم داده بودم یک دوسه تایی از دانش آموزان رو بردم پای تخته تا تمرین کنند اون چیزایی رو که یاد داده بودم . همینطوری که انتهای کلاس ایستاده بودم یکی از بچه ها این مورد رو برا خودش گفت و خوب من هم که استراق سمعم همچین بگی یا نگی یک خرده زیاده بلافاصله شنیدم و حالا هم اینجا میارم براتون . این دوتا جمله مربوط به آموزش فعل امر است .

ا  دزده  ( ت ) رو می دزده .       /   همزه که بیاد به بازار ت میشه دل آزار

این رو برا این گفته بود که برای ساختن فعل امر می بایست حرف مضارع (ت ) روبرداریم وبه جاش ( ا) بیاریم .

                             با تشکر از خانم پریسا پیامی کلاس ۱/۳مدرسه راهیان فضیلت





طبقه بندی: آموزش پایه سوم راهنمایی، 

تاریخ : یکشنبه 8 آذر 1388 | ساعت 18 و 47 دقیقه و 59 ثانیه | نویسنده : خ آمنه آقایی | نظرات

سلام به برو بچه های درس خون و كوشا .

بچه ها ! این روشی رو كه با سه تا نمونه سوال آوردم روش یادگیری قواعد در قالب ترجمه است . سعی كنید عربی رو به شكلی كاملا یادگیرانه بخونید و در واقع فكرتون رو به كار بگیرید . با این روش شما تو هر زمان و هر جایی می تونید قواعد عربی رو همراهتون داشته باشید . وشب امتحان تنها نیاز به خوندن ترجمه ها دارید . راستی ! یادتون باشد ترجمه ها رو هم طوطی واری یاد نگیرید . لغت یاد بگیرید . و بعد لغت ها رو تو جمله هایی كه خودتون می سازید به كار ببرید .

به این مثال ها دقت کنید :

می خواهیم فعل های خواهی نشست . پرت می کنم . فرار نکردند رو تو جمله های زیر بیاریم :

‌‌أنا ...... حجارة .                 السارقونَ ...... من ید صاحب الحانوت .

یا صدیقی ! ............ هناك .

خوب تو عبارت اول ضمیر أنا نشون می ده كه فعلتون متكلم وحده است . پس اونی رو میارم كه به شكل متكلم ترجمه شده . یعنی من . فعل پرت می كنم . پرت كرد یعنی قذَفَ . پرت می كنم مضارع است یعنی الان . پس میشه : اقذِفُ

دومین عبارت السارقونَ است . یعنی اسم جمع . پس فعلی رو میارم كه جمع است . یعنی فرار نكردند . همونطور كه می بینید فعل من علاوه بر جمع بودن منفی هم هست و ماضی . السارقونَ مذكر است وفعل هَرَبَ هم یعنی فراركرد . پس فعل من میشه : ماهرَبوا .

تو سومی یا نشون دهنده مخاطب است و صدیق هم مفرد و مذكر . پس فعلم مفرد مذكر مخاطب میاد .البته با توجه به ترجمه باید فعلم رو به شكل مستقبل بیارم . می دونید كه فعل مستقبل هم با آوردن س یا سوف بر سر فعل مضارع است وفعل جَلَسَ هم یعنی نشست. پس جوابش میشه: سوف تجلسُ . یا ستجلسُ .




طبقه بندی: عمومی،  آموزش پایه سوم راهنمایی، 

تاریخ : شنبه 30 آبان 1388 | ساعت 19 و 15 دقیقه و 52 ثانیه | نویسنده : خ آمنه آقایی | نظرات

جدول فعل آموخته شده راهنمایی

فعل ماضی

ترجمه

فعل ماضی

ترجمه

فعل ماضی

ترجمه

فعل ماضی

ترجمه

نَهَضً   

  (   ِ )  

برخاست

أمَرَ  

 ( ُ )

دستور داد

جَلسَ 

  (   ِ )

نشست

كَتَبَ 

(   ُ )

نوشت

صَرَخَ 

 (  ُ )

فریاد زد

هَرَبَ  

  (   ُ )

فراركرد

خاف  

(  َ‌  )

