خاطرانی از کلاس های پایه هفتم

خب دیگر . کم کم داریم به آخرای سال تحصیلی نزدیک میشویم . کتاب عربی هفتم با همه خوبی ها و بدی هایش ..... روبه اتمام است . به جاهای شیرین کتاب رسیدیم و البته سخت ..

این کتاب یک تجربه کاملا جدید بود و خوشحالم که توانستم باشم و تجربه ای شیرین داشته باشم بعد از سال ها تدریس تکراری .

تعدادی از دانش آموزانم درصدد بودند و هستند که مطالب را به شکل قدیم یاد بگیرند که البته من مقصر را اولیای آنها می دانم و بس .... (وشاید هم خیلی از همکاران خودم که واقعا متاسفم ) 


درس هایی را که واقعا لذت بردم از آموزششان ..یکی کلمات استفهامی بود که با ورود به بخش ضمایر خودش را رسما نشان داد و البته چون دانش آموزانم از قبل آمادگی لازم را داشتند با این درس کلا حال کردیم . 

درس بعدی فعل ماضی یک بود که دوهفته بعد از تدریسش یک روز یکی از سومی ها (سوم راهنمایی ) جلویم را گرفت و گفت خانم ! این چی است به بچه ها گفتید ؟ توی سرویس مدرسه اصلا نمیگذارند یک دقیقه آرام بنشینیم . همش میگویند : طرق طرق ... من طرق ؟ ... 

و اما یک خاطره دیگر زمانی بود که دانش آموزانم توی دو خط شروع کردند به معرفی خودشان . 

دلم اصلا نمیخواهد از این کتاب چیزی حذف بشود چون فوق العاده است . اما ای کاش میتوانستیم برنامه ای داشته باشیم که ساعت آموزشش زیاد بشود ولی .............. 

و امروز صبح و تلنگر شعر آهنگ کلمات که تو یک پست دیگر میآورم و شاید این درس هم یک خاطره خوب بشود .. الله اعلم 

                                      هفتمی های خوبم متشکرممممممممممممم




موضوع: آموزش پایه هفتم ، ویژه دانش آموزان، آموزش پایه هفتم، خبر نامه ، داستان نویسی،
برچسب ها: عربی هفتم .،
[ شنبه 3 اسفند 1392 ] [ ساعت 10 و 22 دقیقه و 13 ثانیه ] [ خ آمنه آقایی ]