ترسید

فَزَعَ  

  (     ِ  )

ترسید

هَجَمَ 

(  ِ ) 

حمله كرد

قرَأ  

 (  َ   )

خواند

سَمِعَ 

  (   َ   )

شنید

ضحُكَ 

(  َ  )

خندید

فرُحَ  

(   َ  ) 

خوشحال شد

عَلِمَ

  (  َ   )

دانست

فَهِمَ 

  (   َ  )

فهمید

حَرَسَ 

 (   ُ   )

پاسداری كرد

جَهَدَ 

(  َ  )

تلاش كرد

حَزِنَ 

 (  ُ  )

ناراحت شد

نَدِمَ 

  (   ِ  )

پشیمان شد

لسَعَ 

 (  ِ  )

نیش زد

وَصَلَ  

 (   ِ  )

رسید

رَجَعَ 

(   ِ )

بازگشت

شَكرَ 

 (  ُ )

سپاس گذاری كرد

قَدِرَ   

 (   ِ )

توانست

أخَذَ   

 (   ُ )

گرفت

حَمَلَ  

( ِ )

برداشت

هَتَفَ 

(   ِ )

فریاد زد

جاء 

 (   ِ  )

آمد

كانَ   

 (   ُ    )

بود

قالَ  

 (   ُ   )

گفت

وَقَعَ  

 (   ِ  )

افتاد

حَدَثَ  

 (  ِ  )

رخ داد

سَكنَ 

 (  ُ   )

سكونت كرد

طَلَبَ  

 (  ُ )

خواست

عَجِبَ  

(  ِ  )

تعجب كرد

وَجَدَ 

  (   ِ  )

یافت

فَتَحَ   

 (   َ  )

باز كرد

خَرَجَ 

  (   ُ )

خارج شد

دَخلَ

   (  ُ  )

داخل شد

طَرَحَ 

  ( ُ )

انداخت

قَذَفَ 

 (  ِ )

پرتاب كرد

طارَ   

 (   ِ  )

پرواز كرد

سَرَقَ  

 (   ِ   )

دزدید

ذَهَبَ 

 (  َ   )

رفت

غَرَسَ  

(  ِ  )

كاشت

سقی

(   ِ   )

آب داد

ظهَرَ 

(   َ  )

آشكار شد

دَفَنَ  

 (  ِ  )

پنهان كرد

قَرُبَ مِن 

 ( ُ )

نزدیك شد

كَسَبَ

 (  ِ  )

به دست آورد

بَدَأ 

(  َ  )

شروع كرد

ضَلَّ   

(  ِ  )

گم كرد

فَقَدَ  

 (   ِ )

گم كرد

نَظَرَ 

(   ُ  )

نگاه كرد

نَصَرَ 

(  ُ   )

یاری كرد

عَجِلَ  

 (  ِ  )

شتاب كرد

أكَلَ 

 (   ُ  )

خورد

ضَرَبَ  

  (   ِ  )

زد

كَذِبَ  

 (  ِ  )

دروغ گقت

جَعَلَ  

(   َ )

گذاشت . قرارداد

لَعِبَ   

 (  َ  )

بازی كرد

مَلَأ 

(  َ  )

پركرد

أذِنَ  

 (   ِ  ) 

اجازه داد

بَلَغَ

(    ِ )

رسید

 (بالغ شد)

تَرَكَ 

 (  ُ  )

رها كرد

شَرِبَ

    (  ِ  )

نوشید

رَكَعَ  

(  ِ  )

ركوع كرد

رأیَ 

  (  َ  )

دید

نَسِی 

(  َ  )  

فراموش كرد

تَعِبَ 

 (  َ )

خسته شد

سألَ 

  (  َ  )

پرسید

عَبَرَ 

 (  ُ  )

عبوركرد

سَتَرَ 

 (  ُ )

مخفی كرد

حانَ

فرارسید

قَصَدَ 

 ( ِ  )

تصمیم گرفت

شَعَرَ ب

(  ُ  )

احساس كرد

أسَرَ 

 (  ِ  )

اسیر كرد

غَسَلَ 

 (  ِ )

شست

ظلَمَ 

 (  ِ )

ظلم كرد

مَنَعَ 

(   َ  )

منع كرد

مَنَحَ 

(  َ  )

بخشید

نَجَحَ  

(  َ  )

موفق شد

سَبَحَ  

 (  َ )

شنا كرد

ذكَرَ 

 (  ُ )

به یاد آورد

بقی

 (  َ )

باقی ماند

حَبَسَ

  (  ِ  )

زندانی كرد

خَسِرَ 

(  َ  )

زیان كرد

رَزَقَ  

 (  ُ )

روزی داد

عَبَدَ 

( ُ )

پرستید

نَفَعَ  

 (  َ  )

سودرساند

رَفَعَ 

 (  ِ )

بالا برد

غَفَرَ 

 (  ِ )

آمرزید

عَرَفَ

  (  ِ )

شناخت

لَبِسَ 

 (  َ  )

پوشید

خَشَعَ 

 ( َ )

تواضع  كرد

كَبُرَ 

(  ِ )

بزرگ شد

وَلَدَ 

 (  ِ )

به دنیا آورد

شاءَ 

 (  َ  )

خواست

قَبِلَ  

 (  َ )

پذیرفت

ماتَ 

 (  ُ  )

مرد

حَفِظَ 

(  َ  )

نگهداری كرد

حَسَدَ  

  ( ُ  )

حسادت كرد

صَبَرَ 

(  ِ  )

صبركرد

غَضِبَ 

(  ِ  )

خشمگین شد

كَشَفَ 

 (  ِ )

كشف كرد

غَرَقَ 

 (  ِ  )

غرق شد

غَفِلَ 

 (  ِ  )

غفلت كرد

كَسِلَ 

 (  ِ  )

تنبلی كرد

دَفَعَ 

(  ِ  )

پرداخت

بَحَثَ عن

  (  َ )

جستجو كرد

سَجَنَ 

 ( ُ )

زندانی كرد

صَلَبَ 

( ُ )

به دار آویخت

رَحِمَ 

(  َ )

رحم كرد

شَرَحَ 

(  َ  )

گشود. شرح داد

رَكِبَ 

( َ )

سوارشد

صَنَعَ 

(  َ )

ساخت

حَصَلَ علی

(  ُ)

به دست آورد

قَلِقَ  

 ( َ )

نگران شد

عَزَمَ علی

( ِ)

تصمیم گرفت

ثَقُلَ 

( ُ )

سنگین شد

عَصَفَ 

 ( ِ )

وزید

یئسَ

 ( َ )

ناامید شد

قَنَطَ 

( ُ )

ناامید شد

زَرَعَ

 ( َ )

كاشت




طبقه بندی: آموزش پایه سوم راهنمایی،  آموزش پایه دوم راهنمایی، 

تاریخ : دوشنبه 18 آبان 1388 | ساعت 21 و 20 دقیقه و 40 ثانیه | نویسنده : خ آمنه آقایی | نظرات
سلام بر همه شما عزیزان

متاسفانه اشکال خیلی از شما بعد از نخوندن ترجمه ، این است که نمیتونید

یک ارتباط منطقی بین آموخته های خودتون برقرار کنید . برای همین هم بهتر دیدم

که یک کمی شما رو راهنمایی کنم . البته به خاطر جای کمی که داریم ممکن است

 که جدول ما دو تکه بشه .

نشان

مخاطب

اسم فعل

اسم

اشاره

اسم

ظاهر

ضمیر

شماره

صیغه

 

صیغه

فعل

ماضی

ترجمه

فعل

مضارع

ترجمه

مثال

جمله

-----

هذا

ذلک

معلم هو ۱

مفرد

مذکر

غایب

عَلِمَ دانست یَعلَمُ می داند

المعلم

(هذا -

المعلم)

هو

علم

مسئلة

---- هذان معلمانِ هما ۲

مثنی

مذکر

غایب

عَلِما دانستند یَعلمانِ

می

دانند

معلمان

(هذان -

المعلمان)

(هما)

علما

مسئلة

-----

هولاء

اولئک

معلمونَ هم ۳

جمع

مذکر

غایب

عَلموا دانستند یعلمونَ می دانند

المعلمون

(هولاء

المعلمون)

(هم)

علموا

مسئلة

؟ ؟ ؟ ؟ ۴ ؟ ؟ ؟ تعلمُ میداند ؟
؟ ؟ معلمتان ؟ ۵ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟
؟ ؟ ؟ هنّ ۶ ؟ علمنَ ؟ ؟ ؟ ؟

یا

(ایها)

---

معلم

المعلم

انتَ ۷

مفرد

مذکر

مخاطب

عَلمتَ دانستی تعلمُ میدانی ؟
؟ --- ؟ ؟ ۸ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟
؟ ---- ؟ ؟ ۹ ؟ علمتم ؟ ؟ ؟ ؟
؟ ---- ؟ ؟ ۱۰ ؟ ؟ ؟ ؟ میدانی ؟
؟ ----- ؟ ؟ ۱۱ ؟ ؟ دانستید ؟ ؟ ؟
؟ ---- ؟ ؟ ۱۲

جمع

مونث

مخاطب

؟ ؟ تعلمنَ ؟ ؟

 لطف کرده بقیه جدول را خودتان تکمیل نمایید .

یعنی جاهایی رو که علامت ؟ است .

ضمن اینکه دو صیغه متکلم وحده و متکلم مع الغیر را

می بایست به آخر جدولتان اضافه نمایید .

دانش آموزان پایه سوم لطف کرده وفعل های ماضی ومضارع منفی و مستقبل

وامر ونهی رو هم به شکل افقی به آخر جدولتون اضافه کنید . معنی فعل هارو هم بنویسید .




طبقه بندی: عمومی،  آموزش پایه سوم راهنمایی،  آموزش پایه دوم راهنمایی، 

تاریخ : پنجشنبه 14 آبان 1388 | ساعت 18 و 50 دقیقه و 15 ثانیه | نویسنده : خ آمنه آقایی | نظرات

سلام .

دوباره اومدم تا با یک روش دیگر وزن کلمات رو آموزش بدم .

حالا شروع کنید .

اسمو فعلو شناختیم ، حالا میریم تو ریشه تا بشناسیم وزنارو

 ریشه ی هر کلمه ، سه حرف اصلی میشه

 برای پیدا کردنش لازمه که عائلشو (خانواده ) بشناسیم

از توی این عائله پیدا کنیم سه حرفو

اولین حرف ِ اون رو بهش میگیم فاء الفعل

دومی هست عین الفعل ، سوم میشه لام الفعل

وقتی اضافه بشه به این سه حرف حروفی

کلمه ایو می سازید که مفهومش جدیده ِ و وزن اونم جدیده

حالا با چند تا مثال روشن میشه حرف ما

غَفَرَ . غفران . مغفرة . غفاّر . غفور .

هم چنانکه می بینید سه حرف غ . ف . ر  در این کلمات مشترک است . درواقع همه این کلمات هم خانواده هستند .

وچون ما گفتیم همه کلمات را بر وزن سه حرف اصلی می آوریم پس به (غ) می گوییم فاء الفعل . به (ف) می گوییم عین الفعل . وبه (ر) می گوییم لام الفعل . یعنی که کلمه غفر را بر وزن فعل می آوریم .

حالا این سه حرف فعل را به غفر وصل کرده و حروف اضافی را نیز دقیقا در همان جایی که هستند قرار می دهیم .

              مغفرة                       .      استغفار                   .       غُفران

             مفعلة                       .     استفعال                    .        فُعلان 

یعنی کلمه مغفرة بر وزن مفعلة می باشد و به معنی آمرزش

کلمه اسغفار بر وزن استفعال است و به معنی طلب آمرزش و .....

                                                                    موفق باشید . تمرین یادتون نره .




طبقه بندی: آموزش پایه سوم راهنمایی، 

تاریخ : چهارشنبه 15 مهر 1388 | ساعت 20 و 24 دقیقه و 31 ثانیه | نویسنده : خ آمنه آقایی | نظرات

[جمله فعلیه

همانگونه که قبلا یادگرفتید جملات یا اسمیه هستند یعنی با اسم شروع میشوند ویا فعلیه میباشند یعنی اینکه جمله با فعل شروع میشود . دانستیم که در جمله اسمیه دورکن مهم وجود دارد که همیشه باید به دنبال آنها بگردیم . یکی مبتدا ودیگری خبر . البته این بدان معنی نیست که در این نوع از جملات نقش های دیگری وجود ندارد . یک جمله اسمیه هم میتواند مضاف الیه یا مجرور به حرف جر یا صفت و... داشته باشد . اما در جملات فعلیه ما می بایست به دنبال چه چیزهایی یا نقشهایی باشیم . در جملات فعلیه همیشه دو رکن فعل وفاعل وجود دارند ولی گاهی ممکن است این جملات مفعول هم داشته باشند . دراین نوع از جملات مجرور به حرف جر یا مضاف الیه ویا صفت و.. هم میتواند بیاید .

دقت داشته باشید که در جملات فعلیه آنچه مهم است این است که فاعل ( انجام دهنده کار ) همیشه بعد از فعل قرار می گیرد واگر این اسم که دارد کاری را انجام میدهد ، قبل از فعل آمد دیگر نمیتواند فاعل باشد . وچنان چه در این نوع از جملات فاعل به شکل اسم ظاهری که برای شما ملموس میباشد بیاید فعل غایب شما احتیاجی به صرف کردن ندارد ودرهمه حالت به شکل مفرد می آید ولی در جنس (مذکر ومونث بودن ) با فاعل خود مطابقت میکند .

مانند : رجعَ الطالبونَ من السفرة  العلمیة                یا رجعت الطالبات من السفرة العلمیة 

همانطور که می بینید فاعل یعنی الطالبون والطالبات بعد از فعل آمده است وچون ما آنها را به خوبی احساس می کنیم بنابراین نیازی نیست که فعل را صرف کرده ودر حقیقت برای فعلمان دو تا فاعل بیاوریم . زیرا علامت هایی را که ما به آخر فعل هایمان اضافه می کنیم تا آنها را صرف کنیم در واقع فاعل ما میباشند . اکنون به جملات زیر دقت کنید :

(مردان ) از مسجد باز گشتند .        رجعوا من المسجد . ضمیر (واو ) در واقع نشان دهنده جمع مردان است وفاعل میباشد .

(زنان) به خانه رسیدند .                وصلنَ الی البیت . ضمیر (نَ ) در واقع نشان دهنده زنان است وفاعل میباشد .

در این دو جمله چون ما هیچ اسم قابل ملموس یا ضاهری نیاوردیم پس فعلمان را صرف کردیم تا فاعل داشته باشیم .

حواستان را خوب جمع کنید . این مورد فقط در فعل های غایب به کار میرود چه این فعل ها ماضی باشند چه مضارع یا مستقبل و..

اما حرکت حرف آخر در فاعل چه میباشد ؟ اعراب فاعل مانند مبتدا وخبر است . یعنی رفع یا ضمه ـــُــٌ   والبته اسم های حقیقی مونث مانند فاطمه ، زینب ، مریم و.. وهمچنین اسم های دارای (ال ) ویا اسم هایی که به اسم بعدی مضاف (اضافه ) شده اند تنوین را قبول نمی کنند وفقط

ــــُـــ می گیرند .

جمله فعلیه میتواند مفعول هم داشته باشد . مفعول کلمه ای است که در جواب چه چیزی را وچه کسی را می گوییم . مانند : علی خورد . چه چیزی را؟ غذا را . غذا در اینجا مفعول میباشد . اعراب مفعول ـــَـــــًـــ  فتحه یا نصب است . وبه آن منصوب می گوییم . تمام مواردی که در فاعل گفتیم که تنوین ضمه نمی گیرند اگر مفعول بشوند تنوین فتحه نمی گیرند . مانند:

فاطمه به درخت نگاه کرد .     نظرت فاطمة ُ الی الشجرة

زینب فاطمه را دید.              رأیت زینبُ فاطمة َ

در جمله دوم اگر دقت کرده باشید متوجه شدید که زینب فاعل است وفاعل باید مرفوع باشد وفاطمه مفعول است ومفعول باید منصوب باشد . اما همانطور که می بینید هیچ کدام تنوین نگرفته اند .

یادتان باشد ما در زبان عربی (را ) نداریم واین کلمه را فقط در ترجمه به کاار می بریم .

اما مجرور به حرف جر چیست ؟ اسمی است که بعد از حروف جر قرار می گیرند . حروف جر باعث میشوند که حرکت حرف آخر در این اسم ها کسره ـــِــــٍـــ  بشود که به آنها مجرور می گوییم . حرف جر + اسم بعد از آن روی هم جار ومجرور می باشند .

این حروف عبارتند از : الی / علی / مِن / فی / عند / کَ به معنی مانند / و به معنی قسم مانند والتین والزیتون / و........

همان 3 حالتی که در فاعل ومفعول گفتیم اگر در مجرور به حرف جر هم باشد تنوین نمی گیرد . البته تنوین جر یا کسره

اکنون دقت کنید . می خواهیم جمله اسمیه زیر را به فعلیه تبدیل کنیم .

این دو دانش آموز دختر دراین مدرسه درس می خوانند .

هاتان الطالبتان ِ تقرءان ِ الدرسَ فی هذه المدرسة.

تقرأ هاتان الطالبتان الدرسَ فی هذه المدرسة .

راستی چی شد؟ چرا اینطوری شد؟ یادتان است گفتیم اگر فاعل به شکل اسم ظاهری بیاید که برای ما ملموس است وفعلمان هم غایب باشد ما آن فعل را به شکل مفرد میاریم ؟ خوب حالا همین است . راستی یک سوال دیگر . ما گفتیم که فاعل باید مرفوع باشد پس چرا هاتان الطالبتان با کسره آمده ؟ اگر گفتید چرا؟ جواب هایتان را برایم بفرستید تا بعد به جواب درست وحسابی برسیم . برای فرستادن جوابهایتان کافی است روی نظر بدهید همین صفحه کلیک کنید وپاسخ خودتان را روی صفحه ای که باز میشود بنویسید وارسالش کنید . کلمه الدرس هم مفعول بود ومفعول هم منصوب است وچون ال داشته فقط ـَــ گرفته است .




طبقه بندی: آموزش پایه سوم راهنمایی، 

تاریخ : سه شنبه 18 فروردین 1388 | ساعت 04 و 04 دقیقه و 00 ثانیه | نویسنده : خ آمنه آقایی | نظرات

جمله اسمیه

 

تاکنون دررابطه با کلمات مختصری از مطالب رایاد گرفتید . هرگاه بخواهیم کلمه ای راتحلیل الصرفی کنیم آنچه راتاکنون یادگرفته اید برای آن کلمه می نویسید . برای نمونه :

 

 سَمِعَ : فعل ماضی . مفرد مونث غایب

 

 محفظة ُ : اسم . مفرد . مونث

 

اکنون ببینیم که هر یک از اسمها می توانند نقش خاصی رادر جمله بگیرند . هم چنین فعل

به تعیین نقش کلمات الاعراب می گوییم .

برای یافتن نقش کلمات ابتدا باید به دستورزبان فارسی کاملاً آشنا باشید . دوم اینکه از قدرت ترجمه بالایی برخوردار باشید .

درزبان عربی جملات یا اسمیه هستند یا فعلیه .

جمله اسمیه به جمله ای گفته میشود که بااسم شروع میشود .

جمله فعلیه به جمله ای گفته میشود که با فعل شروع شود .

زمانی که تشخیص دادید جمله شما اسمیه است یا فعلیه ، آن وقت به دنبال ارکان مهم آن بگردید .

در جمله اسمیه شما دورکن مهم دارید که حتماً باید آ«ها رادرجمله مشخص نمایید .

این دورکن عبارتند از : مبتدا / خبر

مبتدا اسمی است که درابتدای جمله قرار می گیرد وممکن است گاهی اوقات بعد از خبر بیاید و آن زمانی است که خبر از نوع حرف واسم باشد . در ضمن مبتدای شما هم با تنوین آمده یاشد .

حتماً معنای تنوین رادر درس قرآن خوانده اید .

خبر کامل کننده مبتدا میباشد ومیتواند به یکی از 3 شکل زیرباشد :

خبر از نوع اسم . که ما به آن خبر مفرد می گوییم . حتی اگر آن اسم مثنی یا جمع باشد .

خبر از نوع فعل . که ما به آن خبر جمله می گوییم .

خبر ازنوع حرف واسم . که مابه آن خبر شبه جمله می گوییم .

 

مبتدا وخبر می بایست مرفوع باشند و یعنی حرکت حرف آخرشان ـــُـ یا ــــٌــ باشد .

 

در مواقعی که اسم شما (ال) داشته باشد یا اسم اشخاص حقیقی مونث باشد یا به کلمه دیگری اضافه شده باشد ودرواقع مضاف باشد اسم شما ـــُــ می گیرد .

اگر اسم شما مشخصات بالا رانداشت اسم شما ـــٌــ می گیرد .

خبر اگر از نوع فعل یا حرف واسم باشد حرکت آن تغییر نمی کند وچون در جایگاه خبر نشسته است وما گفتیم که خبر مرفوع است پس می گوییم محلاً مرفوع . یعنی درمحل رفع

 

به جملات زیر دقت کنید .

 

 الطالب نظیف .

می خواهیم این عبارت را (شکُّل ) حرکت گذاری نماییم .

ابتدا تشخیص می دهیم که جمله ما جمله اسمیه است . پس یک مبتدا داریم ویک خبر . گفتیم که مبتدا وخبر هردومرفوع هستند . پس می بایست حرکت ــُــ یا ـــٌــ رادر آخر حروف قراردهیم . اکنون نگاهی به عبارت می اندازیم .

الطالب ، (ال ) دارد پس فقط ـــُـ می گیرد .

نظیف ، (ال ) ندارد / به کلمه دیگری اضافه نشده است / اسم شخص مونث هم نیست . پس ــٌــ می گیرد .

 

یادتان باشد منظورمان از اسم مونث حقیقی اسم دختر خانم هااست . مانند : زهرا ، فاطوه ، سعیده، مریم ، زینب و....

 




طبقه بندی: آموزش پایه سوم راهنمایی، 

تاریخ : دوشنبه 6 اسفند 1386 | ساعت 04 و 02 دقیقه و 00 ثانیه | نویسنده : خ آمنه آقایی | نظرات

آموزش فعل نهی

تاکنون بادوکاربرد فعل (امر ونفی ) آشنا شدید . اکنون بدانید که :

اگر بخواهیم کسی راازانجام کاری منع کنیم ، درواقع نهی از منکر کنیم ازفعل نهی استفاده می کنیم .

فعل نهی همانند فعل امر از مضارع مخاطب ساخته میشود وبرای ساخت آن می بایست به شکل زیر عمل نمایید .

ابتدا حرف ( لا ) رابرسر فعل مضارع مخاطب قرار دهید .

حرف آخر فعل مضارع را همانند فعل امر ساکن نمایید .

یادتان باشد در صیغه جمع مونث غایب ( ن ) نشانه جمع زنان است نه علامت رفع یاضمه . پس به آن دست نزنید .

اکنون فعل های زیر رابادقت ببینید وبخوانید :

لا تذهَبْ : نرو       لا تذهبی : نرو(مونث)

لاتذهبا : نروید          لاتذهبا : نروید

لاتذهبوا : نروید        لاتذهبـْنَ : نروید

 

تفاوت لای نفی با لای نهی دراین است که : لای نفی هیچ تغییری درآخر فعل مضارع ایجاد نمی کند . ولی لای نهی باعث جزم یا ساکن شدن حرف آخر فعل مضارع میشود . دقت داشته باشید که فعل نهی رابرای صیغه های غایب ومتکلم هم می توانیم بسازیم اما کاربرد چندانی ندارد .

 




طبقه بندی: آموزش پایه سوم راهنمایی، 

تاریخ : دوشنبه 6 اسفند 1386 | ساعت 04 و 02 دقیقه و 00 ثانیه | نویسنده : خ آمنه آقایی | نظرات

تعداد کل صفحات : 3 ::      1   2   3  



  • paper | فال روزانه | فروش رپورتاژ آگهی ارزان قیمت
  • ادیات | بک لینک با کیفیت
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات